English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
English Persian
survey مطالعه مجمل
surveyed مطالعه مجمل
surveys مطالعه مجمل
Other Matches
feasability study مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
karyosystematice بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انهارابوسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرارمیدهد
compendious مجمل
synopsis مجمل
synopses مجمل
abridgment مجمل
inconclusive مجمل
abridgement خلاصه مجمل
succinct مجمل فشرده
abstracts مجمل خلاصهء کتاب
abstracting مجمل خلاصهء کتاب
abstract مجمل خلاصهء کتاب
synopsize بصورت مجمل بیان کردن
studies مطالعه
study مطالعه
off hand بی مطالعه
offhanded بی مطالعه
studying مطالعه
readings مطالعه
reading مطالعه
extemporarily بی مطالعه
extemporal بی مطالعه
etude مطالعه
perusal مطالعه
offhandedly بی مطالعه
motion study مطالعه ی حرکت
at sight بی مطالعه قبلی
study habits عادتهای مطالعه
praxeology مطالعه رفتارانسان
portable standard چراغ مطالعه
feasibility study مطالعه امکانپذیری
lucubration مطالعه سخت
examine مطالعه کردن
system study مطالعه سیستم
unstudied مطالعه نشده
survey مطالعه کردن
analyse [British] مطالعه کردن
impromptu بی مطالعه تصنیف
analyze [American] مطالعه کردن
assay مطالعه کردن
check مطالعه کردن
dissect [analyse] مطالعه کردن
bolt [examine] مطالعه کردن
studied از روی مطالعه
study مطالعه کردن
evaluate مطالعه کردن
studios اطاق مطالعه
scrutinize مطالعه کردن
look into مطالعه کردن
investigate مطالعه کردن
explore مطالعه کردن
inspect مطالعه کردن
enquire into مطالعه کردن
determine مطالعه کردن
studio اطاق مطالعه
self study مطالعه پیش خود
feasibility study مطالعه امکان سنجی
geologic survey مطالعه زمین شناسی
teleology مطالعه حکمت غایی
teppetology مطالعه ریشه ای فرش
psychognosy مطالعه عمیق روانی
psychognosis مطالعه عمیق روانی
to pore [over; on] به مطالعه دقیق پرداختن
cella [اتاق مطالعه ی راهبها]
metallography مطالعه الیاژهای فلزی
myrmecologyt مطالعه علمی مورچگان
to study out با بر رسی یا مطالعه پیداکردن
criminology مطالعه علمی جرم
thought-out سنجیده مطالعه شده
thought out سنجیده مطالعه شده
sub judice مورد مطالعه دادگاه
demography مطالعه مهاجرت جمعیت
subjected مبحث موضوع مطالعه
subject مبحث موضوع مطالعه
subjects مبحث موضوع مطالعه
ethnography مطالعه علمی نژادها
well-read اهل مطالعه و تحقیق
analysed جزئیات را مطالعه کردن
analysing جزئیات را مطالعه کردن
analyzed جزئیات را مطالعه کردن
analyse جزئیات را مطالعه کردن
analyzes جزئیات را مطالعه کردن
analyzing جزئیات را مطالعه کردن
analyses جزئیات را مطالعه کردن
subjecting مبحث موضوع مطالعه
well read اهل مطالعه و تحقیق
to make a study of something چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
sinology مطالعه ادبیات ورسوم چین
reconsidering مجددا درامری مطالعه کردن
rheological <adj.> علم مطالعه تغییر شکل و جریان ماده
methods of economic study روشهای مطالعه علم اقتصاد
extemporizing بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
ethnology علم مطالعه نژادها و اقوام
studies موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
toponymy مطالعه وجه تسمیه شهرهاونقاط
reconsidered مجددا درامری مطالعه کردن
adjustable lamp چراغ مطالعه قابل تنظیم
geopolitics مطالعه نفوذ عوامل فیزیکی
extemporised بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporises بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporising بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporize بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporized بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporizes بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
sight read بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-read بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reading بدون مطالعه قبلی خواندن
sight-reads بدون مطالعه قبلی خواندن
reconsider مجددا درامری مطالعه کردن
reconsiders مجددا درامری مطالعه کردن
capability study مطالعه امکان انجام کار
gastroenterology مطالعه معده و روزده وبیماریهای ان
geophysical survey مطالعه خواص فیزیکی زمین
studying موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
flexible arm lamp چراغ مطالعه قابل انعطاف
humanist مطالعه کننده طبیعت یا امورانسانی
faunist کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
optics علم مطالعه در خواص نور
