English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
unseen مشاهده نشده
Other Matches
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
incomplete انجام نشده پر نشده
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
observations مشاهده
course line shot مشاهده در خط
observation مشاهده
seeing مشاهده
observantion مشاهده
observes مشاهده کردن
observer مشاهده کننده
behold مشاهده کردن
perceive مشاهده کردن
perceived مشاهده کردن
perceives مشاهده کردن
observed مشاهده کردن
beholding مشاهده کردن
animadversion مراقبت مشاهده
observers مشاهده کننده
observe مشاهده کردن
naturalistic observation مشاهده طبیعی
perceiving مشاهده کردن
observability مشاهده پذیری
objectives قابل مشاهده
objective قابل مشاهده
faculty of observation قوه مشاهده
see مشاهده کردن
perceptivity قوه مشاهده
twing مشاهده کردن
sees مشاهده کردن
ovservation قوه مشاهده
observing مشاهده کردن
beheld مشاهده شده
beheld مشاهده کرده
observation error خطای مشاهده
observational techniques فنون مشاهده
observational مبنی بر مشاهده
apperceive مشاهده کردن
beholds مشاهده کردن
imperceptible غیر قابل مشاهده
perceptions مشاهده قوه ادراک
spots مشاهده کردن گلوله ها
perception مشاهده قوه ادراک
perceptiveness بینایی قوه مشاهده
perception of an object مشاهده یا دیدن چیزی
perceivable مشاهده کردنی دیدنی
participant observer مشاهده گر شرکت کننده
participant observation مشاهده توام با مشارکت
ovservation مشاهده رصد کردن
observed score نمره مشاهده شده
empirically از روی مشاهده و تجربه
observable quantity کمیت مشاهده پذیر
imperceptibly بطور غیرقابل مشاهده
a posteriori مبنی بر تجربه و مشاهده
indiscernibly بطور غیرقابل مشاهده
observed frequency بسامد مشاهده شده
sight the anchor مشاهده کردن لنگر
spot مشاهده کردن گلوله ها
histories صفحاتی که مشاهده شده
observational error خطای مشاهده [ریاضی]
history صفحاتی که مشاهده شده
reviews مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
identifying مشاهده کردن شناسایی کنید
reviewing مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviewed مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
identifies مشاهده کردن شناسایی کنید
identified مشاهده کردن شناسایی کنید
review مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
identify مشاهده کردن شناسایی کنید
imperceptibility غیر قابل مشاهده بودن
see for oneself از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
confucion symbols علاپم کنفسیون که صرفا در فرش چین مشاهده می شود
incidental images تصویرهایی که مشاهده انهانتیجه تاثیراتی است که ازچشم ناپدیدگشته اند
periscope دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
periscopes دوربین زیر دریایی مخصوص مشاهده اشیاء روی سطح اب
homosphere قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
hidden پاک کننده خط وطی که در هنگام مشاهده شکل دوبعدی یک شی سه بعدی نباید دیده شوند
system follow up ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
Internet جستجوگر وب سافت ماکروسافت که در حال حاضر آماده است و به کاربر امکان مشاهده صفحه وب را میدهد
diamonds شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
System Monitor امکانی در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده اجرای منابع PC را میادهد و اگر وسیله اشتراکی دارند بررسی میکند
finder واسط کاربر گرافیکی به Macintosh اجازه دادن به کابر به مشاهده فایل ها و شروع برنامههای کاربردی با استفاده از Mouse
news reader نرم افزاری که به کاربر امکان مشاهده لیست گروههای خبری و خواندن مقالات چاپ شده در هر گروه یا ارسال آن مقاله را میدهد
thumbnail نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
thumbnails نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
observer نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
gastroscope اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
unfriendly act هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
high oblique عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
browses مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browsed مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
browse مشاهده داده در پایگاه داده ها یا سیستم online
presentment اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
uncharged پر نشده
unbowed خم نشده
unbowed سر کوب نشده
unsought کاوش نشده
unspotted ننگین نشده
unnormalized هنجار نشده
unbacked رام نشده
unpolished پرداخت نشده
unpremediated تصور نشده
unlicked لیسیده نشده
undisiplined تربیت نشده
unexploded منفجر نشده
undefined تعریف نشده
undeeded در سندقید نشده
uncoditioned شرط نشده
uncleared ترخیص نشده
unleached سفید نشده
uncircumcised ختنه نشده
unissued <adj.> توزیع نشده
unaccomplished انجام نشده
undirected هدایت نشده
intemerate بی ناموس نشده
unchecked <adj.> بررسی نشده
unverified <adj.> ممیزی نشده
innascible زایده نشده
inextinct نیست نشده
custom uncleared ترخیص نشده
unworn کهنه نشده
imperforate منگنه نشده
in quires صحافی نشده
in sheets صحافی نشده
increate افریده نشده
inedited منتشر نشده
inedited چاپ نشده
non switched line خط گزینه نشده
unverified <adj.> ارزیابی نشده
unverified <adj.> امتحان نشده
roughdry اطو نشده
unverified <adj.> آزمایش نشده
tenantless اشغال نشده
the date was not specified نشده بود
unissued <adj.> منتشر نشده
unverified <adj.> کنترل نشده
unverified <adj.> بازرسی نشده
unverified <adj.> تست نشده
unverified <adj.> بررسی نشده
unverified <adj.> تایید نشده
unaccommodated فراهم نشده
undeterred <adj.> منصرف نشده
untested <adj.> آزمایش نشده
unaudited <adj.> کنترل نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
unchecked <adj.> کنترل نشده
unevaluated <adj.> کنترل نشده
unexamined <adj.> کنترل نشده
uninspected <adj.> کنترل نشده
untested <adj.> کنترل نشده
uninspected <adj.> آزمایش نشده
unexamined <adj.> آزمایش نشده
unevaluated <adj.> آزمایش نشده
unchecked <adj.> امتحان نشده
unaudited <adj.> امتحان نشده
untested <adj.> بازرسی نشده
unbleached <adj.> سفیدگری نشده
undyed <adj.> رنگرزی نشده
unaudited <adj.> آزمایش نشده
unchecked <adj.> آزمایش نشده
unaudited <adj.> تایید نشده
unchecked <adj.> تایید نشده
uninspected <adj.> بررسی نشده
untested <adj.> بررسی نشده
unaudited <adj.> تست نشده
unchecked <adj.> تست نشده
unevaluated <adj.> تست نشده
unexamined <adj.> تست نشده
uninspected <adj.> تست نشده
unexamined <adj.> بررسی نشده
unaudited <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> بررسی نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
unchecked <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> تایید نشده
unexamined <adj.> تایید نشده
uninspected <adj.> تایید نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com