English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English Persian
observation معاینه
observations معاینه
examination معاینه
examinations معاینه
inspection معاینه
inspect معاینه
inspected معاینه
inspecting معاینه
inspects معاینه
observantion معاینه
Other Matches
site inspection معاینه محل
gastroscopy معاینه معده
checkup معاینه عمومی
check up معاینه کردن
auscultate معاینه کردن
palpate معاینه بساوشی
look over معاینه کردن
seach معاینه کردن
retinoscopy معاینه شبکیه
radiographic inspection معاینه رونتگن
psychiatric examination معاینه روانپزشکی
postmortem معاینه پس از مرگ
palpation معاینه با دست
to see eye to eye معاینه دیدن
otoscopy معاینه گوش
mental examination معاینه روانی
palp معاینه بساوشی
abdominoscopy معاینه شکم
test معاینه کردن
examination معاینه کردن
examination بازرسی معاینه
observed معاینه کردن
observing معاینه کردن
observes معاینه کردن
observe معاینه کردن
tests معاینه کردن
tested معاینه کردن
examination رسیدگی معاینه
examinations بازرسی معاینه
visit مسافرت معاینه
examinations رسیدگی معاینه
visited مسافرت معاینه
visits مسافرت معاینه
inspection بازدید معاینه
examinations معاینه کردن
observations معاینه وبررسی کردن
super visum corporis گزارش معاینه جسد
observation معاینه وبررسی کردن
technical inspection معاینه فنی [خودرو]
rhinoscopy معاینه بینی و حنجره
ophthalmoscopy معاینه چشم و شبکیه
introspectively بطریق معاینه نفس
roentgenoscopy معاینه بوسیله اشعه مجهول
laryngoscope دستگاه مخصوص معاینه حنجره
proctoscope الت معاینه روده راست
stethoscopy معاینه بوسیله گوشی طبی
hepatoscopy معاینه کبد غیبگویی بادیدن جگر
roentgenoscope دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
Never look a gift horse in the mouth. <proverb> دهان اسب پیشکشى را هرگز معاینه نکن .
tromsillumination معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
speculum اینه طبی یاسپکولوم وسیله معاینه از طریق سوراخهای بدن
gastroscope اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
ophthalmoscope اسباب معاینه ته چشم ته چشم بین
radiographic inspection معاینه رادیوگرافی تحقیق و بررسی رادیوگرافی
to see into تحقیق کردن معاینه کردن
examine بازرسی کردن معاینه کردن
examined بازرسی کردن معاینه کردن
examining بازرسی کردن معاینه کردن
go over <idiom> تست کردن ،معاینه کردن
examines بازرسی کردن معاینه کردن
postmortem پس از مرگ معاینه پس از مرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com