Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
exhausted
مصرف شده
Search result with all words
use
بکاربردن مصرف کردن
use
استعمال مصرف
use
مصرف استفاده کردن
uses
بکاربردن مصرف کردن
uses
استعمال مصرف
uses
مصرف استفاده کردن
expense
مصرف
home
ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
homes
ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
remainder
پس مانده غیر قابل مصرف
meter
کنتور مصرف سنج
meters
کنتور مصرف سنج
usable
قابل استفاده مصرف کردنی
waste
بی مصرف
wastes
بی مصرف
disposable
مصرف شدنی
cereal
حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereals
حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
lactose
قند شیر بفرمول 11O22H 21C که مصرف طبی دارد
dismantle
بی مصرف کردن
dismantled
بی مصرف کردن
dismantles
بی مصرف کردن
dismantling
بی مصرف کردن
gimcrack
قشنگ و بی مصرف عروسک
dud
بی مصرف گلوله معیوب
unemployed
بی مصرف
disposal
مصرف درمعرض گذاری
disposal
انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
disposal
مصرف
polyester
نمک الی مرکبی که تغلیظ شده ودر پلاستیک سازی مصرف میگردد
expendable
مصرف پذیر
rag
بی مصرف شدن
rags
بی مصرف شدن
expenditure
مصرف
expenditure
میزان مصرف
gewgaw
چیز قشنگ بی مصرف
gewgaws
چیز قشنگ بی مصرف
eat
مصرف کردن
eats
مصرف کردن
metre
کنتور مصرف سنج
metres
کنتور مصرف سنج
spend
مصرف کردن
spends
مصرف کردن
expend
صرف کردن مصرف کردن
expend
مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expended
صرف کردن مصرف کردن
expended
مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expending
صرف کردن مصرف کردن
expending
مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
expends
صرف کردن مصرف کردن
expends
مصرف کردن هزینه کردن خرج کردن
consume
مصرف کردن
consumed
مصرف کردن
consumes
مصرف کردن
salvage
مصرف مجدداشغال وزائد هر چیز
salvaged
مصرف مجدداشغال وزائد هر چیز
salvages
مصرف مجدداشغال وزائد هر چیز
salvaging
مصرف مجدداشغال وزائد هر چیز
input
نیروی مصرف شده
inputted
نیروی مصرف شده
sodden
بی مصرف
utilization
مصرف بکاربری
bauble
چیزقشنگ وبی مصرف
baubles
چیزقشنگ وبی مصرف
quickly
بدون مصرف زمان زیادی
clapboard
قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
clapboards
قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
user
مصرف کننده
users
مصرف کننده
extravagant
مصرف
abuse
سوء مصرف
abused
سوء مصرف
abuses
سوء مصرف
abusing
سوء مصرف
consumer
مصرف کننده
consumers
مصرف کننده
using
استعمال مصرف
wasteful
مصرف
waster
مصرف
wasters
مصرف
shelf life
مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
shelf life
تاریخ مصرف
ragbag
کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
ragbags
کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
consumption
مصرف
usage
مصرف
usages
مصرف
acrasy
بی اعتدالی در مصرف مشروبات الکلی و غیره شدت
age of mass consumption
عصر مصرف انبوه
aggregate consumption
مصرف کل
overall consumption
مصرف کل
autonomous consumption
مصرف مستقل
average propensity to consume
میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
benzocaine
ماده متبلورسفیدی بفرمول 2NO11H9C که بعنوان داروی بیحس کننده موضعی مصرف میشود
bespoke software
نرم افزاری بکه برای یک نیاز خالص مصرف کننده نوشته شده است
bin card
کارت مصرف محتویات فرف
bootless
بی مصرف بی علاج
brake specific fuel consumption
مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت
brand switching
تغییر مصرف از یک نام به نام تجارتی دیگر
bunker fuel
سوخت یا گازوییلی که به مصرف خود کشتی می رسد
Other Matches
diminishing utility
اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
consumer logistics
امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
power consumer
مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume
تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
comsumption
مصرف
consumerism
مصرف
good for nothing
بی مصرف
income consumption curve
مصرف
consumption possibility line
حد مصرف
of no a
بی مصرف
otiose
بی مصرف
offtake
مصرف
consumption rate
میزان مصرف
consumption rate
نواخت مصرف
applicable
<adj.>
مصرف کردنی
throwaway
یکبار مصرف
consumerism
مصرف گرایی
consumption possibility line
خط امکانات مصرف
propensity to consume
گرایش به مصرف
consumption function
تابع مصرف
capital consumption
مصرف سرمایه
coefficient of utility
ضریب مصرف
conspicious consumption
مصرف تجملی
conspicuious consumption
مصرف تجملی
consumable
مصرف شدنی
consumer brand
کالای پر مصرف
per capita water consumption
مصرف سرانه اب
mass consumption
مصرف انبوه
productive consumption
مصرف مولد
propensity to consume
تمایل به مصرف
put away
مصرف کردن
rate of consumption
نرخ مصرف
permanent consumption
مصرف دائمی
irrigation consumption
مصرف ابیاری
internal power
مصرف داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
industrial consumption
مصرف صنعتی
induced consumption
مصرف القائی
mass consumption
مصرف کلان
private consumption
مصرف خصوصی
per capita consumption
مصرف سرانه
peak load
بحبوحه مصرف
partial substitution
جانشینی مصرف
power consumer
مصرف برق
optional consumption
مصرف اختیاری
power consumption
مصرف قدرت
power consumption
مصرف برق
present consumption
مصرف جاری
present consumption
مصرف حال
national consumption
مصرف ملی
maximum power demand
مصرف حداکثر
ready for use
اماده مصرف
inconsumable
مصرف نکردنی
transitory consumption
مصرف گذرا
excise tax
مالیات بر مصرف
transitory consumption
مصرف انتقالی
energy consumption
مصرف انرژی
domestic consumption
مصرف خانگی
unproductive consumption
مصرف بیهوده
utilizable
<adj.>
قابل مصرف
usage rate
نرخ مصرف
use up
مصرف کردن
consumption theory
نظریه مصرف
consumption schedule
جدول مصرف
expenditure credit
اعتبار مصرف
to use up
مصرف کردن
ready use
اماده مصرف
idle stock
موجودی بی مصرف
rival consumption
مصرف رقابتی
home use entry
اعلامیه مصرف
home consumption
مصرف داخلی
home consumption
مصرف خانگی
high mass consumption
مصرف انبوه
gasoline consumption
مصرف بنزین
fuel consumption
مصرف سوخت
throw away
چیز بی مصرف
consumption rate
اهنگ مصرف
induced consumption
مصرف تشویقی
utilization
مورد مصرف
usages
موارد مصرف
utilisations
موارد مصرف
utilizations
موارد مصرف
TAN
[Transaction authentication number]
رمز یکبار مصرف
recive
مصرف کنید
utilisation
[British]
مورد مصرف
using
مورد مصرف
usage
مورد مصرف
exploitation
[utilization]
مورد مصرف
utilisable
[British]
<adj.>
مصرف کردنی
suitable
<adj.>
مصرف کردنی
usable
<adj.>
مصرف کردنی
useful
<adj.>
مصرف کردنی
utilizable
<adj.>
مصرف کردنی
suitable
<adj.>
قابل مصرف
applicable
<adj.>
قابل مصرف
utilisable
[British]
<adj.>
قابل مصرف
useful
<adj.>
قابل مصرف
usable
<adj.>
قابل مصرف
tertiary consumers
مصرف کنندگان سومین
rational consumer
مصرف کننده عقلائی
utilizable
قابل استفاده مصرف
reactive volt ampere hour meter
کنتور مصرف کور
underconsumption theory
نظریه مصرف ناکافی
disposable tableware
ظروف یک بار مصرف
single-use tableware
ظروف یک بار مصرف
unit kilometer
مصرف کیلومتری یکان
unproductive consumption
مصرف غیر مولد
price consumption curve
منحنی قیمت مصرف
to lay up in a napkin
بی مصرف نگاه داشتن
consumerism
حمایت از مصرف کننده
var hour meter
کنتور مصرف کور
total consumption burner
مشعل تمام مصرف کن
throwaway
مصرف کن و دور بیانداز
secondary consumers
مصرف کنندگان دومین
service cable
کابل مصرف کننده
slather
بطورافراط مصرف کردن
soft goods
کالاهای مصرف شدنی
specific fuel consumption
مصرف سوخت ویژه
volt ampere hour meter
کنتور مصرف فاهری
product usage rate
میزان مصرف محصول
to be on the strain
