Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
accident
مصیبت ناگهانی
accidents
مصیبت ناگهانی
Other Matches
struck
بصورت پسوند نیز بکار رفته وبمعنی ضربت خورده و مصیبت دیده یا مصیبت زده میباشد
ambivalence
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurry
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurries
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
surge
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
spurted
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurts
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
tragedies
مصیبت
afflictions
مصیبت
affliction
مصیبت
disaster
مصیبت
disasters
مصیبت
tragedy
مصیبت
depravement
مصیبت
depravation
مصیبت
catastrophe
مصیبت
catastrophes
مصیبت
sorrows
مصیبت
sorrow
مصیبت
passion week
هفته مصیبت
curses
بلا مصیبت
tragical
مصیبت امیز
cursing
بلا مصیبت
afflictive
مصیبت امیز
bales
مصیبت بلا
blighter
مصیبت بار
catastrophic
مصیبت بار
blighters
مصیبت بار
adversity
ادبار و مصیبت
catastrophical
مصیبت امیز
affiction
مصیبت محنت
passionary
مصیبت نامه
baleful
مصیبت بار
disastrous
مصیبت امیز
curse
بلا مصیبت
bale
مصیبت بلا
calamity
مصیبت فاجعه
calamities
مصیبت فاجعه
fateful
<adj.>
مصیبت آور
calamitous
مصیبت بار خطرناک
passion plays
نمایش مصیبت وشهادت
fatal
مصیبت امیز وخیم
disastrously
بطور مصیبت امیز
passion play
نمایش مصیبت وشهادت
blighter
شخص یا چیزی که موجب مصیبت و بلا شود
blighters
شخص یا چیزی که موجب مصیبت و بلا شود
passionist
عضو دستهای از نصارا که پیوسته مصیبت حضرت مسیح رابایدیاداورشوند
stricken
محنت زده مصیبت زده
sudden
ناگهانی
snapped
ناگهانی
snap
ناگهانی
snaps
ناگهانی
surprise attack
تک ناگهانی
on the spur of the moment
<idiom>
ناگهانی
abrupt
ناگهانی
precipitating
ناگهانی
precipitates
ناگهانی
precipitated
ناگهانی
all at once
<idiom>
ناگهانی
precipitate
ناگهانی
instantaneous
ناگهانی
strike
تک ناگهانی
strikes
تک ناگهانی
snapping
ناگهانی
spontaneity
ناگهانی
blow out
خروج ناگهانی
flicking
تکان ناگهانی
flicked
تکان ناگهانی
saltation
جنبش ناگهانی
screams
ناگهانی گفتن
screamed
ناگهانی گفتن
flicks
تکان ناگهانی
clapped
صدای ناگهانی
break down
سقوط ناگهانی
opportunity target
هدف ناگهانی
burst force
نیروی ناگهانی
an abrupt departure
حرکت ناگهانی
detonation
انفجار ناگهانی
flick
تکان ناگهانی
spurts
خروج ناگهانی
spurting
افزایش ناگهانی
spurting
خروج ناگهانی
catastrophe
بلای ناگهانی
spurts
افزایش ناگهانی
catastrophes
بلای ناگهانی
power surge
برق ناگهانی
peripeteia
تغییر ناگهانی
shock
هراس ناگهانی
shocked
هراس ناگهانی
shocks
هراس ناگهانی
spurted
افزایش ناگهانی
spurted
خروج ناگهانی
abruption
قطع ناگهانی
scream
ناگهانی گفتن
flaw
اشوب ناگهانی
snaps
شتابزدگی ناگهانی
flaws
اشوب ناگهانی
explosive
یورش ناگهانی
sudden death
مرگ ناگهانی
snap
شتابزدگی ناگهانی
suddenly
بطور ناگهانی
snapped
شتابزدگی ناگهانی
sudden-death
مرگ ناگهانی
accidental war
جنگ ناگهانی
flare up
اشتعال ناگهانی
sortie
حمله ناگهانی
sorties
حمله ناگهانی
spurt
افزایش ناگهانی
irruption
ایجاد ناگهانی
he acted from impluse
نیروی ناگهانی یا
flare up
غضب ناگهانی
killing
توفیق ناگهانی
spurt
خروج ناگهانی
clap
صدای ناگهانی
clapping
صدای ناگهانی
claps
صدای ناگهانی
detonations
انفجار ناگهانی
snapping
شتابزدگی ناگهانی
saltus
انتقال ناگهانی
crashing
ورشکستگی ناگهانی
crashes
ورشکستگی ناگهانی
twitched
تکان ناگهانی
crashed
ورشکستگی ناگهانی
bump
تکان ناگهانی
in one's tracks
<idiom>
ناگهانی ،بیدرنگ
walk out
<idiom>
ناگهانی رفتن
lunged
حمله ناگهانی
shoot up
<idiom>
ناگهانی بلندکردن
canvassing
حمله ناگهانی
hit-and-run
<idiom>
تاثیر ناگهانی
lunges
حمله ناگهانی
all of a sudden
<idiom>
به طور ناگهانی
crash
ورشکستگی ناگهانی
nosediving
افت ناگهانی
lunging
حمله ناگهانی
crashingly
ورشکستگی ناگهانی
random
مسیر ناگهانی
randomly
مسیر ناگهانی
fright
ترس ناگهانی
frights
ترس ناگهانی
canvass
حمله ناگهانی
canvassed
حمله ناگهانی
canvasses
حمله ناگهانی
gust
باد ناگهانی
gusts
باد ناگهانی
killings
توفیق ناگهانی
nosedives
افت ناگهانی
twitches
تکان ناگهانی
booms
ترقی ناگهانی
brainwave
الهام ناگهانی
booming
ترقی ناگهانی
raids
حمله ناگهانی
twitched
انقباض ناگهانی
boomed
ترقی ناگهانی
twitch
تکان ناگهانی
boom
ترقی ناگهانی
twitch
انقباض ناگهانی
twitching
انقباض ناگهانی
twitching
تکان ناگهانی
xenogenesis
خلق ناگهانی
twitches
انقباض ناگهانی
raid
حمله ناگهانی
target of opportunity
هدف ناگهانی
nosedived
افت ناگهانی
sudden stoppage
توقف ناگهانی
lunge
حمله ناگهانی
raided
حمله ناگهانی
raiding
حمله ناگهانی
nosedive
افت ناگهانی
supervention
اتفاق ناگهانی
brainwaves
الهام ناگهانی
switcheroo
تغییر ناگهانی
to bolt
ناگهانی جهیدن
round-up
ورود ناگهانی پلیس
Yankee
ضربه ناگهانی وشدید
Yankees
ضربه ناگهانی وشدید
bust
[colloquial]
ورود ناگهانی پلیس
cataclysms
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
cataclysm
تحولات ناگهانی وعمده
whims
وهم تغییر ناگهانی
cataclysm
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
cataclysms
تحولات ناگهانی وعمده
to bolt
ناگهانی حرکت کردن
police raid
حمله ناگهانی پلیس
paroxysms
حمله ناگهانی مرض
round-up
حمله ناگهانی پلیس
bust
[colloquial]
حمله ناگهانی پلیس
paroxysm
حمله ناگهانی مرض
whim
وهم تغییر ناگهانی
police raid
ورود ناگهانی پلیس
nosediving
نزول شدید یا ناگهانی
nosedives
افت ناگهانی کردن
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
nosedived
افت ناگهانی کردن
nosedived
نزول شدید یا ناگهانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com