English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 252 (11 milliseconds)
English Persian
stark مطلق
starker مطلق
starkest مطلق
starkly مطلق
slick مطلق
slickest مطلق
pure مطلق
purer مطلق
purest مطلق
free مطلق
freed مطلق
freeing مطلق
frees مطلق
abstract مطلق
abstracting مطلق
abstracts مطلق
unconditional مطلق
total مطلق
totaled مطلق
totaling مطلق
totalled مطلق
totalling مطلق
totals مطلق
unrestrained مطلق
sovereign مطلق
sovereigns مطلق
magisterial مطلق
categorical مطلق
sheer مطلق
utter مطلق
uttered مطلق
utters مطلق
autocratic مطلق
arbitrary مطلق
absolute مطلق
absolutes مطلق
implicit مطلق
positive مطلق
downright مطلق
allodial مطلق
alodial مطلق
categoric مطلق
inconditionate مطلق
thetic مطلق
thetical مطلق
thorough going مطلق
absolute <adj.> مطلق
inalienable <adj.> مطلق
indispensable <adj.> مطلق
inevitable <adj.> مطلق
unalienable <adj.> مطلق
unalterable <adj.> مطلق
Other Matches
absolute volue مقدار مطلق قدر مطلق
absolute volue ارزش مطلق
absolute zaro صفر مطلق
absolute viscosity لزجت مطلق
absolute viscosity گرانروی مطلق
abstractly بطور مطلق
absolute zero صفر مطلق
absolute volume حجم مطلق
absolute poverty فقر مطلق
absolute velocity سرعت مطلق
absolute value مقدار مطلق
absolute sensitivity حساسیت مطلق
absolute scale مقیاس مطلق
absolute methanol متانول مطلق
absolute priority اولویت مطلق
absolute price قیمت مطلق
absolute pressure فشار مطلق
absolute potential پتانسیل مطلق
absolute permeability نفوذپذیری مطلق
absolute paths مسیر مطلق
absolute nullity بطلان مطلق
absolute movement حرکت مطلق
absolute magnitude قدر مطلق
absolute luminosity درخشندگی مطلق
absolute loader بارکننده مطلق
absolute judgment قضاوت مطلق
absolute liability بدهی مطلق
absolute value ارزش مطلق
absolute value قدر مطلق
absolute vacuum خلاء مطلق
absolute unit واحد مطلق
absolute temperature scale مقیاس مطلق
absolute limen آستانه مطلق
absolute temperature دمای مطلق
absolute threshold آستانه مطلق
absolute monopoly انحصار مطلق
almightly قادر مطلق
shoo-in <idiom> برنده مطلق
all-powerful قادر مطلق
welsh mortgage رهن مطلق
universal legacy وصیت مطلق
the preterite tense ماضی مطلق
the positive d. درجه مطلق
summum bonum خیر مطلق
simpliciter بطور مطلق
seisin تصرف مطلق
quiet enjoyment واگذاری مطلق
(not a) snowball's chance in hell <idiom> بد شانس مطلق
perfect loss زیان مطلق
past or preterite d. ماضی مطلق
ens هستی مطلق
dynamic viscosity گرانروی مطلق
seizin تصرف مطلق
dead halt توقف مطلق
command automatism فرمانبری مطلق
categorical imperative امر مطلق
autarky حاکم مطلق
autarchy حاکم مطلق
an abstroct number عدد مطلق
freeholder مالک مطلق
general power of attorney وکالت مطلق
pansophism دانش مطلق
oversoul حقیقت مطلق
modulusp قدر مطلق
modulus قدر مطلق
irrelative نا مربوط مطلق
individuum هستی مطلق
imperator فرمانروای مطلق
global minimum حداقل مطلق
global maximum حداکثر مطلق
alodium ملک مطلق
absolutism مطلق نگری
absolute cell reference رجوع مطلق سل
absolute authortity اقتدار مطلق
absolute authortity اختیار مطلق
autocratically بطور مطلق
absolutism مطلق گرائی
absolute advantage برتری مطلق
absolute deviation انحراف مطلق
absolute density چگالی مطلق
absolutism مطلق گرایی
absolute deficiency نقص مطلق
absolute coulomb کولن مطلق
despot حاکم مطلق
abstracts مطلق خیالی
absolute altitude ارتفاع مطلق
anhydrous alcohol الکل مطلق
absolute address نشانی مطلق
abstract مطلق خیالی
absolute accommodation انطباق مطلق
princes فرمانروای مطلق
prince فرمانروای مطلق
magisterially بطور مطلق
magistrially بطور مطلق
freehold ملک مطلق
magnitude قدر مطلق
omnipotence قدرت مطلق
absolute alcohol الکل مطلق
abstracting مطلق خیالی
autocrats حاکم مطلق
absolute address آدرس مطلق
arbitrary مطلق مستبدانه
absolute majority اکثریت مطلق
despots حاکم مطلق
absolute error اشتباه مطلق
absolute ether اثر مطلق
absolute frequency فراوانی مطلق
absolute humidity رطوبت مطلق
absolute frequency بسامد مطلق
autocrat حاکم مطلق
absolute energy انرژی مطلق
autocracy حکومت مطلق
omnipotent قادر مطلق
absolute discharge آزادی مطلق
absolute gravity سنگینی مطلق
absolute drought خشکی مطلق
absolute error خطای مطلق
autocrats سلطان مطلق
autocrat سلطان مطلق
absolute efficiency کارائی مطلق
to hold in fee تصرف مطلق داشتن در
