English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
grade equivalent معادل کلاسی
Other Matches
skipping جهش کلاسی
grade score نمره کلاسی
grade scale مقیاس کلاسی
class book کتاب کلاسی
grade norm هنجار کلاسی
age grade scaling مقیاسیابی سنی- کلاسی
realia وسایل تعلیم و اثبات دروس کلاسی
mixed ability کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
equivalents معادل
equivalent معادل
tantamount معادل
equipollent معادل
ntamount معادل
modify معادل adapt
modifies معادل adapt
egalitaire معادل equalitarianism
date labourer معادل daysman
memorials معادل memorandum
memorial معادل memorandum
assessor معادل assesor
equivalence معادل بودن
equivalence gate دریچه معادل
menaced معادل blackmail
menace معادل blackmail
kilos معادل هزار
kilo معادل هزار
modifying معادل adapt
equivalent weight وزن معادل
b معادل با بایتها
equivalent service rounds گلوله معادل
expilation معادل robbery
equivalent circuit مدار معادل
reformists معادل reformer
reformist معادل reformer
counterclaim معادل set-off
equivalent area سطح معادل
equals دقیقاگ معادل
redemption معادل ransom
equalled دقیقاگ معادل
equaling دقیقاگ معادل
equaled دقیقاگ معادل
equal دقیقاگ معادل
equalling دقیقاگ معادل
menaces معادل blackmail
equalising معادل کردن .
deception معادل cheat
deceptions معادل cheat
t equivalent circuit مدار معادل " T "
writing obligatory معادل bond
equalised معادل کردن .
reinsurance معادل re-assurance
ration in kind معادل جیره
equalizes معادل کردن .
equalized معادل کردن .
equalize معادل کردن .
parity معادل بودن
order of the day معادل agenda
equalises معادل کردن .
equalizing معادل کردن .
hecto پیشوندی معادل 01 به توان 2
miles معادل 53/9061 متر
mile معادل 53/9061 متر
faculty of law معادل law schoolof
final instrument معادل act final
t parameter equipment circuit مدار معادل به صورت " T "
quamdiu bene se gesserit معادل autculpam vitam ad
grain معادل 8460/0گرم
giga پیشوندی معادل 01بتوان 9
long ton تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
ration in kind جیره معادل یاجانشین
lebensraum معادل living-space
therm معادل هزارکالری بزرگ
contango معادل "continuation " & "carringover "
tnt equivalent معادل با قدرت انفجار تی ان تی
equivalently بطور هم ارز یا معادل
Kbit معادل هزار بایت
disobedience تقریبا" معادل desertion
air mile هوانوردی معادل 3301
half یکی از دو بخش معادل
onus probandi معادل proof of burden
age equivalent scale مقیاس معادل سنی
acid equivalent معادل شیمیایی اسید
kilos یک کیلوگرم معادل هزارگرم
business cycle معادل cycle trade
equivalent binary digits ارقام دودویی معادل
NOT function معادل تابع NAND
casus belli معادل War Causeof
bi- پیشوند معادل با bio-
therms معادل هزارکالری بزرگ
kilo یک کیلوگرم معادل هزارگرم
computed price قیمت ساختگی معادل administeredprice
b ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
highs معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
equivalent service rounds گلولههای معادل گلوله جنگی
logical معادل وضعیت منط قی درست یا یک
highest معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
height equivalent of theroretical plate ارتفاع معادل بشقابک نظری
nautical miles مایل دریایی معادل 0581متر
match تنظیم ثبات معادل با دیگری
matches تنظیم ثبات معادل با دیگری
nautical mile مایل دریایی معادل 0581متر
high frequency equivalent circuit مدار معادل فرکانس بالا
pints واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
horsepower واحد نیرو معادل 647 وات
pint واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
logical معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
equivalence دروازهای که تابع معادل انجام میدهد
fluid ounce واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounces واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
barye واحد فشار معادل 01بتوان 6- بار
statute mile میل رسمی معادل 0825 فوت
yard واحد طول معادل 4419/0متر
bushel مقیاس وزنی است معادل 4پک
cubit مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
half crown سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
yards واحد طول معادل 4419/0متر
constant cost هزینه ثابت معادل cost fixed
quintal واحد وزنی معادل 001کیلو گرم
bushels مقیاس وزنی است معادل 4پک
milliampere اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
canonical time unit زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان
capital bonus سودسهام معادل کلمه dividened stock میباشد
microbar واحد فشار معادل 01 بتوان 6 داین بر سانتیمترمربع
zeroes 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
zero 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
double dabble روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
mhz اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
pints پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
cent سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
cent- سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
centi- سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
cents سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
hypersonic سرعتی معادل یا بیش از 5برابر سرعت صوت
pint پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
krona مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار
zeros 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
nautical miles میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
ma اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
legal aid معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial
mas اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
nautical mile میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
en واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
even time دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
metric ton مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند
kpsi [واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
assignment معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
menus ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
knot [واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
yards واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
assignments معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
slugs واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slugged واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
yard واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
slug واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
knots واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
grain واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
angstrom واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
balun مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
knot واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
menu ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
AC و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند
kilderkin چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
h.e.t.p plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
balances برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
balance برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
persec واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری
r.s.c قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules
k به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
conversions لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
Kbyte واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
conversion لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
remainder عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
hard spun [نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
assignments دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignment دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
sthene واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
excesses کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excess کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
nihilism شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن
assigns 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
denier دنیر [واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
assign 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigned 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
text وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
texts وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
dominion ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
coincidence circuit مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence element مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
hank طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
dower درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
powers واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
set 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
hard که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com