English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (3 milliseconds)
English Persian
informed مطلع
ware مطلع
wares مطلع
knowledgeable مطلع
au courant مطلع
hep مطلع
smart money مطلع
weather wise مطلع
au fait مطلع
Other Matches
apprise مطلع کردن
apprises مطلع کردن
apprising مطلع کردن
annunciate مطلع کردن
clued-up بسیار مطلع
notifying مطلع کردن
understandings مطلع ماهر
acquaint مطلع کردن
acquainting مطلع کردن
acquaints مطلع کردن
notified مطلع کردن
notifies مطلع کردن
notify مطلع کردن
understanding مطلع ماهر
To be in the know . To be in the picture . وارد بودن ( مطلع وآگاه )
to post up مطلع کردن کامل دادن به
well informed بصیر بخوبی اگاه با اطلاع مطلع
I would like to learn the truth. من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
The officers were brifed on (about) the detailes. افسران درباره جزییات مطلع ( توجیه شدند )
I heard through the grapevine that ... <idiom> من به طور غیر رسمی مطلع شدم که ... [اصطلاح]
notification عملی است که دولتی برای اگاه ساختن دولت دیگر برای اطلاع از مسئله مهمی انجام میدهد و هدف از این عمل ان است که طرف از مسیله مذکور قانونا"مطلع تلقی شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com