absolute value قدر مطلق [ریاضی]
ultramontane تفوق مطلق پاپ
plenipotent دارای اختیار مطلق
dictator فرمانروای مطلق خودکامه
dictators فرمانروای مطلق خودکامه
zero point energy انرژی درصفر مطلق
magisterial مطلق دارای اختیار
universal agent وکیل مطلق الوکاله
laissez faire ازادی مطلق اقتصادی
modular وابسته به قدر مطلق
absolute income hypothesis فرضیه درآمد مطلق
absolute refractory period دوره بی پاسخی مطلق
absolute scale مقیاس دمای مطلق
absolute specific gravity سنگینی ویژه مطلق
absolute system of units دستگاه احاد مطلق
absolute temperature scale مقیاس دمای مطلق
absolute deficiency عدم کارائی مطلق
absolute configuration پیکر بندی مطلق
absolute refractive index ضریب شکست مطلق
absolute reaction rate سرعت واکنش مطلق
absolute index of refraction ضریب مطلق شکست
absolute joystick سکان هدایت مطلق
absolute measurement اندازه گیری مطلق
absolute ethyl alcohol اتیل الکل مطلق
absolute error اشتباه مطلق تیراندازی
absolute pitch زیر و بمی مطلق
absolute humidity of gas رطوبت مطلق گاز
absolute electrical units واحدهای الکتریکی مطلق
absolute coding برنامه نویسی مطلق
absolute code برنامه نویسی مطلق
discretely بطور مطلق یا مجزا
absolute boiling point دمای جوش مطلق
cultural absolutism مطلق نگری فرهنگی
approximate absolute temperature دمای مطلق تقریبی
absolute zero entropy انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
absolute artesian well چاه ارتزین مطلق
absolute champion قهرمان مطلق شطرنج
nirvanas پیوستن به کل هستی خشنودی مطلق
freehold مالکیت مطلق ملک موروثی
implicit تلویحا فهمانده شده مطلق
pessimism بدی مطلق فلسفه بدبینی
unattainbility of absolute zero دسترس ناپذیری صفر مطلق
absolute value function تابع قدر مطلق [ریاضی]
pure strategy استراتژی مطلق در تئوری بازیها
nirvana پیوستن به کل هستی خشنودی مطلق
real absolute value function تابع حقیقی قدر مطلق [ریاضی]
complex absolute value function تابع مختلط قدر مطلق [ریاضی]
jus in re حق کامل و مطلق ناشی ازمالکیت عمومی
plenipotentiary تام الاختیار دارای اختیار مطلق
plenipotentiaries تام الاختیار دارای اختیار مطلق
multiple absolute prediction پیش بینی چند متغیری مطلق
absolute address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
aneroid فشارسنجی که فشار مطلق رااندازه میگیرد
absolute system of electrical units دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
fee simple میراث قانونی بلامعارض ملک مطلق
machine address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
estate in fee مالکیت مطلق و غیر شرطی نسبت به زمین
eminent domain مالکیت مطلق دولت یا پادشاه یا رئیس مملکت
real address آدرس مطلق که مستقیماگ به محلی از حافظه دستیابی دارد
instrument for absolute measurement دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
directs دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
directed دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
direct دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
ultramontanism سکونت در ارتفاعات زیاد اعتقاد به تفوق مطلق پاپ
gridlock راهبندان مطلق [به طوری که چهار راههای اصلی بسته شوند]
relocation جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه
relocation جابجایی داده یا کدگزاری یاانتساب محل مطلق درحین اجرای برنامه
basic کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
addressing مکان دهی به کلمه داده ذخیره شده در حافظه با استفاده از آدرس مطلق آن
basics کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
absolute advantage برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
specific code کد برنامه که طوری نوشته شده است که فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند
one level address کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
restraint of marriage شرط ضمن هبه یا وصیت که به طور مطلق ازدواج متهب یا موصی له را منع کنند
actual address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
tenant in fee simple متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
specific code کد دودویی که مستقیماگ واحد پردازش مرکزی را هدایت می کنند و فقط از آدرس ها مقادیر مطلق استفاده میکند
absolute address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
Q Channel یکی از هشت کانال اطلاعاتی که داده مشخص کننده شیار و زمان گردش مطلق را نگهداری میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com