Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (6 milliseconds)
English
Persian
vicar
معاون خلیفه
vicars
معاون خلیفه
Other Matches
mates
معاون کشتی معاون ناخدا
mated
معاون کشتی معاون ناخدا
mate
معاون کشتی معاون ناخدا
monitress
خلیفه
Califs
خلیفه
imam or imaum
خلیفه
Caliphs
خلیفه
Caliph
خلیفه
successor
خلیفه
praepostor
خلیفه
prepositor
خلیفه
prelate
خلیفه
prelates
خلیفه
vicegerent
خلیفه
prepostor
خلیفه
vicar of christ
جانشین یا خلیفه
Popes
خلیفه اعظم
Pope
خلیفه اعظم
vicarial
وابسته به خلیفه قائم مقامی
vicarage
محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
vicarages
محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
asst
معاون
dept
معاون
depts
معاون
adjunct
معاون
advisor
معاون
vice chancellor
معاون
helpmeet
معاون
girl friday
معاون زن
coajutor
معاون
adjoint
معاون
second in command
معاون
deputy
معاون
acologte
معاون
accessorial
معاون
vice-chancellors
معاون
vice-chancellor
معاون
adjuncts
معاون
second-best
معاون
aided
معاون
deputies
معاون
aid
معاون
accessory
معاون
second best
معاون
assistant
معاون
aiding
معاون
assistants
معاون
undersecretary
معاون وزارتخانه
vice governor
معاون فرمانداری
counsellor and procurer
معاون جرم
vice president
معاون
[رئیس]
adjoint
معاون استاد
veep
معاون مدیرکل
lieutenant governor
معاون فرماندار
under-secretary
معاون وزارت
subdeacon
معاون شماس
subdeacon
معاون خادم
subdean
معاون dean
under-secretaries
معاون وزارت
archdeacon
معاون اسقف
acolytes
معاون یاکمک
acolyte
معاون یاکمک
abetter or abettor
معاون جرم
Solicitor General
معاون دادستان
accessary
معاون جرم
accessory to a riot
معاون فتنه
accessory
معاون جرم
Solicitors General
معاون دادستان
archdeacons
معاون اسقف
accomplice
شریک یا معاون جرم
vice chancellor
معاون رئیس دانشگاه
wingman
معاون رسد هوایی
veep
معاون رئیس جمهور
script assistant
معاون برنامه نویسی
subprincipal
معاون رئیس مدرسه
vice-chancellor
معاون رئیس دانشگاه
curates
معاون کشیش بخش
curate
معاون کشیش بخش
mate's receipt
رسید معاون ناخدا
coadjutor
معاون یاری کننده
vice-chancellors
معاون رئیس دانشگاه
subdeacon
معاون گماشته روحانی
assistant chief of staff
معاون رئیس ستاد
assistant secretary of the army
معاون وزیر نیروی زمینی
executive officer
معاون یکان افسر تیر
executive
افسراجراییات معاون اجرایی قسمت
executives
افسراجراییات معاون اجرایی قسمت
under secretary
زیر نظارت دبیر کل معاون وزیر
vice presidency
مقام یا محل اقامت معاون رئیس جمهور
bailiffs
مامور اجرای دادگاه بخش معاون کلانتر
procurators
معاون رئیس کلانتری یا دادستان مامور مالی
procurator
معاون رئیس کلانتری یا دادستان مامور مالی
bailiff
مامور اجرای دادگاه بخش معاون کلانتر
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
second in command
معاون فرماندهی جانشین فرماندهی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com