Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English
Persian
equivalent
معادل
equivalents
معادل
tantamount
معادل
equipollent
معادل
ntamount
معادل
Other Matches
b
معادل با بایتها
expilation
معادل robbery
equalizes
معادل کردن .
equivalence
معادل بودن
equalled
دقیقاگ معادل
date labourer
معادل daysman
assessor
معادل assesor
equalizing
معادل کردن .
equalling
دقیقاگ معادل
equals
دقیقاگ معادل
kilos
معادل هزار
redemption
معادل ransom
kilo
معادل هزار
menace
معادل blackmail
menaces
معادل blackmail
equivalent circuit
مدار معادل
equivalent service rounds
گلوله معادل
equivalent area
سطح معادل
reformist
معادل reformer
equivalent weight
وزن معادل
equivalence gate
دریچه معادل
egalitaire
معادل equalitarianism
equalized
معادل کردن .
equalize
معادل کردن .
equalising
معادل کردن .
modifies
معادل adapt
t equivalent circuit
مدار معادل " T "
modify
معادل adapt
modifying
معادل adapt
counterclaim
معادل set-off
menaced
معادل blackmail
writing obligatory
معادل bond
deceptions
معادل cheat
deception
معادل cheat
parity
معادل بودن
equal
دقیقاگ معادل
equaled
دقیقاگ معادل
equaling
دقیقاگ معادل
equalised
معادل کردن .
reinsurance
معادل re-assurance
grade equivalent
معادل کلاسی
reformists
معادل reformer
ration in kind
معادل جیره
memorial
معادل memorandum
memorials
معادل memorandum
equalises
معادل کردن .
order of the day
معادل agenda
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
miles
معادل 53/9061 متر
mile
معادل 53/9061 متر
hecto
پیشوندی معادل 01 به توان 2
giga
پیشوندی معادل 01بتوان 9
faculty of law
معادل law schoolof
final instrument
معادل act final
equivalently
بطور هم ارز یا معادل
kilos
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
half
یکی از دو بخش معادل
air mile
هوانوردی معادل 3301
grain
معادل 8460/0گرم
contango
معادل "continuation " & "carringover "
bi-
پیشوند معادل با bio-
onus probandi
معادل proof of burden
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
business cycle
معادل cycle trade
t parameter equipment circuit
مدار معادل به صورت " T "
casus belli
معادل War Causeof
ration in kind
جیره معادل یاجانشین
age equivalent scale
مقیاس معادل سنی
therms
معادل هزارکالری بزرگ
kilo
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
disobedience
تقریبا" معادل desertion
equivalent binary digits
ارقام دودویی معادل
Kbit
معادل هزار بایت
lebensraum
معادل living-space
quamdiu bene se gesserit
معادل autculpam vitam ad
NOT function
معادل تابع NAND
therm
معادل هزارکالری بزرگ
acid equivalent
معادل شیمیایی اسید
computed price
قیمت ساختگی معادل administeredprice
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
nautical miles
مایل دریایی معادل 0581متر
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
matches
تنظیم ثبات معادل با دیگری
match
تنظیم ثبات معادل با دیگری
nautical mile
مایل دریایی معادل 0581متر
high frequency equivalent circuit
مدار معادل فرکانس بالا
equivalent service rounds
گلولههای معادل گلوله جنگی
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
logical
معادل وضعیت منط قی درست یا یک
highs
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
highest
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
cubit
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
bushel
مقیاس وزنی است معادل 4پک
bushels
مقیاس وزنی است معادل 4پک
constant cost
هزینه ثابت معادل cost fixed
barye
واحد فشار معادل 01بتوان 6- بار
yards
واحد طول معادل 4419/0متر
fluid ounce
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
pints
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
pint
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
horsepower
واحد نیرو معادل 647 وات
quintal
واحد وزنی معادل 001کیلو گرم
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
statute mile
میل رسمی معادل 0825 فوت
half crown
سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
yard
واحد طول معادل 4419/0متر
equivalence
دروازهای که تابع معادل انجام میدهد
fluid ounces
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
cent-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
capital bonus
سودسهام معادل کلمه dividened stock میباشد
canonical time unit
زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان
pints
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
cent
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
pint
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
cents
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
legal aid
معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial
centi-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
milliampere
اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
nautical miles
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
nautical mile
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
mas
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
ma
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
zeros
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zeroes
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zero
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
krona
مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
microbar
واحد فشار معادل 01 بتوان 6 داین بر سانتیمترمربع
mhz
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
hypersonic
سرعتی معادل یا بیش از 5برابر سرعت صوت
knot
[واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
en
واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
metric ton
مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند
even time
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
kpsi
[واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
grain
واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
slug
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
assignment
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
yards
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
assignments
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
slugs
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
yard
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
slugged
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
menus
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
knots
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
menu
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
AC
و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند
knot
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
balun
مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
angstrom
واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
h.e.t.p
plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
balances
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
kilderkin
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
r.s.c
قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules
balance
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
persec
واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری
k
به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
Kbyte
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
conversion
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversions
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
remainder
عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
hard spun
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
assignment
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignments
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
sthene
واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه
nihilism
شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن
excess
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excesses
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
grip length
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
assigned
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assign
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
denier
دنیر
[واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
text
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
texts
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
assigns
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
coincidence element
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence circuit
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
dominion
ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
dower
درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
hank
طول مشخصی از نخ
[بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
hardest
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
set
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
gate
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
sabin
واحد جذب صوت معادل قوه جذب در یک فوت مربع
connexion
خویشاوندی سببی معادل affinity به معنی خویشاوندی ناشی از ازدواج
basic type single tier formwork
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
gram atom
وزن یک عنصر شیمیایی بگرم که معادل وزن اتمی انست
gates
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
kappa
حرف دهم الفبای یونانی که معادل حرف >کاف < فارسی وK انگلیسی است
false
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
declares
معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com