English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 191 (9 milliseconds)
English Persian
group interview مصاحبه گروهی
Other Matches
batches 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batch 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
interviews مصاحبه
interviewed مصاحبه
interview مصاحبه
interviewing مصاحبه
interviewed مصاحبه مذاکره
psychiatric interview مصاحبه روانپزشکی
panel interview مصاحبه میزگرد
interviewing مصاحبه مذاکره
interview مصاحبه مذاکره
interview مصاحبه کردن
stress interview مصاحبه تنش زا
interviewed مصاحبه کردن
interviewing مصاحبه کردن
unstructured interview مصاحبه بی ساخت
diagnostic interview مصاحبه تشخیصی
depth interview مصاحبه عمقی
interviewees مصاحبه شونده
in the press conference در مصاحبه مطبوعاتی
interviewee مصاحبه شونده
press conference مصاحبه مطبوعاتی
press conferences مصاحبه مطبوعاتی
interviews مصاحبه مذاکره
interviews مصاحبه کردن
news conferences مصاحبه و کنفرانس مطبوعاتی
news conference مصاحبه و کنفرانس مطبوعاتی
structured interview مصاحبه ساخت دار
exit interview مصاحبه پایان خدمت
interview مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewing مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewed مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviews مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
trimerous سه گروهی
congregational گروهی
gregarious گروهی
tripling سه گروهی
group atmosphere جو گروهی
communally گروهی
communal گروهی
triple سه گروهی
tripled سه گروهی
triples سه گروهی
group test ازمون گروهی
bulk properties خواص گروهی
batch quantity کمیت گروهی
group theory نظریه گروهی
mameluke عضو گروهی
esprit de corps روح گروهی
Republican جمهوری گروهی
Republicans جمهوری گروهی
group norms هنجارهای گروهی
group pressure فشار گروهی
espirit de corps روحیه گروهی
group frequency بسامد گروهی
group factors عاملهای گروهی
group dynamics پویش گروهی
group drive محرکه گروهی
group discussion بحث گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
group acceptance پذیرش گروهی
group printing چاپ گروهی
gang switch کلید گروهی
gang punch منگنه گروهی
group contagion سرایت گروهی
deck switch کلید گروهی
group selector سلکتور گروهی
group structure ساخت گروهی
collective protection حفافت گروهی
clustered devices دستگاههای گروهی
group membership عضویت گروهی
sociogram نگاره گروهی
team teaching تدریس گروهی
team game بازی گروهی
syntality شخصیت گروهی
intergroup میان گروهی
groupware ابزار گروهی
corporations گروهی از مردم
quadrilles رقص گروهی
group velocity سرعت گروهی
quadrille رقص گروهی
media رسانههای گروهی
proximate analysis تجزیه گروهی
corporation گروهی از مردم
mass media رسانههای گروهی
one shot lubrication روغنکاری گروهی
group occulating light چراغ ناپیوسته گروهی
marathon جلسه گروهی طولانی
group casting ریخته گری گروهی
particular baptists گروهی از تعمید کنندگان
directive group therapy درمان رهنمودی گروهی
marathons جلسه گروهی طولانی
group identification همانند سازی گروهی
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
gang milling cutter دستگاه فرز گروهی
burst گروهی از خطاهای پیاپی .
cluster controller کنترل کننده گروهی
within group variance پراکنش درون گروهی
broadside messing ناهار خوری گروهی
group teaming ریخته گری گروهی
between group variance پراکنش میان گروهی
synecology بوم شناسی گروهی
bursts گروهی از خطاهای پیاپی .
ring [algebraic structure] حلقه گروهی [ریاضی]
to be the odd one out <idiom> نامشابه [دیگران در گروهی] بودن
tetraspore گروهی متشکل ازچهار هاگ
ochlocracy حکومت عامه یا گروهی ازمردم
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
retreat انزوا [گروهی برای مدتی]
synecologic وابسته به بوم شناسی گروهی
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
group teaming plate صفحه ریخته گری گروهی
cursors گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
band گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
bands گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
cursor گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
byte گروهی از بیتها یا ارقام باینری
gulp گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulping گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulps گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulped گروهی از کلمات معمولا دو بایت
bytes گروهی از بیتها یا ارقام باینری
to wriggle one's way بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
package گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
eminence پر مقام [بالا رتبه] در گروهی یا پیشه ای
terman group test of mental ability آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
be a fifth wheel <idiom> آدم اضافی یا زاید [در گروهی از آدمها]
packaged گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
retreat گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
packages گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
lashkar گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
odd man out <idiom> آدم [چیز] اضافه یا زاید [در گروهی از آدمها]
batch processing سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
do one's bit (part) <idiom> کار گروهی بنا به مقدار وقت واستعداد
octet گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
batch گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
batches گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
media circus تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
media hype تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
fox-hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
gulp گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulped گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulping گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulps گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
cpu گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
to handle something چیزی را تحت کنترل آوردن [وضعیتی یا گروهی از مردم]
radical economists منظور گروهی ازاقتصاددانان کلاسیک مانندمالتوس و مارکس میباشد
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
colony موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم [مانند زندان]
groups کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
contact party گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
motor pool گروهی از وسائط نقلیه برای مقاصد نظامی یا حمل ونقل بنوبت
lombards گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
folder گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
folders گروهی از فایل ها که تحت یک نام ذخیره شده اند مانند دایرکتوری در DOS-MS
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
packet گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
secure electronic transactions استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
worded بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
word بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
packets گروه بیت داده که به صورت گروهی از یک گره به دیگری روی شبکه ارسال می شوند
routing indicator گروهی از حروف که برای نشان دادن محل جغرافیایی یک ایستگاه یا یکان یا قرارگاه به کار می رود
tile مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
burn notice علامت رمز برای نشان دادن اینکه یک نفر یا گروهی ازافراد قابل اعتماد نیستند
tiles مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
halftones توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
halftone توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
Ivy League نام گروهی از دانشگاههای قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده که با هماتحادیهی ورزشی و غیره دارند
central گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل
scalable software برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
controvrsism روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
yoke جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
colony گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند [زیست شناسی]
chrome dyes کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
neo keynesians اقتصاددانان جدید کینزی گروهی که نظریات اقتصادی انها بر خلاف نظریات طرفداران مکتب پولی است
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
slit trench سنگر خندقی شکل سنگر درازکش گروهی
directory روش سازماندهی فایلهای ذخیره شده روی دیسک دایرکتوری حاوی گروهی از فایل ها یا زیر دایرکتوری ها است
directories روش سازماندهی فایلهای ذخیره شده روی دیسک دایرکتوری حاوی گروهی از فایل ها یا زیر دایرکتوری ها است
colony گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
extending گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extends گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extend گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
visiting correspondent نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
groupware نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com