Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (7 milliseconds)
English
Persian
Ancient Egypt
مصر باستان
Search result with all words
antiquities
روزگار باستان قدمت
antiquity
روزگار باستان قدمت
Olympic Games
مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
archaeologist
باستان شناس
archeologist
باستان شناس
drachma
پول نقره یونان باستان
drachmae
پول نقره یونان باستان
drachmas
پول نقره یونان باستان
archaeology
باستان شناسی
archeology
باستان شناسی
archaeological
وابسته به باستان شناسی
archeological
وابسته به باستان شناسی
achaean
اهل شهراخائیه در یونان باستان
achaian
اهل شهراخائیه در یونان باستان
agoines
مسابقههای سه گانه یونانیان باستان ورزش وموسیقی وغشه یادو
anciently
در عهد باستان
archeologic
وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
civil low
سیستم حقوقی رم باستان
conscript fathere
اعضای مجلس سنای روم باستان
curia
یکی ازتقسیمات کوچک قبیلهای در رم باستان
geochronology
باستان شناسی زمین
hellene
یونان باستان
laconian
ولایتی از یونان باستان
lar n
در روم باستان نام یکی ازخدایان حامی خانه
minoan
مربوط به تمدن باستان عصرمفرغ جزیره کرت
obol
سکه سیم در یونان باستان که نزدیک بود با یک pennyونیم
panathenaea
جشن ATHENA دریونان باستان
peplos
یکجور روسری زنانه دریونان باستان
planeta
درروم باستان
provincialize
تبدیل باستان کردن
pyrrhic dance
یکجور رقص نظامی یا جنگی در یونان باستان
sabbatical year
در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
sibilline books
کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
theoric
وجوهی که در یونان باستان جمع میکردند ...رفتن به تماشاخانه هاکمک کنند
trireme
کشتی جنگی روم و یونان باستان
Ancient Greece
یونان باستانی
[یونان جهان باستان]
the art of the Ancient world
هنر جهان باستان
archaeological Museum
موزه باستان شناسی
experimental archaeology
باستان شناسی آزمایشی
aerial archaeology
باستان شناسی هوایی
archeological dig
حفاری باستان شناسی
fragment
[فرشی که در طول زمان بصورت تکه تکه درآمده باشد. باستان شناسان با مطالعه همین تکه ها عمر فرش، قدمت رنگرزی، نوع طرح و محل بافت را ارزیابی می کنند.]
acrostolium
[قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
agora
[فضای باز عمومی در یونان باستان]
canopus
[شهر الکساندر در مصر باستان]
cardo
خیابان اصلی
[در رم باستان]
criosphinx
ابوالهول
[مجسمه ابوالهول در مصر باستان]
cyzicene hall
[تالار بزرگ در خانه های یونان باستان]
Dryopic
[مربوط به دوره دراوپی یونان باستان]
impluvium
[حوض باران گیر در روم باستان]
khekher
[کتیبه های مصر باستان]
site of the find
چشمه
[باستان شناسی]
archeological site
چشمه
[باستان شناسی]
provenance
چشمه
[باستان شناسی]
site of the find
منبع
[باستان شناسی]
archeological site
منبع
[باستان شناسی]
provenance
منبع
[باستان شناسی]
Ancient history
تاریخ باستان
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com