English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (8 milliseconds)
English Persian
overburden مصالح رویی
Other Matches
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
sauciness با پر رویی
decahedral ده رویی
over- رویی
over رویی
zincoid رویی
outer رویی
zincic رویی
acrotic رویی
surface soil خاک رویی
swarthiness سبزه رویی
cordiality خوش رویی
barefacedness گشاده رویی
surface deterioration فرسودگی رویی
wearing course لایه رویی
mushroom growth زود رویی
saucily باپر رویی
icosahedron بیست رویی
overburden مواد رویی
surface course لایه رویی
sheet washing فرسایش رویی
orthotropism راست رویی
to show a bold front پر رویی کردن
superficial abrasion سایش رویی
grinders سنگ رویی اسیاب
disgraces فضاحت سیه رویی
disgraced فضاحت سیه رویی
disgrace فضاحت سیه رویی
cortices لایه رویی روپوش
grinder سنگ رویی اسیاب
rubicundity گلگونی سرخ رویی
cortex لایه رویی روپوش
diffidence کم رویی ترس بیم از خود
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
skin deep فقط تا روی پوست رویی
tunicle لباس رویی کشیش در عشاء ربانی
slop هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopping هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
donors مصالح
mantling مصالح
materials مصالح
compromiser مصالح
material مصالح
donor مصالح
materials مصالح ساختمان
material مصالح ساختمان
impervious materials مصالح ناتراوا
impermeable materials مصالح نفوذناپذیر
impermeable materials مصالح ناتراوا
foundation materials مصالح پی سازی
sealing compound مصالح سیلکوت
hard core مصالح تخریب
hard core مصالح اوار
rubble hard core مصالح اوار
reason of state مصالح عمومی
public interests مصالح عامه
permeable materials مصالح تراوا
aggregate مصالح دانهای
aggregates مصالح دانهای
reason of state مصالح مملکتی
road making material مصالح راه
material testing ازمایش مصالح
road making material مصالح راهسازی
masonry dam سد با مصالح بنایی
rubble hard core مصالح تخریب
engineering material مصالح مهندسی
endurance limit حد دوام مصالح
building material مصالح ساختمان
flooring مصالح کف سازی
paving مصالح سنگفرش
binding material مصالح چسبنده
material جنس مصالح
talus meterial مصالح سنگریز
testing of materials ازمایش مصالح
ballast مصالح شکسته
ballast مصالح شسته
stuffed جنس مصالح
stuff جنس مصالح
building material مصالح ساختمانی
coated materials مصالح اغشته
stuffs جنس مصالح
materials جنس مصالح
considerations of public interest مصالح مرسله
strength of materials مقاومت مصالح
waste material مصالح وازده
transferor مصالح انتقال دهنده
uniform aggregate مصالح ریزدانه یکنواخت
semipervious materials مصالح نیمه تراوا
semipermeable materials مصالح نیمه تراوا
stone ballast مصالح شکسته سنگی
storage pile انبار مصالح در کارگاه
testing of materials ازمایش مقاومت مصالح
material testing laboratory ازمایشگاه مصالح ساختمانی
aggregate مصالح دانه بندی
endowment for the benefit of the public وقف بر مصالح عامه
roofing مصالح ساختن بام
coated materials مصالح اندود شده
ballast شن ریزی مصالح شکسته
sheeting مصالح ورق سازی
coarse aggregate مصالح درشت دانه
aggregate flow diagram نمودار تهیه مصالح
brick masonary channel کانال با مصالح اجری
florring مصالح فرش اطاق
aggregates کلوخه مصالح سنگی
aggregate کلوخه مصالح سنگی
material storage area انبار مصالح ساختمانی
masonry lining پوشش با مصالح ساختمانی
masonery bond بست مصالح بنایی
masonery مصالح ساختمانی سنگتراشی
aggregates مصالح دانه بندی
brick ballast مصالح شکسته اجری
sheathing مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
ticky-tacky [American E] جنس بنجل [مصالح ساختمان]
material testing machine دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
aggregate interlocking بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
electric wiring material مصالح سیم کشی برق
fine aggregate مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
selected fill مصالح انتخابی برای خاکریزی
studding مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
coarse aggregate مصالح دانه بندی درشت
hauls فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
tubing مصالح لوله سازی ولوله کشی
hauled فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
internationalism عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
masonary مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
aggregate batcher تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate batching plant دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
aggregates مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
cascading windows چندین پنجره که روی هم نمایش داده می شوند به طوری که فقط عنوان پنجره رویی نمایش داده میشود
consul نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
individualism فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
declaration of trust افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com