Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English
Persian
to e. into a matter
مطلبی را بازجویی یا تحقیق کردن
Other Matches
inquest
بازجویی و تحقیق در موردمرگهای مشکوک
inquests
بازجویی و تحقیق در موردمرگهای مشکوک
researching
تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
researches
تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
researched
تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
research
تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
To do justice to something.
حق مطلبی را ادا کردن
To bring up a topic . To introduce a subject .
مطلبی راعنوان کردن
cross examination
بازجویی استنطاق بازجویی از شهود مواجهه دادن شهود
To weight up the pros and cons of something .
مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
slurred
مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
to grind a person in a subject
مطلبی راخوب حالی کسی کردن
slurring
مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
slurs
مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
slur
مطلبی را حذف کردن طاس گرفتن
To spell something out for some one .To drive it home to someone .
مطلبی را به کسی شیر فهم کردن
cross examine
بازجویی کردن
enquires
بازجویی کردن از
examine
بازجویی کردن
examining
بازجویی کردن
examines
بازجویی کردن
to make enquiries into
بازجویی کردن در
inquires
بازجویی کردن از
inquired
بازجویی کردن از
investigated
بازجویی کردن
enquired
بازجویی کردن از
to go into
بازجویی کردن
investigating
بازجویی کردن
investigates
بازجویی کردن
inquisite
بازجویی کردن
examined
بازجویی کردن
inquire
بازجویی کردن از
investigate
بازجویی کردن
To speake in great detail.
مطلبی رابا طول وتفصیل بیان کردن
assays
چشیدن بازجویی کردن
assay
چشیدن بازجویی کردن
examinations
معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
examination
معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
investigates
وارسی کردن بازجویی کردن
investigated
وارسی کردن بازجویی کردن
investigating
وارسی کردن بازجویی کردن
investigate
وارسی کردن بازجویی کردن
investigated
تحقیق کردن
investigates
تحقیق کردن
explore
تحقیق کردن
inquired
تحقیق کردن
examine
تحقیق کردن
indagate
تحقیق کردن
inquire
تحقیق کردن
assay
تحقیق کردن
investigating
تحقیق کردن
survey
تحقیق کردن
scrutinize
تحقیق کردن
enquired
تحقیق کردن
investigate
تحقیق کردن
look into
تحقیق کردن
enquires
تحقیق کردن
assays
تحقیق کردن
see into
تحقیق کردن
inquisite
تحقیق کردن
inspect
تحقیق کردن
survey
تحقیق کردن
dissect
[analyse]
تحقیق کردن
verified
تحقیق کردن
verifies
تحقیق کردن
analyze
[American]
تحقیق کردن
analyse
[British]
تحقیق کردن
verify
تحقیق کردن
to rummage
تحقیق کردن
to browse through
تحقیق کردن
study
تحقیق کردن
enquire
تحقیق کردن
research
تحقیق کردن
surveyed
تحقیق کردن
surveys
تحقیق کردن
researched
تحقیق کردن
researches
تحقیق کردن
verifying
تحقیق کردن
researching
تحقیق کردن
evaluate
تحقیق کردن
to search after
تحقیق کردن
inspects
تحقیق کردن
bolt
[examine]
تحقیق کردن
inspect
تحقیق کردن
question
تحقیق کردن از
inquires
تحقیق کردن
check
تحقیق کردن
determine
تحقیق کردن
questioned
تحقیق کردن از
inspected
تحقیق کردن
questions
تحقیق کردن از
inspecting
تحقیق کردن
investigate
تحقیق کردن
assay
تحقیق کردن
enquire into
تحقیق کردن
questioned
پرسیدن تحقیق کردن
question
پرسیدن تحقیق کردن
questions
پرسیدن تحقیق کردن
To investigate something.
