Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
b
معادل با بایتها
Other Matches
reads
تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
read
تعداد بایتها که خواننده در زمان مشخص می خواند
length
تعداد حروف یا بایتها در یک فایل ذخیره شده
lengths
تعداد حروف یا بایتها در یک فایل ذخیره شده
ntamount
معادل
tantamount
معادل
equivalent
معادل
equivalents
معادل
equipollent
معادل
reformist
معادل reformer
reformists
معادل reformer
memorial
معادل memorandum
redemption
معادل ransom
assessor
معادل assesor
counterclaim
معادل set-off
date labourer
معادل daysman
egalitaire
معادل equalitarianism
equals
دقیقاگ معادل
equalling
دقیقاگ معادل
memorials
معادل memorandum
equivalence
معادل بودن
modifies
معادل adapt
modify
معادل adapt
modifying
معادل adapt
equalled
دقیقاگ معادل
equal
دقیقاگ معادل
equaled
دقیقاگ معادل
menaces
معادل blackmail
menaced
معادل blackmail
menace
معادل blackmail
kilos
معادل هزار
equaling
دقیقاگ معادل
kilo
معادل هزار
equivalence gate
دریچه معادل
equivalent area
سطح معادل
equivalent service rounds
گلوله معادل
equalised
معادل کردن .
equivalent weight
وزن معادل
deception
معادل cheat
expilation
معادل robbery
deceptions
معادل cheat
t equivalent circuit
مدار معادل " T "
reinsurance
معادل re-assurance
grade equivalent
معادل کلاسی
ration in kind
معادل جیره
equalising
معادل کردن .
parity
معادل بودن
order of the day
معادل agenda
equalizing
معادل کردن .
equalizes
معادل کردن .
equalises
معادل کردن .
equalized
معادل کردن .
equalize
معادل کردن .
writing obligatory
معادل bond
equivalent circuit
مدار معادل
quamdiu bene se gesserit
معادل autculpam vitam ad
mile
معادل 53/9061 متر
ration in kind
جیره معادل یاجانشین
t parameter equipment circuit
مدار معادل به صورت " T "
miles
معادل 53/9061 متر
bi-
پیشوند معادل با bio-
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
NOT function
معادل تابع NAND
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
contango
معادل "continuation " & "carringover "
casus belli
معادل War Causeof
business cycle
معادل cycle trade
air mile
هوانوردی معادل 3301
age equivalent scale
مقیاس معادل سنی
acid equivalent
معادل شیمیایی اسید
equivalently
بطور هم ارز یا معادل
onus probandi
معادل proof of burden
faculty of law
معادل law schoolof
final instrument
معادل act final
giga
پیشوندی معادل 01بتوان 9
hecto
پیشوندی معادل 01 به توان 2
Kbit
معادل هزار بایت
lebensraum
معادل living-space
equivalent binary digits
ارقام دودویی معادل
grain
معادل 8460/0گرم
kilo
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
kilos
یک کیلوگرم معادل هزارگرم
half
یکی از دو بخش معادل
disobedience
تقریبا" معادل desertion
therm
معادل هزارکالری بزرگ
therms
معادل هزارکالری بزرگ
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
nautical miles
مایل دریایی معادل 0581متر
match
تنظیم ثبات معادل با دیگری
nautical mile
مایل دریایی معادل 0581متر
logical
معادل وضعیت منط قی درست یا یک
computed price
قیمت ساختگی معادل administeredprice
b
ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
height equivalent of theroretical plate
ارتفاع معادل بشقابک نظری
high frequency equivalent circuit
مدار معادل فرکانس بالا
highest
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
highs
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
equivalent service rounds
گلولههای معادل گلوله جنگی
matches
تنظیم ثبات معادل با دیگری
logical
معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
half crown
سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
quintal
واحد وزنی معادل 001کیلو گرم
fluid ounces
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounce
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
bushels
مقیاس وزنی است معادل 4پک
bushel
مقیاس وزنی است معادل 4پک
yards
واحد طول معادل 4419/0متر
yard
واحد طول معادل 4419/0متر
pint
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
statute mile
میل رسمی معادل 0825 فوت
barye
واحد فشار معادل 01بتوان 6- بار
equivalence
دروازهای که تابع معادل انجام میدهد
cubit
مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
pints
واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
constant cost
هزینه ثابت معادل cost fixed
horsepower
واحد نیرو معادل 647 وات
legal aid
معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial
cents
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
capital bonus
سودسهام معادل کلمه dividened stock میباشد
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
canonical time unit
زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان
pints
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
cent
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
pint
پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
centi-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
zeroes
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zeros
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
milliampere
اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
mas
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
zero
1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
nautical mile
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
nautical miles
میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
cent-
سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
microbar
واحد فشار معادل 01 بتوان 6 داین بر سانتیمترمربع
mhz
اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
krona
مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار
hypersonic
سرعتی معادل یا بیش از 5برابر سرعت صوت
ma
اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
knot
[واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
kpsi
[واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
grain
واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
yards
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
menu
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
en
واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
knots
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
menus
ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
assignments
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
AC
و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند
metric ton
مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند
even time
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
knot
واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
balun
مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
slugs
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
angstrom
واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
slugged
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
assignment
معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
yard
واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
slug
واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
h.e.t.p
plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
balance
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
kilderkin
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
persec
واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری
balances
برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
r.s.c
قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules
Kbyte
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
k
به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
conversion
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversions
لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
remainder
عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
hard spun
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
assignment
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignments
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
sthene
واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه
grip length
طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
excesses
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
nihilism
شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن
excess
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
denier
دنیر
[واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
assign
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigned
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
texts
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
text
وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
assigns
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
coincidence circuit
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence element
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
dominion
ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
dower
درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
hank
طول مشخصی از نخ
[بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
hardest
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
hard
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
set
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
sets
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
harder
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
gate
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com