English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (7 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Search result with all words
kiosk مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
kiosks مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
Other Matches
belvidere کوشک
summer house کوشک
palace کوشک
belvedere کوشک
palaces کوشک
grange کوشک
granges کوشک
Persian فارسی
bevel gauge گونیای فارسی
splayed پخدار فارسی
splaying پخدار فارسی
splays پخدار فارسی
miter box saw اره فارسی بر
miter and bevel saw اره فارسی بر
miter اتصال فارسی
bevel guage گونیای فارسی
corner joint اتصال فارسی
miter فارسی بریدن
miter angle زاویه فارسی
miter joint برش فارسی
what happened befor معنیش به فارسی
ifeel bather you andI'm sorry about what happened before معنیش به فارسی
senneh knot گره فارسی
Persian knot گره فارسی
asymmetric knot [farsi] گره فارسی
In Persian script . بخط فارسی
the persian language زبان فارسی
mitre joint اتصال فارسی
miter weld جوشکاری فارسی
i feel wather you and I'm sorry about what happened before معنیش به فارسی
mitering cut برش فارسی
miters فارسی بریدن
mitre فارسی بریدن
splay پخدار فارسی
mitres فارسی بریدن
t mitre the square گونیا را فارسی کردن
stavesacre زبان در قفای فارسی
eeglish persian dictionary فرهنگ انگلیسی به فارسی
i feel wather and you I'm sorry about what happened before معنیش به فارسی چی میشه
he is a scholar in persian در زبان فارسی فاضل
i teach him persian من به او فارسی درس میدهم
My mother togue is Persian. زبان مادری من فارسی است
to study persian زبان فارسی تحصیل کردن
This is its Persian rendering ( translation) . این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
Persian [Iranian ] calendar گاه شماری ایرانی [تقویم فارسی]
Frisbee نوعی بازی به نام بومرنگ در فارسی
pcv این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
This is the oldest Persian script in existence. این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
paronymous مشتق
parasyntetic مشتق
formant مشتق
offshoot مشتق
derivatives مشتق
derivative مشتق
paronym مشتق
anti derivative ضد مشتق
offshoots مشتق
to purify the person language زبان فارسی را از واژه هاوتعبیرات بیگانه یا غیرمصطلح پیراستن
to d. itself مشتق شدن
parasyntetic مشتق و مرکب
differentiate مشتق گرفتن
differentiation مشتق گیری
deriving مشتق کردن
second derivative مشتق دوم
parial derivative مشتق جزئی
derives مشتق شده از
deriving مشتق شده از
spiritous مشتق ازالکل
silicic مشتق از سیلیس
derivations مشتق گیری
differentiates مشتق گرفتن
calcic مشتق ازاهک
branches مشتق شدن
branch مشتق شدن
denominators مشتق کننده
derives مشتق کردن
formative کلمه مشتق
derivation مشتق گیری
derived field فیلد مشتق
denominator مشتق کننده
derive مشتق شده از
differentiating مشتق گرفتن
derive مشتق کردن
autologous مشتق از خود
diphyletic مشتق از دو نیا
differentiator مشتق گیر
differential equations معادلات مشتق
partial derivative مشتق پاره ای [ریاضی]
Y' مشتق ایگرگ [ریاضی]
Y prime مشتق ایگرگ [ریاضی]
partial derivative مشتق جزیی [ریاضی]
deverbative مشتق شده از فعل
second derivative مشتق مرتبه دوم
patronymic مشتق از نام پدر
derived demand تقاضای مشتق شده
adscititious مشتق از عامل خارجی
analysis مشتق وتابع اولیه
romanesque مشتق از زبان لاتین
There are many difference between Persian and English . بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
differentiable function تابع مشتق پذیر [ریاضی]
derives نتیجه گرفتن مشتق شدن
differential equation معادله متغیر مشتق چیزی
matronymic اسم مشتق ازطرف مادر
deverbative بصورت مشتق استعمال شده
deriving نتیجه گرفتن مشتق شدن
derive نتیجه گرفتن مشتق شدن
tartarous دردی شکل مشتق از درده شراب
thallium عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
embryonic membrane ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
chains مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
denominative مشتق ازاسم یاصفت موجب تسمیه
potash کربنات دو سود مشتق ازخاکستر چوب
chain مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
adrenal مشتق از غده یا ترشح غددفوق کلیه
phonrtic drill مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
acaro کلمهء پیشوندی است مشتق ازacarus به معنی
acro پیشوندیست مشتق از کلمه یونانیAkro- یاAkr- که بمعنی
acr پیشوندیست مشتق از کلمه یونانیAkro- یاAkr- که بمعنی
epithelioma غده خوش خیم و یا بدخیم مشتق از بافت مخاطی
aceto پیشوندی است مشتق ازکلمهء لاتین acetum که به معنی
achromat کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
tetra پیشوندیست مشتق ازکلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه
tetr پیشوندیست مشتق از کلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه
achromato کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
checked مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checks مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
pl/m زبان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از pl/1 برای استفاده در ریزپردازنده ها
rhythm-and-blues نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
kappa حرف دهم الفبای یونانی که معادل حرف >کاف < فارسی وK انگلیسی است
differentiator وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
hash تولید عدد یکتا مشتق شده از ورودی برای هر ورودی پایگاه داده ها
accumulation [مجموعه ای از ویژگی های معماری مشتق شده از دوره های مختلف تاریخی با ترتیب زمانی مشخص]
hash سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
Gabbeh گبه [با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
modula زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
Senneh سنه [نام قدیم سنندج و از مراکز بزرگ تولید فرش در غرب ایران. گره فارسی به دلیل شباهت زیاد با گره فرش این ناحیه به گره سنه نیز معروف است.]
loop pile پرزهای حلقوی [این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com