English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (7 milliseconds)
English Persian
deverbative مشتق شده از فعل
Search result with all words
denominator مشتق کننده
denominators مشتق کننده
branch مشتق شدن
branches مشتق شدن
check مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checked مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checks مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
derive نتیجه گرفتن مشتق شدن
derive مشتق کردن
derive مشتق شده از
derives نتیجه گرفتن مشتق شدن
derives مشتق کردن
derives مشتق شده از
deriving نتیجه گرفتن مشتق شدن
deriving مشتق کردن
deriving مشتق شده از
hash سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
hash تولید عدد یکتا مشتق شده از ورودی برای هر ورودی پایگاه داده ها
differentiation مشتق گیری
analysis مشتق وتابع اولیه
kiosk مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
kiosks مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
differentiate مشتق گرفتن
differentiates مشتق گرفتن
differentiating مشتق گرفتن
chain مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
chains مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
potash کربنات دو سود مشتق ازخاکستر چوب
derivation مشتق گیری
derivations مشتق گیری
offshoot مشتق
offshoots مشتق
formative کلمه مشتق
derivative مشتق
derivatives مشتق
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
acaro کلمهء پیشوندی است مشتق ازacarus به معنی
aceto پیشوندی است مشتق ازکلمهء لاتین acetum که به معنی
achromat کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
achromato کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
acr پیشوندیست مشتق از کلمه یونانیAkro- یاAkr- که بمعنی
acro پیشوندیست مشتق از کلمه یونانیAkro- یاAkr- که بمعنی
adrenal مشتق از غده یا ترشح غددفوق کلیه
adscititious مشتق از عامل خارجی
anti derivative ضد مشتق
autologous مشتق از خود
calcic مشتق ازاهک
denominative مشتق ازاسم یاصفت موجب تسمیه
derived demand تقاضای مشتق شده
derived field فیلد مشتق
deverbative بصورت مشتق استعمال شده
differential equation معادله متغیر مشتق چیزی
differential equations معادلات مشتق
differentiator مشتق گیر
differentiator وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
diphyletic مشتق از دو نیا
embryonic membrane ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
epithelioma غده خوش خیم و یا بدخیم مشتق از بافت مخاطی
formant مشتق
matronymic اسم مشتق ازطرف مادر
modula زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
parasyntetic مشتق
parasyntetic مشتق و مرکب
parial derivative مشتق جزئی
paronym مشتق
paronymous مشتق
patronymic مشتق از نام پدر
phonrtic drill مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
pl/m زبان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از pl/1 برای استفاده در ریزپردازنده ها
romanesque مشتق از زبان لاتین
second derivative مشتق دوم
second derivative مشتق مرتبه دوم
silicic مشتق از سیلیس
spiritous مشتق ازالکل
tartarous دردی شکل مشتق از درده شراب
tetr پیشوندیست مشتق از کلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه
tetra پیشوندیست مشتق ازکلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه
thallium عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
to d. itself مشتق شدن
rhythm-and-blues نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
partial derivative مشتق پاره ای [ریاضی]
partial derivative مشتق جزیی [ریاضی]
differentiable function تابع مشتق پذیر [ریاضی]
accumulation [مجموعه ای از ویژگی های معماری مشتق شده از دوره های مختلف تاریخی با ترتیب زمانی مشخص]
Y prime مشتق ایگرگ [ریاضی]
Y' مشتق ایگرگ [ریاضی]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com