Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English
Persian
benefit of clergy
مصونیت روحانیون ازمحاکمه شدن در دادگاههای عرفی
Other Matches
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
commercial court
دادگاههای صنفی
judicial court
دادگاههای دادگستری
justiciar
قاضی عالیرتبهء دادگاههای عالی قرون وسطایی انگلیس دادرس عالیرتبه
consuetudinary
عرفی
conventional
عرفی
common-law
حقوق عرفی
solar or astronomical d.
روز عرفی
civil year
سال عرفی
common law
حقوق عرفی
ure
عرفی ساختن
civil time
زمان عرفی
customs of war
اداب عرفی جنگ
the clergy
روحانیون
spiritualty
روحانیون
pastorate
روحانیون
hierocracy
حکومت روحانیون
clerical
وابسته به روحانیون
theholy orders
مراتب روحانیون
clergy
کاتوزی روحانیون
canonical dress
لباس رسمی روحانیون
canonicals
لباس رسمی روحانیون
underplot
یک سلسله حوادث تبعی و عرفی نمایش توط ئه
sustentation fund
اعانه برای روحانیون بی نوا
anathema
مرتدشناخته شده از طرف روحانیون
clericalism
سیاست واصول واعمال روحانیون
antechoir
جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
fore
[جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
impropriation
دادنی دارایی کلیسا و مانند ان بغیر روحانیون
sacredness
مصونیت
inviolately
با مصونیت
impunity
مصونیت
privilege
مصونیت
immunity
مصونیت
franchise
مصونیت
franchises
مصونیت
hedging
مصونیت
noise immunity
مصونیت از اختلال
immunologic
مربوط به مصونیت
immunology
مبحث مصونیت
privilege of paliament
مصونیت پارلمانی
privilege frome arrest
مصونیت از توقیف
judicial immunity
مصونیت قضایی
privilege of parliament
مصونیت پارلمانی
infallibility
مصونیت از خطا
immunization
مصونیت دادن
security
تامین مصونیت
security
مصونیت تضمین
diplomatic immunity
مصونیت سیاسی
diplomatic immunity
مصونیت دیپلماتیک
immunized
مصونیت دار کردن
immunizes
مصونیت دار کردن
immunize
مصونیت دار کردن
immunizing
مصونیت دار کردن
hedge
کسب مصونیت نمودن
immunising
مصونیت دار کردن
immunised
مصونیت دار کردن
inviolacy
نقض نشدگی مصونیت
hedges
کسب مصونیت نمودن
hedged
کسب مصونیت نمودن
franchise du quartier
مصونیت محل اقامت
immunogenetics
مبحث مصونیت نژادی
immunises
مصونیت دار کردن
inviolably
با مصونیت بطور تخلف ناپذیر
franchisede i'hotel
مصونیت محل اقامت نمایندگان خارجی
mithridatism
مصونیت از زهر بواسطه خوردن و کم کم افزودن برمقداران
saints
عنوان روحانیون مثل "حضرت " که در اول اسم انهامیاید ومخفف ان st است جزو مقدسین واولیاء محسوب داشتن
saint
عنوان روحانیون مثل "حضرت " که در اول اسم انهامیاید ومخفف ان st است جزو مقدسین واولیاء محسوب داشتن
immune
مقاوم دربرابرمرض بر اثر تلقیح واکسن دارای مصونیت قانونی وپارلمانی
orphrey
سجاف زردوزی که بجامه روحانیون می گذارند زردوزی
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
common low
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
dwelling house
در CL درقوانین مربوط به هتک حرمت منازل و ورود در شب به منازل به قصد ارتکاب جرم مطرح میشود و عبارت ازمحلی است که عملا" و بالفعل محل سکنی باشد و یا ازملحقات عرفی محل سکنی محسوب شود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com