English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
assonant مشابه یا متجانس
Search result with all words
congener مشابه متجانس
Other Matches
emulation رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
directory روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
directories روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
congruent متجانس
homogeneous متجانس
congeneric متجانس
strangest غیر متجانس
homological متشابه متجانس
heterologous غیر متجانس
inhomogeneous غیر متجانس
strange غیر متجانس
misfit غیر متجانس با محیط
misfits غیر متجانس با محیط
like-minded دارای فکر متجانس
like minded دارای فکر متجانس
associable قابل معاشرت متجانس شدنی
homology همانندی وتجانس ساختمان اعضای مختلف جانور یاگیاه در اثرمنشعب شدن از یک ریشه یامبدا متجانس
resembling <adj.> مشابه
like <adj.> مشابه
analogous مشابه
similar <adj.> مشابه
elementary مشابه
similar مشابه
lossy compression مشابه 6-23
semblable مشابه
quasi مشابه
alike <adj.> مشابه
akin <adj.> مشابه
related <adj.> مشابه
allo مشابه
homogeneous مشابه
corresponding مشابه
incorrectly مشابه 5078
reconfigure مشابه 8375
manipulation مشابه 6208
quantize مشابه 8181
product group کالاهی مشابه
organizing مشابه 7186
organizes مشابه 7186
IBM مشابه 4963
MByte مشابه 6304
gaps مشابه 4490
gap مشابه 4490
uncommitted logic array مشابه 10328
EXNOR مشابه 3826
SVGA مشابه 9737
ultra- مشابه 10327
window مشابه 10682
prints مشابه 7861
printed مشابه 7861
print مشابه 7861
pim مشابه 7515
parity price قیمت مشابه
look-alikes برنامه مشابه
look-alike برنامه مشابه
equalled مشابه بودن
similarly بطور مشابه
least significant digit مشابه 5781
equaling مشابه بودن
equaled مشابه بودن
identical دقیقا مشابه
equivalent برابر مشابه
equivalents برابر مشابه
HMA مشابه 4812
GUI مشابه 4601
equalling مشابه بودن
multifunctional مشابه 6716
multi scan monitor مشابه 6632
MHS مشابه 6444
rounding مشابه 8762
IBM مشابه 4962
IRTF مشابه 55423
look alike برنامه مشابه
equals مشابه بودن
exclusive مشابه 3824
induction مشابه 5128
inductions مشابه 5128
equal مشابه بودن
organize مشابه 7186
fielded مشابه 4036
carrier مشابه 1595
carriers مشابه 1595
interchange مشابه 5359
interchanged مشابه 5359
interchanges مشابه 5359
interchanging مشابه 5359
Arabic شکل مشابه ...
storage مشابه 9641
directly مشابه 3162
register مشابه 8481
registering مشابه 8481
registers مشابه 8481
peripheral مشابه 7489
electronic مشابه 3510
status مشابه 9596
field مشابه 4036
fields مشابه 4036
round مشابه 8759
roundest مشابه 8759
domain مشابه 3286
domains مشابه 3286
scale مشابه 8865
syntax مشابه 9817
cal مشابه 1502
word مشابه 10721
worded مشابه 10721
launch مشابه 5747
launched مشابه 5747
launches مشابه 5747
launching مشابه 5747
correspound مشابه بودن
recoveries مشابه 8398
synthesizing مشابه 9821
bridging مشابه 1361
in kind <idiom> به طریقی مشابه
in the same boat <idiom> درشراطی مشابه
users مشابه 10322
user مشابه 10322
synthesized مشابه 9821
breakdown مشابه 1352
breakdowns مشابه 1352
kips مشابه 5677
bracket مشابه 1329
slew مشابه 9308
organises مشابه 7186
synthesizes مشابه 9821
organising مشابه 7186
recovery مشابه 8398
decryption مشابه 2871
EMI مشابه 3541
encryption مشابه 3631
epileptiform مشابه صرع
epileptoid مشابه صرع
design مشابه 2979
designs مشابه 2979
decoding مشابه 2860
synthesised مشابه 9821
synthesises مشابه 9821
synthesize مشابه 9821
synthesising مشابه 9821
banks مجموعهای از وسایل مشابه
dissimilarly بطور غیر مشابه
homochromatic دارای رنگهای مشابه
etx توجه مشابه EOT
bank مجموعهای از وسایل مشابه
tonemic دارای تلفظ مشابه
lark چکاوک وگونههای مشابه ان
hand out <idiom> از چیزهایی مشابه به هم دادن
Join the club! من هم درشرایطی مشابه هستم !
larks چکاوک وگونههای مشابه ان
quasi- مشابه یا تقریباگ همان
to correspond to مانند [مشابه] بودن
in keeping with <idiom> مشابه ،موافقت کردن
block storing کنار هم چیدن کانتینرهای مشابه
pulse مجموعه متمادی پالسهای مشابه
pulsed مجموعه متمادی پالسهای مشابه
acceptable alter nate product فراورده مشابه قابل قبول
tweedledum and tweedledee دو فرد یا دو گروه خیلی مشابه
We're all in the same boat. ما همه در یک موقعیت مشابه هستیم.
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
rookeries زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
isotropic دارای خواص فیزیکی مشابه
relationship نحوه اتصال دو چیز مشابه
relationships نحوه اتصال دو چیز مشابه
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
rookery زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
heterologous غیر مشابه بدون نسبت
equates مشابه بودن یامشابه ساختن
equated مشابه بودن یامشابه ساختن
equate مشابه بودن یامشابه ساختن
homogamy وجود گلبرگهای مشابه ومتجانس در گیاه
Birds of a feather flock together . <proverb> پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
basic type double tier formwork قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
to be in the same boat <idiom> درشرایطی مشابه بودن [اصطلاح مجازی]
equivalents همان مقدار را داشتن یا مشابه بودن
contour template مشابه سازی یک شکل دو یاسه بعدی
in a rut <idiom> همیشه کار مشابه انجام دادن
equivalent همان مقدار را داشتن یا مشابه بودن
typecast ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
gating circuit مداری که مشابه با یک کلیدانتخاب شده عمل میکند
c استفاده مشابه از کامپیوتر در هر جنبه طراحی و ساخت
pantomiming <adj.> <pres-p.> [رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن]
mimicking <adj.> <pres-p.> [رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن]
emulating <adj.> <pres-p.> [رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن]
homograft پیوند زنی از بافت وجودی مشابه باخود
typecasts ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
unshielded twisted pair cable مشابه 10294. مراجعه شود به CATEGORY CABLE
c استفاده مشابه از کامپیوتر و سایر اجزا در فرآیند
voices تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
voicing تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
elements که ازقسمتهای مشابه بسیار تشکیل شده است
voice تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
element که ازقسمتهای مشابه بسیار تشکیل شده است
matches جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
match جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
typecasting ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
clones کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
cloning کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
cloned کامپیوتر یا مداری که مشابه گونه اصلی آن کار میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com