Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
conferee
مشاوره کننده همرایزن
conferree
مشاوره کننده همرایزن
Other Matches
advising
مشاوره
conferences
مشاوره
conference
مشاوره
councils
مشاوره
council
مشاوره
counseling
مشاوره
deliberations
مشاوره
deliberation
مشاوره
consultations
مشاوره
consultation
مشاوره
consulting
مشاوره
consultation
مشاوره
counsel
مشاوره کردن
vocational counseling
مشاوره شغلی
counseled
مشاوره کردن
counselled
مشاوره کردن
marital counseling
مشاوره زناشویی
marriage counseling
مشاوره زناشویی
counsels
مشاوره کردن
consult together
مشاوره کردن
advisory department
بخش مشاوره
production adviser
مشاوره محصولات
genetic counseling
مشاوره ژنتیکی
counselling
مشاوره کردن
deliberating
مشاوره کردن
advise
مشاوره کردن
advises
مشاوره کردن
advising
مشاوره کردن
legal assistance
مشاوره قضایی
deliberated
مشاوره کردن
directive counseling
مشاوره رهنمودی
deliberate
مشاوره کردن
deliberates
مشاوره کردن
committee
کمیسیون مجلس مشاوره
deliberative
مبنی بر تامل و مشاوره
committees
کمیسیون مجلس مشاوره
to obtain legal advice
مشاوره حقوقی دریافتن
counselled
مشاوره دو نفری مشورت
counseled
مشاوره دو نفری مشورت
counsel
مشاوره دو نفری مشورت
counsels
مشاوره دو نفری مشورت
counselling
مشاوره دو نفری مشورت
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
to consult with somebody about something
با کسی در باره چیزی مشاوره کردن
ccitt
کمیته مشاوره بین المللی تلگراف وتلفن
codasyl
مشاوره در مورد زبانهای سیستمهای اطلاعات Language DataSystems On Conferenceکنفرانس سیستم زبان داده ها
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
to consult
[about]
همفکری کردن
[مشاوره کردن]
[درباره]
panelist
عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
fillers
پر کننده
fizzy
کف کننده
puffer
پف کننده
solvents
اب کننده
rebutter
رد کننده
mumbler
من من کننده
squelcher
له کننده
commulator
یک سو کننده
noncommittal
رد کننده
abjurer or abjuror
کننده
refutative
رد کننده
spurner
رد کننده
squasher
له کننده
mitigatory
کم کننده
mauler
له کننده
skittish
رم کننده
bender
خم کننده
hopper
لی لی کننده
benders
خم کننده
hoppers
لی لی کننده
refutatory
رد کننده
bidders
کننده
whisperer
پچ پچ کننده
bidder
کننده
solver
حل کننده
refuser
رد کننده
filler
پر کننده
catterer
پچ پچ کننده
fluxing oil
اب کننده
mitigative
کم کننده
ear-splitting
کر کننده
solvent
اب کننده
renunciant
رد کننده
bandwidth
یچ کننده
filleted
پر کننده
filleting
پر کننده
fillets
پر کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com