Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
pact
معاهده پیمان بستن
pacts
معاهده پیمان بستن
Other Matches
compact
پیمان معاهده
compacted
پیمان معاهده
compacts
پیمان معاهده
compacting
پیمان معاهده
covenants
پیمان بستن
to pawn one's word
پیمان بستن
contract
: پیمان بستن
covenant
پیمان بستن
capitulate
پیمان تسلیم بستن
capitulated
پیمان تسلیم بستن
capitulating
پیمان تسلیم بستن
capitulates
پیمان تسلیم بستن
value cost contract
پیمان بستن با قیمتهای پایه
stipulate
پیمان بستن تصریح کردن
stipulating
پیمان بستن تصریح کردن
to plight oneself to a person
پیمان نامزدی با کسی بستن
promises
قول دادن پیمان بستن
promise
قول دادن پیمان بستن
stipulates
پیمان بستن تصریح کردن
contract
پیمان مقاطعه عقد و پیمان بستن تعهد کردن مقاطعه کردن
handfast
دست نامزدی پیمان عروسی بستن با حلقه
brucsels treaty organization
سازمان پیمان بروکسل پیمان دفاعی منعقده بین بلژیک و بریتانیا و فرانسه وهلند و لوکزامبورگ در 8491
concordat
پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
conferderation
معاهده
confederation
معاهده
confederations
معاهده
treaties
معاهده
convention
معاهده
bond
معاهده
treaty
معاهده
conventions
معاهده
peace treaty
معاهده صلح
conclusion of a treaty
عقد معاهده
conclusion of a treaty
انعقاد معاهده
construction of a treaty
تفسیر معاهده
interpertation of a treaty
تفسیر معاهده
denunciation of treaty
نقض معاهده
rio treaty
معاهده ریو
open treaty
معاهده باز
frontier treaty
معاهده مرزی
preamble of a treaty
مقدمه معاهده
denunciation of treaty
الغاء معاهده
termination of the treaty
فسخ معاهده
termination of the treaty
انقضا مدت معاهده
bilateral treaty
معاهده یا معاهدات دو جانبه
protocols
پیش نویس معاهده
protocol
پیش نویس معاهده
agreement
معاهده و مقاطعهء توافق
prolongation of treaty
تمدید مدت معاهده
agreements
معاهده و مقاطعهء توافق
promulgation of treaty
اعلام مفاد معاهده
draft of a treaty
پیش نویس معاهده
mach hold
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
To be out to do some thing .
کمر همت بستن ( کمر انجام کاری را بستن )
protocol
خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
exchange of instruments of ratification
مبادله اسناد دال بر تصدیق وتصویب موضوع مورد توافق یا تصویب معاهده
protocols
خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
vowing
پیمان
vows
پیمان
covenants
پیمان
vow
پیمان
vowed
پیمان
agreement
پیمان
treaty
پیمان
treaties
پیمان
compact
پیمان
compacted
پیمان
contract
پیمان
compacts
پیمان
agreements
پیمان
compacting
پیمان
covenant
پیمان
lague
پیمان
deed of covenant
پیمان
hand
پیمان
convenant
پیمان
troth
پیمان
handing
پیمان
compaction
پیمان
testament
پیمان
confederates
هم پیمان
in league
هم پیمان
federate
هم پیمان
federated
هم پیمان
federates
هم پیمان
federating
هم پیمان
league
پیمان
leagues
پیمان
avows
پیمان
avowing
پیمان
avow
پیمان
testaments
پیمان
promises
پیمان
allied
هم پیمان
confederate
هم پیمان
pact
پیمان
obstriction
پیمان
allegiant
هم پیمان
promise
پیمان
act
پیمان
allying
هم پیمان
acted
پیمان
oath
پیمان
oaths
پیمان
ally
هم پیمان
pacts
پیمان
rapallo treaty
قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
conspiring
هم پیمان شدن
conspires
هم پیمان شدن
conspired
هم پیمان شدن
conspire
هم پیمان شدن
warsaw treaty
پیمان ورشو
renewal of the convention
تجدید پیمان
written contract
پیمان نامه
to give ones faith
پیمان دادن
violation
پیمان شکنی
warlock
پیمان شکن
faith
دین پیمان
faiths
دین پیمان
violaor
پیمان شکن
reneger
پیمان شکن
allied
کشورهای هم پیمان
tripartite pact
پیمان سه جانبه
purchase notice agreements
پیمان خرید
perfidious
پیمان شکن
concord
یکجوری پیمان
treason
پیمان شکنی
dunkrik treaty
پیمان دونکرک
contract
کنترات پیمان .
