English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
heliotherapy معالجه با افتاب
Other Matches
electrotherapy معالجه امراض بوسیله حرارت حاصله از الکتریسته معالجه با برق
definitive hospitalization سیستم معالجه قطعی معالجه نهایی
solarium اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solariums اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
heliograph گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
medical treatment معالجه
he received a fire treatment معالجه شد
therapy معالجه
treatments معالجه
treatment معالجه
healing معالجه
medical معالجه
psychopathy معالجه روانی
rest cure معالجه با استراحت
malpractices معالجه غلط
iatraliptics معالجه بامالش
radium therapy معالجه بارادیوم
treament سلوک معالجه
trichopathy معالجه ناخوشیهای مو
pretreatment معالجه قبلی
mechanotherapy معالجه مکانیکی
medicable قابل معالجه
malpractice معالجه غلط
emergency treatment معالجه اورژانس
emergency treatment معالجه اضطراری
climatotherapy معالجه با اب وهوا
balneotherapy معالجه باشستشو
electropathy معالجه برقی
edermical meducation معالجه جلدی
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
psychiatry معالجه ناخوشیهای دماغی
faradization معالجه باجریان برق
faradism معالجه باجریان برق
diathermy معالجه بوسیله حرارت
self treatment معالجه پیش خود
orthopathy معالجه بدون دارو
chiropody فن معالجه ودرمان امراض پا
pretreat قبلا معالجه کردن
pedicure معالجه امراض دست وپا
chronic dose دز قابل معالجه و پیشگیری اتمی
psychotherapy ortherapeutics معالجه بوسائل روحی یاهیپنوتیزیم
pyretotherapy معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
massotherapy معالجه بوسیله مشت و مال
physicotherapy معالجه بوسایل طبیعی ومکانیکی
hydropathy معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
self treatment معالجه بدون کمک نسخه
pedicures معالجه امراض دست وپا
phototherapy معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
correctional treatment روش معالجه از راه اصلاح رفتار
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
immunotherapy معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
aromatherapy معالجه توسط ماساژ با روغن معطر
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
oxygen tents چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
orthopaedy معالجه ناخوشی بی انکه دارویی بکار برند
oxygen tent چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
helleborism معالجه دیوانگی یاخربق داروی کارکن که ازخربق میسازند
homeopathy معالجه امراض بوسیله تجویزدارویی که دراشخاص سالم علائم ان مرض را بوجوداورد
sun افتاب
photosphere افتاب
patent to the sun افتاب رو
subsolar در فل افتاب
queen's weather افتاب
sunning افتاب
suns افتاب
sunnier افتاب رو
sunshine افتاب
sunny افتاب رو
dislocating افتاب
sunless بی افتاب
sunniest افتاب رو
dislocate افتاب
dislocates افتاب
sunned افتاب
heliograph افتاب نگار
heliolatrous افتاب پرست
sun worshipper افتاب پرست
heliologist افتاب شناس
heliophilous افتاب دوست
roman candle افتاب مهتاب
solarism افسانههای افتاب
turnsole گل افتاب گردان
weather beaten افتاب زده
giant circle افتاب شکسته
giant swing افتاب یا مهتاب
girasol گل افتاب پرست
girasole گل افتاب پرست
basked افتاب خوردن
helianthemum چرخ افتاب
helianthemum افتاب چرخ
bask افتاب خوردن
heliosis افتاب زدگی
heliotropism افتاب گرایی
heliotrope گل افتاب پرست
sunlight نور افتاب
sunbaked افتاب پخته
sunshine تابش افتاب
patent to the sun افتاب گیر
p of the sun طلوع افتاب
p of the sun نیش افتاب
sunsets غروب افتاب
vizor افتاب گردان
visorless بی افتاب گردان
visard افتاب گردان
sun dried در افتاب خشکانیده
sunbeam پرتو افتاب
sunbeam تیغ افتاب
sunbeams پرتو افتاب
sunbeams تیغ افتاب
sunshine نور افتاب
heliotrope افتاب گرای
helianthus گل افتاب گردان
daisy گل افتاب گردان
sunflowers گل افتاب گردان
sundial شاخص افتاب
sundials شاخص افتاب
visor افتاب گردان
visors افتاب گردان
sunflower گل افتاب گردان
sunshine recorder افتاب سنج
sun burn افتاب زدگی
sun beam پرتو افتاب
sunburn افتاب زدگی
sun struck افتاب زده
sunstroke افتاب زدگی
sunbath حمام افتاب
sunrise طلوع افتاب
sunrises طلوع افتاب
daisies گل افتاب گردان
sunshades افتاب گردان
sunshade افتاب گردان
streamer تیغ افتاب
streamers تیغ افتاب
sunlike مانند افتاب
broiling sun افتاب سوزان
chamaeleon افتاب پرست
dry in the sun خشکاندن در افتاب
dawned طلوع افتاب
dawn طلوع افتاب
sunup طلوع افتاب
sun worship افتاب پرستی
basks افتاب خوردن
solarization تابش افتاب
sunward سوی افتاب
basking افتاب خوردن
eclipse of sun افتاب گرفتگی
sunstruck افتاب زده
chamaeleontis افتاب پرست
german giant swing افتاب شکسته
sunshiny افتاب گیر
dawns طلوع افتاب
cockshut غروب افتاب
dawning طلوع افتاب
side screen چادر افتاب گیر
sunbaked در افتاب خشک شده
sunbaked حرارت افتاب دیده
sunshiny منور از نور افتاب
solarize درمعرض افتاب قراردادن
sun hat کلاه افتاب گیر
under the sun در جهان در زیر افتاب
solisequous تابع گردش افتاب
sun dial افتاب نما مقنطره
to sun one self خودرا افتاب دادن
sung hat کلاه افتاب گیر
to take the sun افتاب بخود دادن
peeped نیش افتاب روزنه
peeps نیش افتاب روزنه
basking حمام افتاب گرفتن
basks حمام افتاب گرفتن
sunflower گیاه افتاب گرا
sunflowers گیاه افتاب گرا
sunburn افتاب سوخته کردن
peep نیش افتاب روزنه
peeping نیش افتاب روزنه
sunlit روشن از فروغ افتاب
basked حمام افتاب گرفتن
insolate در معرض افتاب گذاشتن
sunbathe حمام افتاب گرفتن
sunbathed حمام افتاب گرفتن
sunbathes حمام افتاب گرفتن
sunbathing حمام افتاب گرفتن
bask حمام افتاب گرفتن
helianthus روزگردک جنس گل افتاب
parch تفتیدن افتاب سوخته کردن
tannage قهوهای در اثر اشعه افتاب
sunned درمعرض افتاب قرار دادن
sunrises طلوع خورشید تیغ افتاب
sunning درمعرض افتاب قرار دادن
sunrise طلوع خورشید تیغ افتاب
parches تفتیدن افتاب سوخته کردن
sun درمعرض افتاب قرار دادن
sun disk صفحه بالدارمظهر خدای افتاب
fire opal گل افتاب گردان عین الشمس
solar orientation تعیین موقعیت نسبت به افتاب
heliograph دستگاهی که افتاب را اندازه میگیرد
helioscope دوربین افتاب بینی خورشیدبین
heliotrope گل افتاب گردان ارغوانی روشن
ra خدای افتاب مصریان قدیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com