Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (10 milliseconds)
English
Persian
coated materials
مصالح اندود شده
Other Matches
tack coat
چسب اندود اندود سطحی
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
coating
اندود
blanketing
اندود
plastering
اندود
stucco
اندود
plaster finish
اندود گچ
sludging
گل اندود
splodge
اندود
incrustment
اندود
incrustation
اندود
finishing
اندود
overlay
اندود
overlaying
اندود
splodges
اندود
crustification
اندود
overlays
اندود
encrustment
اندود
priming
پیش اندود
gild
زر اندود کردن
gilds
زر اندود کردن
cerated
موم اندود
reinforced coat
اندود مسلح
finishing coat
اندود رویه
reinforced coating
اندود مسلح
gilding
زر اندود کردن
render plaster on the wall
اندود کردن
rough coat
نخستین اندود
putty
اندود اب واهک
prime coat
اندود نفوذی
cement rendering
اندود سیمان
cement coating
اندود سیمان
cement screed
اندود سیمانی
waterproofing course
اندود اب بندی
copper clad
سیم مس اندود
lime plaster
اندود اهک
bituminous coating
اندود قیری
asphalt coating
اندود قیری
coat of paint
اندود رنگ
wall lining
اندود دیوار
coat of plastering
لایه اندود
bituminous coat
اندود قیری
cement coat
اندود سیمانی
pitchy
زفت اندود
plasters
اندود کردن
surface treatment
اندود سطحی
silvery
سیم اندود
tack coat
اندود اتصال
stucco
اندود گچ وسیمان
silver plate
نقره اندود
tallowy
پیه اندود
hot dipping
اندود کردن
plaster
اندود کردن
knotting
اندود فلز
smoothing or smoothed varnish
لاک اندود
skin with mortar
اندود کردن با ملات
tar paper
کاغذ قیر اندود
thatches
کاه اندود کردن
thatching
کاه اندود کردن
tarpaulin
کرباس قطران اندود
thatch
کاه اندود کردن
oxide coated cathode
کاتد اکسید اندود
asphalt coated pasteboard
مقوای قیر اندود
tarred worked
قیر اندود کاری
oxide cathode
کاتد اکسید اندود
plaster
گچ کاری کردن اندود
tarpaulins
کرباس قطران اندود
finishing limes
اهک مخصوص اندود
tar
قیر اندود کردن
galvanized iron
اهن روی اندود
dewax
زدودن موم اندود
casings
اندود لوله جداری
gold
اندود زرد نخ زری
golds
اندود زرد نخ زری
casing
اندود لوله جداری
gilding
مطلاکاری اندود طلا
tinned wire
سیم قلع اندود
second priming
اندود دست دوم
plasters
گچ کاری کردن اندود
donor
مصالح
materials
مصالح
mantling
مصالح
compromiser
مصالح
donors
مصالح
material
مصالح
cement paint
اندود کردن با دوغاب سیمان
epoxy
نوعی اندود پلاستیکی لوله ها
cerecloth
پارچه موم اندود کفن
smoothing cement
اندود سیمان پرداخت شده
plasters
دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن
plaster
دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن
ceilings
پوشش یا اندود داخلی سقف
asphalt membrance
اندود قیری برای عایقکاری
ceiling
پوشش یا اندود داخلی سقف
impermeable materials
مصالح نفوذناپذیر
hard core
مصالح اوار
road making material
مصالح راه
hard core
مصالح تخریب
sealing compound
مصالح سیلکوت
talus meterial
مصالح سنگریز
road making material
مصالح راهسازی
foundation materials
مصالح پی سازی
rubble hard core
مصالح تخریب
rubble hard core
مصالح اوار
reason of state
مصالح مملکتی
reason of state
مصالح عمومی
impervious materials
مصالح ناتراوا
strength of materials
مقاومت مصالح
material testing
ازمایش مصالح
overburden
مصالح رویی
permeable materials
مصالح تراوا
impermeable materials
مصالح ناتراوا
testing of materials
ازمایش مصالح
public interests
مصالح عامه
masonry dam
سد با مصالح بنایی
aggregates
مصالح دانهای
ballast
مصالح شکسته
stuffs
جنس مصالح
stuffed
جنس مصالح
stuff
جنس مصالح
ballast
مصالح شسته
paving
مصالح سنگفرش
flooring
مصالح کف سازی
aggregate
مصالح دانهای
materials
مصالح ساختمان
material
جنس مصالح
material
مصالح ساختمان
binding material
مصالح چسبنده
building material
مصالح ساختمانی
endurance limit
حد دوام مصالح
waste material
مصالح وازده
materials
جنس مصالح
engineering material
مصالح مهندسی
building material
مصالح ساختمان
considerations of public interest
مصالح مرسله
coated materials
مصالح اغشته
aggregates
کلوخه مصالح سنگی
uniform aggregate
مصالح ریزدانه یکنواخت
semipervious materials
مصالح نیمه تراوا
endowment for the benefit of the public
وقف بر مصالح عامه
transferor
مصالح انتقال دهنده
stone ballast
مصالح شکسته سنگی
storage pile
انبار مصالح در کارگاه
florring
مصالح فرش اطاق
aggregates
مصالح دانه بندی
aggregate
کلوخه مصالح سنگی
aggregate
مصالح دانه بندی
roofing
مصالح ساختن بام
semipermeable materials
مصالح نیمه تراوا
material testing laboratory
ازمایشگاه مصالح ساختمانی
aggregate flow diagram
نمودار تهیه مصالح
brick masonary channel
کانال با مصالح اجری
testing of materials
ازمایش مقاومت مصالح
material storage area
انبار مصالح ساختمانی
sheeting
مصالح ورق سازی
masonry lining
پوشش با مصالح ساختمانی
brick ballast
مصالح شکسته اجری
coarse aggregate
مصالح درشت دانه
masonery bond
بست مصالح بنایی
ballast
شن ریزی مصالح شکسته
masonery
مصالح ساختمانی سنگتراشی
sheathing
مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
ticky-tacky
[American E]
جنس بنجل
[مصالح ساختمان]
fine aggregate
مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
aggregate interlocking
بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
studding
مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
jerry build
با مصالح ارزان ساختمان کردن
coarse aggregate
مصالح دانه بندی درشت
selected fill
مصالح انتخابی برای خاکریزی
electric wiring material
مصالح سیم کشی برق
material testing machine
دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
hauls
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
tubing
مصالح لوله سازی ولوله کشی
internationalism
عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
masonary
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
haul road
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
aggregate batcher
تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate batching plant
دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
free haul
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
aggregates
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate
مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
strucco
باگچ اندود کردن باگچ بری اراستن
concrete
بتن ریختن با بتن اندود کردن
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dedications
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking
افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
consuls
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consul
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
individualism
فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
declaration of trust
افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com