English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (8 milliseconds)
English Persian
impermeable materials مصالح نفوذناپذیر
Other Matches
impermeable نفوذناپذیر
impermeable rocks سنگهای نفوذناپذیر
impervious core هسته نفوذناپذیر
impervious blanket لایه نفوذناپذیر
impermeable ground زمین نفوذناپذیر
impervious blanket پوشش نفوذناپذیر
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
compromiser مصالح
donor مصالح
donors مصالح
mantling مصالح
materials مصالح
material مصالح
endurance limit حد دوام مصالح
considerations of public interest مصالح مرسله
reason of state مصالح عمومی
coated materials مصالح اغشته
strength of materials مقاومت مصالح
building material مصالح ساختمانی
building material مصالح ساختمان
impervious materials مصالح ناتراوا
reason of state مصالح مملکتی
road making material مصالح راه
foundation materials مصالح پی سازی
sealing compound مصالح سیلکوت
masonry dam سد با مصالح بنایی
permeable materials مصالح تراوا
rubble hard core مصالح تخریب
material testing ازمایش مصالح
road making material مصالح راهسازی
overburden مصالح رویی
impermeable materials مصالح ناتراوا
public interests مصالح عامه
rubble hard core مصالح اوار
hard core مصالح اوار
hard core مصالح تخریب
binding material مصالح چسبنده
talus meterial مصالح سنگریز
stuff جنس مصالح
material جنس مصالح
aggregate مصالح دانهای
materials مصالح ساختمان
engineering material مصالح مهندسی
waste material مصالح وازده
ballast مصالح شکسته
materials جنس مصالح
paving مصالح سنگفرش
flooring مصالح کف سازی
ballast مصالح شسته
material مصالح ساختمان
stuffed جنس مصالح
testing of materials ازمایش مصالح
aggregates مصالح دانهای
stuffs جنس مصالح
aggregate مصالح دانه بندی
masonery bond بست مصالح بنایی
material storage area انبار مصالح ساختمانی
aggregate کلوخه مصالح سنگی
brick masonary channel کانال با مصالح اجری
aggregates مصالح دانه بندی
aggregates کلوخه مصالح سنگی
masonery مصالح ساختمانی سنگتراشی
material testing laboratory ازمایشگاه مصالح ساختمانی
masonry lining پوشش با مصالح ساختمانی
aggregate flow diagram نمودار تهیه مصالح
transferor مصالح انتقال دهنده
coated materials مصالح اندود شده
ballast شن ریزی مصالح شکسته
storage pile انبار مصالح در کارگاه
coarse aggregate مصالح درشت دانه
testing of materials ازمایش مقاومت مصالح
sheeting مصالح ورق سازی
brick ballast مصالح شکسته اجری
stone ballast مصالح شکسته سنگی
semipervious materials مصالح نیمه تراوا
endowment for the benefit of the public وقف بر مصالح عامه
roofing مصالح ساختن بام
semipermeable materials مصالح نیمه تراوا
florring مصالح فرش اطاق
uniform aggregate مصالح ریزدانه یکنواخت
selected fill مصالح انتخابی برای خاکریزی
ticky-tacky [American E] جنس بنجل [مصالح ساختمان]
studding مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
material testing machine دستگاه ازمایش مقاومت مصالح
aggregate interlocking بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
coarse aggregate مصالح دانه بندی درشت
electric wiring material مصالح سیم کشی برق
sheathing مصالح مخصوص غلاف یا پوشش
fine aggregate مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
tubing مصالح لوله سازی ولوله کشی
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
internationalism عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
masonary مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
aggregate batcher تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate batching plant دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
aggregates مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
bulking افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
consul نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consuls نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
individualism فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
declaration of trust افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com