زیاد مصرف شدن
primary consumers
مصرف کنندگان نخستین
representative consumer
مصرف کننده نمونه
excess meter
کنتور مصرف اضافی
expendable property
اماد مصرف شدنی
consumer psychology
روانشناسی مصرف کننده
gew gaw
اشیاء قشنگ بی مصرف
dissaving
مصرف بیش از درامد
consumers cooperative company
شرکت تعاونی مصرف
consumer protection
حمایت از مصرف کننده
consumer preference
رجحان مصرف کننده
consumer equilibrium
تعادل مصرف کننده
consumer credit
اعتبار مصرف کننده
consumer choice
انتخاب مصرف کننده
consumer behaviour
رفتار مصرف کننده
consumable supplies
اماد مصرف شدنی
consumer sovereignty
حاکمیت مصرف کننده
soverignty of the consumer
حاکمیت مصرف کننده
consumer surplus
نصیب مصرف کننده
consumer's choice
انتخاب مصرف کننده
home use entry
اعلامیه مصرف شخصی
maximum demand pointer
عقربه مصرف حداکثر
logplate
صفحه صورت مصرف
low marginal propensity to cunsume
تمایل ارام به مصرف
macronutrient
عنصر غذایی پر مصرف
marginal propensity to consume
میل نهائی به مصرف
materials utilisation control
کنترل مصرف مواد
offer curve
منحنی قیمت مصرف
nonrival consumption
مصرف غیر رقابتی
micronutrient
عنصر غذایی کم مصرف
indirect consumption
مصرف غیر مستقیم
p day
زمان تعادل مصرف
law of diminishing atility
قانون مصرف نزولی
consumer economics
علم اقتصاد مصرف کننده
dominant user
یکان مصرف کننده عمده
consumer research
مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
The consumption of suger has gone up this year .
مصرف شکرامسال با لارفته است
to work off
مصرف کردن دست کشیدن از
consumer organization
سازمان حمایت از مصرف کنندگان
old wool
پشم یکبار مصرف شده
expendable packing
بسته بندی یکبار مصرف
nonexpendable
غیر استهلاکی مصرف نشدنی
theory of consumer's choice
نظریه انتخاب مصرف کننده
gas saving
صرفه جویی در مصرف بنزین
general sales taxes
مالیات بر مصرف کلی وجزیی
gimceackery
چیزهای قشنگ وبی مصرف
final goods
کالا برای مصرف نهائی
diminishing utility
قانون تقلیل تمایل به مصرف
useable
قابل استفاده مصرف کردنی
use up
تمام شدن مصرف کردن
best-before date
[BBD]
تاریخ مصرف
[روی غذا یا دوا]
minimum durability date
[MDD]
تاریخ مصرف
[روی غذا یا دوا]
best-by date
تاریخ مصرف
[روی غذا یا دوا]
commodity approach
بررسی بازار با مطالعه مسیرتولید تا مصرف
consumable
اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
consumption history
شرح حال مصرف کالائی خاص
consumer's surplus
یکنواختی قیمتها برای مصرف کننده
nonrecoverable item
اقلام مصرف شدنی و بدون داغی
shoot up
<idiom>
مواد را از راه تزریق مصرف کردن
p day
روز تعادل تولید و مصرف نظامی
post war consumption functions
توابع مصرف پس از جنگ جهانی دوم
consumer appeal
تاثیر محصول روی مصرف کننده
To consume all ones energy .
تمام نیروی خودرا مصرف کردن
silex
سنگ سیلیس که دردندانسازی مصرف دارد
permanent income hypothesis
فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
recommended retail price
قیمت توصیه شده برای مصرف کننده
explosive scale
مدار موادمنفجره مصرف شده درپرتاب گلوله
underconsumption theory of
نظریه دور تجاری بر مبنای مصرف ناکافی
This car is heavy on petrol ( gas ) .
این اتوموبیل مصرف بنزینش زیاد است
premix
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
a white elephant
شیئی کم مصرف و جا تنگ کن اما گران قیمت
smoke consumer
اسباب استفاده از دود برای مصرف درونی ماشین
eryngo
ریشه شقاقل که بعنوان مقوی باء مصرف میشود
convertor reactor
راکتوری که مواد شکافت پذیررا تولید و هم مصرف میکند
This sort of propaganda is for home consumption
این گونه تبلیغات برای مصرف داخلی است
consumer advertising
تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
Best before:
تا این تاریخ مصرف شود :
[برچسب روی کالاهای فاسد شدنی]
form utility
در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com