Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English
Persian
throwin
مشارکت کردن افزودن بر
Other Matches
join
مشارکت کردن
commonest
مشارکت کردن
joins
مشارکت کردن
commoners
مشارکت کردن
common
مشارکت کردن
joined
مشارکت کردن
kick in
مشارکت کردن در سهم دادن در
participates
سهیم شدن در مشارکت کردن
participated
سهیم شدن در مشارکت کردن
participate
سهیم شدن در مشارکت کردن
increments
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
increment
افزودن چیزی یا افزودن یک عدد
redouble
افزودن دوبرابر کردن
redoubles
افزودن دوبرابر کردن
imp
غرس کردن افزودن
imps
غرس کردن افزودن
redoubling
افزودن دوبرابر کردن
redoubled
افزودن دوبرابر کردن
insets
افزودن اضافه کردن گذاشتن
subjoin
در پایان افزودن اضافه کردن
inset
افزودن اضافه کردن گذاشتن
venturing
مشارکت
participation
مشارکت
venture
مشارکت
ventured
مشارکت
communion
مشارکت
partnership
مشارکت
ventures
مشارکت
partnerships
مشارکت
incorporation
مشارکت
equity investment
مشارکت در سرمایه
anent
در مشارکت با مربوط به
deed of partnership
قرارداد مشارکت
disaffiliation
عدم مشارکت
profit-sharing
مشارکت در سود
profit sharing
مشارکت در سود
participation rate
نرخ مشارکت
parcenary
هم میراثی مشارکت
incorporative
الحاقی مشارکت
in cahoots with
<idiom>
مشارکت مخفیانه با کسی
participant observation
مشاهده توام با مشارکت
loading participation in profits
هزینههای مشارکت در سود
female participation rate
نرخ مشارکت زنان
consortiums
ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
consortia
ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
labor participation rate
نرخ مشارکت نیروی کار
consortium
ائتلاف بنگاههای اقتصادی مشارکت
texts
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
text
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
Participation rates are low compared to international standards.
میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
put on
افزودن
increase
افزودن
subjoin
افزودن
aggrandise
افزودن
to eke out
افزودن
Inc
افزودن
subjoin
افزودن
augment
افزودن
augmented
افزودن
append
افزودن
increased
افزودن
adding
افزودن
add
افزودن
potentize
افزودن
adds
افزودن
increases
افزودن
eke
افزودن
augmenting
افزودن
augments
افزودن
aggrandize
افزودن
aggrade
افزودن
add
افزودن
adject
افزودن به
eke out
افزودن به
accelerating
افزودن
appending
افزودن
enhanced
افزودن
appends
افزودن
dynamize
افزودن
enhances
افزودن
imburse
افزودن
accelerate
افزودن
appended
افزودن
accelerated
افزودن
to run rup
افزودن
enhancing
افزودن
append
افزودن
enhance
افزودن
accelerates
افزودن
extensions
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
stock
به موجودی افزودن
amplifying
افزودن بالابردن
stocked
به موجودی افزودن
amplify
افزودن بالابردن
preponderate
چربیدن بر افزودن
amplified
افزودن بالابردن
amplifies
افزودن بالابردن
to pay back
برگرداندن افزودن
plus
افزودن به مثبت
setting
افزودن به وقت بازی
toincrease any one's salary
مواجب کسیرا افزودن
increased
افزودن ترقی دادن
bundling
افزودن نرم افزار
apperceive
بمعلومات خود افزودن
adjoins
افزودن متصل شدن
to fan the flame
برشدت چیزی افزودن
adjoined
افزودن متصل شدن
increases
افزودن ترقی دادن
settings
افزودن به وقت بازی
toincrease any one's salary
برحقوق کسی افزودن
resurface
لایهی جدید افزودن
accrete
بهم افزودن یا چسبانیدن
adjoin
افزودن متصل شدن
bundles
افزودن نرم افزار
bundle
افزودن نرم افزار
resurfaces
لایهی جدید افزودن
increase
افزودن ترقی دادن
volume
کتاب برحجم افزودن
resurfaced
لایهی جدید افزودن
volumes
کتاب برحجم افزودن
throw in
مطلبی بر صحبت کسی افزودن
daylight saving time
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
to intensify one's actions
برشدت اقدامات خود افزودن
forward mode
افزودن یک عدد یا اندیش و اختلاف به اصل
queueing
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
upgrade
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
queued
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queue
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queues
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
upgrading
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
date
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
doping
افزودن ماده شیمیایی خاص به یک قطعه
upgrades
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
upgraded
قدرتمندتر و بهنگام تر با افزودن قط عات جدید
dates
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
insert
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
parallelling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallels
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
inserts
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
mithridatism
مصونیت از زهر بواسطه خوردن و کم کم افزودن برمقداران
dates
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
inserting
افزودن متن جدید درون کلمه یا جمله
parallel
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleled
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
winder
گرم شدن تدریجی بدن و افزودن برسرعت
date
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
paralleling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
anchor line extension kits
جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
paroli
دوبرابر داو بوسیله افزودن پول برده بدان
increment
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
ten's complement
عددی که با افزودن یک به متمم نهم یک عدد دهدهی به دست آید
insertion loss
توجه به یک سیگنال به علت افزودن یک وسیله به کانال یا مدار موجود
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
increments
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
extending
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extends
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extend
فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
updates
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
updated
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
update
تغییر یا افزودن داده مشخص در فایل اصلی با اطلاعات به روز شوند
extensible
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که به کاربر امکان افزودن نوع داده و دستورات خاص خود را میدهد
source
نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
privilege
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
memo field
فیلدی در پایگاه داده یا پنجره متن در یک برنامه کاربردی که به کاربر امکان افزودن دستورات یا ماکرو درباره ورودی میدهد
two's complement
افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
aliasing
افزودن سیگنالهای صوتی بین الگوهای صوتی برای ایجاد صدای ملایم تر
subscribed
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
subscribes
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribe
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
highs
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
highest
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
subscribing
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
appreciated
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciate
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciating
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciates
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
dithering
ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش
special drawing rights
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
expandable
با افزودن نرم افزار یا سخت افزار
extend
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extending
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
structures
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
appended
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
append
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
appends
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
appending
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com