consumer research مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
angiology مطالعه عروق خونی و لنفی
income and expenditure approach مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
articulated machine lamp چراغ مطالعه با گردن تاشو
integrate circuit technology مطالعه فن مدار مجتمع تکنولوژی ای سی
study موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
theogony مطالعه وشناسایی اجداد واعقاب خدایان
to poreone's eyes out چشم را از بسیاری مطالعه خسته کردن
commodity approach بررسی بازار با مطالعه مسیرتولید تا مصرف
endocrinology علم شناسایی و مطالعه غددمترشحه داخلی
Ekistics [دانش مطالعه زیستگاه های انسانی]
geologize مطالعه علم زمین شناسی کردن
symbology مبحث مطالعه علائم ونشانههای رمزی
skimmer الت سرشیرگیری مطالعه کننده سطحی
semitics مطالعه زبان وادبیات وتاریخ سامی
protohistory مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
dysgenics مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
crystallography کریستال شناسی مطالعه بلورها شناخت بلور
She laid the book aside . کتاب را کنار گذاشت ( مطالعه اش را متوقف کرد)
bookworms کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
bookworm کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
helminthology مطالعه دراطراف کرم های بیماری زاوانگلی
theogonic وابسته به مطالعه وشناسایی اجداد واعقاب خدایان
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
booklore علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
glottochronology مبحث مطالعه سیر تکامل زبانهای مختلف
speleology مطالعه غارها ازلحاظ زمین شناسی وتاریخی
Ergonomics [مطالعه در ارتباطات بین کارهای انسانی، کار پژوهی]
bioastronautics مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
mock up مدلی باندازه طبعی وکامل برای مطالعه وازمایش
pragmatics مطالعه و بررسی روابط میان علائم و استفاده انها
gestalt psychology مطالعه قوه ادراک و رفتار از نقطه نظرواکنش شخصی در برابرامورکلی
morphophonemics مبحث مطالعه صور مختلف یاتصاریف مختلفه یک لغت یاریشه
ideologist ایده ئولوگ کسی که در مورد افکار وعقاید مطالعه میکند
epizoology علم مطالعه خواص وبوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
impromptu کاری که بی مطالعه و بمقتضای وقت انجام دهند بالبداهه حرف زدن
epizootology علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizootiology علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
input output analysis تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
dendrochronology دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
After dinner he likes to retire to his study. پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
casework مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
structuralism بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
historcicism فرضیهای که معتقداست کلیه پدیدههای اجتماعی وفرهنگی باید از لحاظ تاریخی مطالعه شود
geopolitic علمی که روابط بین موقعیت جغرافیایی سرزمینها را باپیدایش و نابودی قدرتهای بزرگ و امپراطوریها مطالعه میکند
cybernetics مطالعه ومقایسه بین دستگاه عصبی خودکارکه مرکب ازمغز واعصاب میباشدبادستگاه الکتریکی ومکانیکی فرمانشناسی
functional distribution توزیع درامدبه عوامل تولید و مطالعه نحوه این توزیع
psychbiology علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
harmonics مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
premeditate قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن
market research تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
immunogenetics رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
pteridology مطالعه علمی سرخس ها سرخس شناسی
bionics مطالعه سیستمهای زنده به منظور ارتباط دادن ویژگی هاو اعمال انها به توسعه سخت افزار مکانیکی و الکترونیکی کاربرد علم بیولوژی درمهندسی الکترونیک و سایرعلوم مهندسی
study تحصیل کردن مطالعه کردن
conciliates ارام کردن مطالعه کردن
conciliated ارام کردن مطالعه کردن
conciliate ارام کردن مطالعه کردن
conciliating ارام کردن مطالعه کردن
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
studying تحصیل کردن مطالعه کردن
studies تحصیل کردن مطالعه کردن
fragment [فرشی که در طول زمان بصورت تکه تکه درآمده باشد. باستان شناسان با مطالعه همین تکه ها عمر فرش، قدمت رنگرزی، نوع طرح و محل بافت را ارزیابی می کنند.]
feasibility study مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com