English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 11 (3 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
ransom فدیه
ransom وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransom وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom فدیه دادن
ransom ازادی کسی یاچیزی راخریدن
ransom غرامت جنگی جزیه
ransom خونبها
to hold any one to ransom کسیرا در توقیف نگاه داشتن تااینکه با دادن فدیه اورا ازادکنند
to release for a ransom با گرفتن فدیه ازاد کردن
worth a kings ransom بسیار گران بها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com