English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (6 milliseconds)
English Persian
aggregate مصالح دانهای
aggregates مصالح دانهای
Other Matches
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
grainy دانهای
granular دانهای
berrylike دانهای
globular دانهای
grading ترکیب دانهای
lesser rosary تسبیح 55 دانهای
pustular چرک دانهای
coarse adjustment نظم و ترتیب دانهای
greater rosary تسبیح 561 دانهای
oolitic limestone سنگ اهک دانهای
berries دانهای شدن توت جمع کردن
berry دانهای شدن توت جمع کردن
piece goods کالاهایی که بصورت دانهای بفروش میرسد
puddles از بین بردن ساختمان دانهای در خاکهای سنگین
puddle از بین بردن ساختمان دانهای در خاکهای سنگین
donor مصالح
donors مصالح
material مصالح
compromiser مصالح
materials مصالح
mantling مصالح
coated materials مصالح اغشته
impermeable materials مصالح ناتراوا
impermeable materials مصالح نفوذناپذیر
impervious materials مصالح ناتراوا
considerations of public interest مصالح مرسله
endurance limit حد دوام مصالح
hard core مصالح تخریب
foundation materials مصالح پی سازی
engineering material مصالح مهندسی
hard core مصالح اوار
masonry dam سد با مصالح بنایی
strength of materials مقاومت مصالح
talus meterial مصالح سنگریز
testing of materials ازمایش مصالح
waste material مصالح وازده
ballast مصالح شکسته
sealing compound مصالح سیلکوت
rubble hard core مصالح اوار
road making material مصالح راه
material testing ازمایش مصالح
overburden مصالح رویی
permeable materials مصالح تراوا
public interests مصالح عامه
reason of state مصالح عمومی
reason of state مصالح مملکتی
road making material مصالح راهسازی
rubble hard core مصالح تخریب
binding material مصالح چسبنده
stuffs جنس مصالح
ballast مصالح شسته
material مصالح ساختمان
materials جنس مصالح
materials مصالح ساختمان
material جنس مصالح
stuffed جنس مصالح
paving مصالح سنگفرش
building material مصالح ساختمان
building material مصالح ساختمانی
stuff جنس مصالح
flooring مصالح کف سازی
roofing مصالح ساختن بام
masonery مصالح ساختمانی سنگتراشی
material storage area انبار مصالح ساختمانی
ballast شن ریزی مصالح شکسته
material testing laboratory ازمایشگاه مصالح ساختمانی
semipermeable materials مصالح نیمه تراوا
aggregate کلوخه مصالح سنگی
aggregates مصالح دانه بندی
aggregates کلوخه مصالح سنگی
uniform aggregate مصالح ریزدانه یکنواخت
transferor مصالح انتقال دهنده
testing of materials ازمایش مقاومت مصالح
stone ballast مصالح شکسته سنگی
aggregate مصالح دانه بندی
semipervious materials مصالح نیمه تراوا
masonry lining پوشش با مصالح ساختمانی
storage pile انبار مصالح در کارگاه
brick masonary channel کانال با مصالح اجری
aggregate flow diagram نمودار تهیه مصالح
coated materials مصالح اندود شده
brick ballast مصالح شکسته اجری
endowment for the benefit of the public وقف بر مصالح عامه
coarse aggregate مصالح درشت دانه
florring مصالح فرش اطاق
sheeting مصالح ورق سازی
masonery bond بست مصالح بنایی
aggregate interlocking بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
fine aggregate مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
sheathing مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
studding مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
electric wiring material مصالح سیم کشی برق
coarse aggregate مصالح دانه بندی درشت
ticky-tacky [American E] جنس بنجل [مصالح ساختمان]
selected fill مصالح انتخابی برای خاکریزی
material testing machine دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
hauls فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
tubing مصالح لوله سازی ولوله کشی
internationalism عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
masonary مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
aggregate batcher تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate batching plant دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
aggregates مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
consul نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
individualism فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
declaration of trust افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com