perfidy
پیمان شکنی
perfidiousness
پیمان شکنی
peace pact
پیمان صلح
abjuration
پیمان شکنی
offensive alliance
پیمان تهاجمی
handfast
پیمان عروسی
abjurer or abjuror
پیمان شکن
nonaligned
ناهم پیمان
accords
مصالحه پیمان
locarno treaty
پیمان لوکارنو
affiance
پیمان ازدواج
contractors
پیمان کار
contractor
پیمان کار
perjured
پیمان شکن
accord
مصالحه پیمان
accorded
مصالحه پیمان
pact of non aggression
پیمان عدم تجاوز
locarno treaty
پیمان منعقدبین المان
casus fofderis
هدف انعقاد پیمان
alliances
پیمان بین دول
alliance
پیمان بین دول
convention
پیمان نامه انجمن
nato forces
نیروهای پیمان ناتو
allied headquarters
قرارگاه کشورهای هم پیمان
breach of promise
شکستن پیمان ازدواج
to stand in with any one
با کسی هم پیمان بودن
to pledge one's word
قول یا پیمان دادن
Old Testament
پیمان یا وصیت قدیم
conventions
پیمان نامه انجمن
contracting officer
افسر متصدی پیمان
contractor plant
کارخانه پیمان کار
quadruple pact
پیمان چهار جانبه
cento
سازمان پیمان مرکزی
casus fofderis
سبب انعقاد پیمان
Bilateral contract.
پیمان ( قرارداد ) دو جانبه
brian kellogg
پیمان بریان کلوگ
pacific security pact
پیمان امنیت پاسفیک
forswearing
پیمان شکنی یانقض
confederacy
ایالات هم پیمان هم پیمانی
confederacies
ایالات هم پیمان هم پیمانی
perjurious
ناشی از پیمان شکنی
forswears
پیمان شکنی یانقض
forswear
پیمان شکنی یانقض
to keep to one's word
درست پیمان بودن
treaties
قرارداد پیمان نظامی
forswore
پیمان شکنی کرد
perfidiously
ازروی پیمان شکنی
promise of marriage
قول یا پیمان عروسی
adhesion
الحاق دولتی به یک پیمان
to fly away from an agreement
پیمان شکنی کردن
to forswear oneself
پیمان شکنی کردن
treaty
قرارداد پیمان نظامی
treaties
قرار داد پیمان نامه
accords
پیمان غیررسمی بین المللی
treaty
قرار داد پیمان نامه
to strike hands
دست پیمان بهم دادن
accorded
پیمان غیررسمی بین المللی
to vow
عهد کردن
[پیمان دادن]
accord
پیمان غیررسمی بین المللی
to enter into an agreement
پیمان یا قراردادی منعقد کردن
they are sworn frends
با هم پیمان دوستی بسته اند
leagues
هم پیمان شدن گروه ورزشی
north atlantic treaty organization (nato
سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
league
هم پیمان شدن گروه ورزشی
in treaty
مشغول مذاکره و عقد پیمان
to forfeit ones word
پیمان پکستن بدقول درامدن
privity in contract
انحصار نتیجه پیمانی به طرفین ان پیمان
hagiographa
بخش سوم کتاب پیمان کهن
to perform one's oromise
پیمان یاوعده خودرا انجام دادن
abjuratory
پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
covenantor
اجتماع اشخاص هم پیمان برای انجام کاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com