English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (4 milliseconds)
English Persian
affliction مصیبت
afflictions مصیبت
tragedies مصیبت
tragedy مصیبت
catastrophe مصیبت
catastrophes مصیبت
sorrow مصیبت
sorrows مصیبت
disaster مصیبت
disasters مصیبت
depravation مصیبت
depravement مصیبت
Other Matches
struck بصورت پسوند نیز بکار رفته وبمعنی ضربت خورده و مصیبت دیده یا مصیبت زده میباشد
catastrophical مصیبت امیز
blighter مصیبت بار
afflictive مصیبت امیز
affiction مصیبت محنت
fateful <adj.> مصیبت آور
passion week هفته مصیبت
passionary مصیبت نامه
blighters مصیبت بار
tragical مصیبت امیز
calamity مصیبت فاجعه
disastrous مصیبت امیز
accident مصیبت ناگهانی
bale مصیبت بلا
bales مصیبت بلا
adversity ادبار و مصیبت
curse بلا مصیبت
cursing بلا مصیبت
catastrophic مصیبت بار
accidents مصیبت ناگهانی
curses بلا مصیبت
calamities مصیبت فاجعه
baleful مصیبت بار
passion plays نمایش مصیبت وشهادت
passion play نمایش مصیبت وشهادت
disastrously بطور مصیبت امیز
fatal مصیبت امیز وخیم
calamitous مصیبت بار خطرناک
blighters شخص یا چیزی که موجب مصیبت و بلا شود
blighter شخص یا چیزی که موجب مصیبت و بلا شود
passionist عضو دستهای از نصارا که پیوسته مصیبت حضرت مسیح رابایدیاداورشوند
stricken محنت زده مصیبت زده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com