Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (6 milliseconds)
English
Persian
acolyte
معاون یاکمک
acolytes
معاون یاکمک
Other Matches
to back up
یاری یاکمک کردن
mate
معاون کشتی معاون ناخدا
mated
معاون کشتی معاون ناخدا
mates
معاون کشتی معاون ناخدا
second in command
معاون
helpmeet
معاون
girl friday
معاون زن
coajutor
معاون
advisor
معاون
accessory
معاون
second best
معاون
adjoint
معاون
vice-chancellors
معاون
accessorial
معاون
vice-chancellor
معاون
second-best
معاون
vice chancellor
معاون
adjuncts
معاون
adjunct
معاون
acologte
معاون
deputy
معاون
deputies
معاون
dept
معاون
depts
معاون
assistants
معاون
assistant
معاون
asst
معاون
aiding
معاون
aid
معاون
aided
معاون
vice president
معاون
[رئیس]
accessary
معاون جرم
subdeacon
معاون شماس
subdeacon
معاون خادم
subdean
معاون dean
lieutenant governor
معاون فرماندار
veep
معاون مدیرکل
counsellor and procurer
معاون جرم
undersecretary
معاون وزارتخانه
vice governor
معاون فرمانداری
accessory to a riot
معاون فتنه
abetter or abettor
معاون جرم
Solicitors General
معاون دادستان
under-secretaries
معاون وزارت
accessory
معاون جرم
Solicitor General
معاون دادستان
under-secretary
معاون وزارت
vicar
معاون خلیفه
vicars
معاون خلیفه
adjoint
معاون استاد
archdeacons
معاون اسقف
archdeacon
معاون اسقف
curates
معاون کشیش بخش
script assistant
معاون برنامه نویسی
subprincipal
معاون رئیس مدرسه
veep
معاون رئیس جمهور
curate
معاون کشیش بخش
accomplice
شریک یا معاون جرم
vice chancellor
معاون رئیس دانشگاه
vice-chancellor
معاون رئیس دانشگاه
assistant chief of staff
معاون رئیس ستاد
coadjutor
معاون یاری کننده
vice-chancellors
معاون رئیس دانشگاه
subdeacon
معاون گماشته روحانی
mate's receipt
رسید معاون ناخدا
wingman
معاون رسد هوایی
executive officer
معاون یکان افسر تیر
assistant secretary of the army
معاون وزیر نیروی زمینی
executive
افسراجراییات معاون اجرایی قسمت
executives
افسراجراییات معاون اجرایی قسمت
under secretary
زیر نظارت دبیر کل معاون وزیر
bailiff
مامور اجرای دادگاه بخش معاون کلانتر
bailiffs
مامور اجرای دادگاه بخش معاون کلانتر
vice presidency
مقام یا محل اقامت معاون رئیس جمهور
procurator
معاون رئیس کلانتری یا دادستان مامور مالی
procurators
معاون رئیس کلانتری یا دادستان مامور مالی
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
second in command
معاون فرماندهی جانشین فرماندهی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com