English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (5 milliseconds)
English Persian
psychiatric examination معاینه روانپزشکی
Other Matches
psychiatry روانپزشکی
psychiatric interview مصاحبه روانپزشکی
cultural psychiatry روانپزشکی فرهنگی
forensic psychiatry روانپزشکی قانونی
social psychiatry روانپزشکی اجتماعی
pastoral psychiatry روانپزشکی مذهبی
child psychiatry روانپزشکی کودک
psychiatric clinic درمانگاه روانپزشکی
preventive psychiatry روانپزشکی پیشگیر
orthopsychiatry روانپزشکی پیشگیر
psychiatric وابسته به روانپزشکی
psychiatric مربوط به روانپزشکی
psychiatric screening test ازمون سرند روانپزشکی
cross cultural psychiatry روانپزشکی میان فرهنگی
inspection معاینه
observation معاینه
inspect معاینه
inspected معاینه
inspects معاینه
observantion معاینه
observations معاینه
examination معاینه
examinations معاینه
inspecting معاینه
palpation معاینه با دست
look over معاینه کردن
mental examination معاینه روانی
gastroscopy معاینه معده
otoscopy معاینه گوش
to see eye to eye معاینه دیدن
site inspection معاینه محل
seach معاینه کردن
retinoscopy معاینه شبکیه
radiographic inspection معاینه رونتگن
postmortem معاینه پس از مرگ
palpate معاینه بساوشی
palp معاینه بساوشی
test معاینه کردن
examinations معاینه کردن
examinations بازرسی معاینه
examination رسیدگی معاینه
examination معاینه کردن
examination بازرسی معاینه
observes معاینه کردن
observing معاینه کردن
observed معاینه کردن
observe معاینه کردن
tests معاینه کردن
tested معاینه کردن
examinations رسیدگی معاینه
abdominoscopy معاینه شکم
checkup معاینه عمومی
visit مسافرت معاینه
inspection بازدید معاینه
auscultate معاینه کردن
visits مسافرت معاینه
visited مسافرت معاینه
check up معاینه کردن
observations معاینه وبررسی کردن
rhinoscopy معاینه بینی و حنجره
observation معاینه وبررسی کردن
technical inspection معاینه فنی [خودرو]
super visum corporis گزارش معاینه جسد
ophthalmoscopy معاینه چشم و شبکیه
introspectively بطریق معاینه نفس
roentgenoscopy معاینه بوسیله اشعه مجهول
laryngoscope دستگاه مخصوص معاینه حنجره
stethoscopy معاینه بوسیله گوشی طبی
proctoscope الت معاینه روده راست
roentgenoscope دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
hepatoscopy معاینه کبد غیبگویی بادیدن جگر
Never look a gift horse in the mouth. <proverb> دهان اسب پیشکشى را هرگز معاینه نکن .
tromsillumination معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
speculum اینه طبی یاسپکولوم وسیله معاینه از طریق سوراخهای بدن
gastroscope اسباب معاینه داخلی معده وسیله مشاهده داخل معده
ophthalmoscope اسباب معاینه ته چشم ته چشم بین
radiographic inspection معاینه رادیوگرافی تحقیق و بررسی رادیوگرافی
to see into تحقیق کردن معاینه کردن
examining بازرسی کردن معاینه کردن
examines بازرسی کردن معاینه کردن
examine بازرسی کردن معاینه کردن
examined بازرسی کردن معاینه کردن
go over <idiom> تست کردن ،معاینه کردن
postmortem پس از مرگ معاینه پس از مرگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com