درباره چیزی تحقیق کردن
querying
تحقیق و باز جویی کردن
query
تحقیق و باز جویی کردن
queries
تحقیق و باز جویی کردن
queried
تحقیق و باز جویی کردن
interrogate
تحقیق کردن باز جویی کردن
interrogated
تحقیق کردن باز جویی کردن
interrogates
تحقیق کردن باز جویی کردن
interrogating
تحقیق کردن باز جویی کردن
ascertian
محقق کردن تحقیق کردن معلوم کردن
enquires
تحقیق کردن امتحان کردن
enquired
تحقیق کردن امتحان کردن
inquired
تحقیق کردن امتحان کردن
inquire
تحقیق کردن امتحان کردن
investigates
تحقیق کردن تجسس کردن
inquires
تحقیق کردن امتحان کردن
investigate
تحقیق کردن تجسس کردن
investigated
تحقیق کردن تجسس کردن
to see into
تحقیق کردن معاینه کردن
investigating
تحقیق کردن تجسس کردن
intimated
مطلبی را رساندن
implies
مطلبی را رساندن
imply
مطلبی را رساندن
implying
مطلبی را رساندن
thematic
مطلبی مقالهای
intimate
مطلبی را رساندن
a horse of another colour
[different colour]
مطلبی دیگر
intimates
مطلبی را رساندن
intimating
مطلبی را رساندن
to inquire into a matter
مطلبی را باز جویی
to pierce a mystery
بکنه مطلبی پی بردن
To drum something into someones head .
مطلبی را به گوش کسی خواندن
antiphrasis
بیان مطلبی به معنی مخالف ان
mental reservation
خود داری از ذکر مطلبی
to smack of something
<idiom>
مطلبی را رساندن
[اصطلاح مجازی]
To bring something to someones ears .
مطلبی را به گوش کسی رساندن
throw in
مطلبی بر صحبت کسی افزودن
shrugging
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
To know it backwards.
مطلبی رافوت آب بودن (خوب دانستن )
shrugged
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
Vote (write) against a proposallll.
بر ضد پیشنهادی رأی دادن ( مطلبی نوشتن )
To give it straight from the shoulder.
مطلبی راصاف وپوست کنده گفتن
shrug
بالا انداختن شانه مطلبی را فهماندن
investigation
بازجویی
investigations
بازجویی
inquirendo
بازجویی
interrogates
بازجویی
inquiries
بازجویی
interrogating
بازجویی
cross question
بازجویی
interrogation
بازجویی
inquiry
بازجویی
interrogated
بازجویی
interrogate
بازجویی
interrogations
بازجویی
merism
بیان مطلبی کلی با ذکر وقیاس مخالف
nuncupation
افهار مطلبی در پیش گواه بزبان گویی
declamatory
مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
why i think i can
هنگام کشف مطلبی دلالت برتعجب میکند
To give it to someone straight from the shoulder . To tell someonestraight
صاف وپوست کنده مطلبی را به کسی گفتن
It was inappropriate to make such a remark .
مناسبت نداشت چنین مطلبی اظهار گردد
non commital
از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
inquests
بازجویی رسیدگی
committee of inquiry
کمیسیون بازجویی
interrogation
بازپرسی بازجویی
inquiry
پرسش بازجویی
interrogator
بازجویی کننده
local enquiry
بازجویی محلی
quests
طلب بازجویی
inquiringly
ازراه بازجویی
cross examiner
بازجویی کننده
quest
طلب بازجویی
interrogators
بازجویی کننده
inquiries
پرسش بازجویی
inquest
بازجویی رسیدگی
investigating committee
کمیسیون بازجویی
cross examination
بازجویی همگانی
interrogations
بازپرسی بازجویی
issue of fact
نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
inquiries
پرسش بازجویی رسیدگی
coroner's inquest
بازجویی در رگهای ناگهانی
inquiry
پرسش بازجویی رسیدگی
crowner's quest
بازجویی درمرگهای ناگهانی
assays
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assay
محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
fallacy of composition
استدلال نادرست به اینکه هرگاه بعض مطلبی درست باشد کل ان صحیح است
inquisition
نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisitions
نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
apophasis
افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
quests
تحقیق
ascertainment
تحقیق
research
تحقیق
inquirendo
تحقیق
quest
تحقیق
investigations
تحقیق
rummage
تحقیق
researched
تحقیق
rummaged
تحقیق
inquiry
تحقیق
verification
تحقیق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com