English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (7 milliseconds)
English Persian
negotiation معاوضه مذاکرات
negotiations معاوضه مذاکرات
Other Matches
collective bargaining مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
barter معاوضه
exchanges معاوضه
exchanging معاوضه
change معاوضه
swops معاوضه
swapped معاوضه
swap معاوضه
swaps معاوضه
changing معاوضه
swopped معاوضه
changes معاوضه
swopping معاوضه
changed معاوضه
bartered معاوضه
bartering معاوضه
exchanged معاوضه
bater معاوضه
exchange معاوضه
reciprocation معاوضه
barters معاوضه
quid pro quo معاوضه
quid pro quos معاوضه
exchange service بنگاه معاوضه
exchangeability قابلیت معاوضه
interchangeable قابل معاوضه
exchanging معاوضه کردن
exchanged ارز معاوضه
exchanging ارز معاوضه
exchanges معاوضه کردن
exchanges ارز معاوضه
exchanged معاوضه کردن
exchange معاوضه کردن
exchange ارز معاوضه
pourparlers مذاکرات
goings-on مذاکرات
dealings مذاکرات
change معاوضه کردن خردکردن
changed معاوضه کردن خردکردن
exchanges معاوضه و مبادله پول
exchange معاوضه و مبادله پول
exchanging معاوضه و مبادله پول
changes معاوضه کردن خردکردن
exchanged معاوضه و مبادله پول
changing معاوضه کردن خردکردن
interchangeably بطور قابل معاوضه
chief negotiator سرپرست مذاکرات
negotiator سرپرست مذاکرات
leader of the negotiations سرپرست مذاکرات
negotiation round دور مذاکرات
round of negotiations دور مذاکرات
failure of negotiations شکست مذاکرات
process of negotiations روند مذاکرات
negotiation result عاقبت مذاکرات
result of the negotiations پی آمد مذاکرات
negotiation outcome پی آمد مذاکرات
negotiation result پی آمد مذاکرات
progress of negotiations پیشرفت مذاکرات
negotiation outcome عاقبت مذاکرات
result of the negotiations عاقبت مذاکرات
result of the negotiations نتیجه مذاکرات
negotiation outcome نتیجه مذاکرات
negotiation result نتیجه مذاکرات
result of the negotiations حاصل مذاکرات
negotiation outcome حاصل مذاکرات
negotiation result حاصل مذاکرات
proceedings شرح مذاکرات
peace negotiations مذاکرات صلح
preliminary negotiations مذاکرات مقدماتی
hansard مذاکرات رسمی
cloture کفایت مذاکرات
break down of negotiation تفکیک مذاکرات
proceedings of the parliament مذاکرات مجلس
peace negotiation مذاکرات صلح
proceed with deliberations شروع مذاکرات
record صورت مذاکرات
transactions شرح مذاکرات
transaction خلاصه مذاکرات
minutes خلاصه مذاکرات
minute خلاصه مذاکرات
incommutably بطوریکه نتوان معاوضه نمود
parliamentary discussions گفتگوها یا مذاکرات مجلس
closures رای کفایت مذاکرات
closure رای کفایت مذاکرات
debate مذاکرات پارلمانی منازعه
course of dealing دوره مذاکرات خرید
debating مذاکرات پارلمانی منازعه
debated مذاکرات پارلمانی منازعه
debates مذاکرات پارلمانی منازعه
proceeding پیشرفت خلاصه مذاکرات
opening of negotiations افتتاح مذاکرات [معاملات]
In the course of the discussions. درطی مذاکرات ومباحثات
to exchange something [for something] معاوضه کردن [چیزی را با چیز دیگری]
quorum اکثریت لازم برای مذاکرات
The negotiations were successful ( inconclusive ) . مذاکرات به نتیجه رسید ( نرسید )
cloture رای به کفایت مذاکرات دادن
upgrading به روز رسانی [معاوضه قسمتهای قدیمی] [مهندسی]
put the question مذاکرات را کافی دانستن ورای گرفتن
tamper مذاکرات پنهانی وزیر جلی داشتن
collective bargaining مذاکرات دسته جمعی کارمندان با کارفرما
to barter away بطریق معاوضه ازدست دادن باکالای دیگرمعاوضه کردن
count out of the house مذاکرات را به علت فقدان حدنصاب قطع کردن
closure رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
hansardize متوجه مذاکرات جلسه پیش خودش کردن
closures رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
negotiations تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
negotiation تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
China has signalled [its] readiness to resume talks. چین آمادگی [خود را ] برای از سرگیری مذاکرات نشان داد.
protocol خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
These talks are crucial [critical] to the future of the peace process. این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم [حیاتی] هستند.
protocols خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
traded داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
trade داد و ستد کردن مبادله یا معاوضه کردن حرفه
verbal note شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد
swap agreement موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
previous question موضوع کفایت یا عدم کفایت مذاکرات
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com