Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
somnambulant
معتاد به راه رفتن در خواب
somnambular
معتاد به راه رفتن در خواب
Other Matches
to doze off
به خواب رفتن
to fall asleep
به خواب رفتن
get off to sleep
خواب رفتن
somnambulation
راه رفتن در خواب
dead to the world
<idiom>
زود به خواب رفتن
noctambulation
راه رفتن در خواب
noctambulism
راه رفتن در خواب
sleep
خواب رفتن خفتن
zonk out
<idiom>
سریع به خواب رفتن
somnambulate
در خواب راه رفتن
sleeping
خواب رفتن خفتن
sleeps
خواب رفتن خفتن
somnambulism
راه رفتن در خواب
to sleep sound
خواب راحت یاسنگین رفتن
conk out
<idiom>
بعلت خستگی به خواب رفتن
hypnotizable
اماده برای خواب رفتن بوسائل مصنوعی
out like a light
<idiom>
(زود خوابیدن)خیلی سریع به خواب رفتن
somnambul
کلمه پیشوندی است بمعنی راه رفتن در خواب
the early bird catches the worm
<proverb>
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist
کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
night gown
جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
narcolepsy
حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
hypnoidal
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash
مفرش
[واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
dreamy
خواب مانند خواب الود
dreamier
خواب مانند خواب الود
dreamiest
خواب مانند خواب الود
somnific
خواب اور خواب الود
dogsleep
خواب زودبر خواب دروغی
morpheus
الهه خواب خواب پرور
hypnagogic
خواب اور خواب کننده
hypnogogic
خواب اور خواب کننده
night dress
جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
dopes
معتاد
wont
معتاد به
addict
معتاد
addicts
معتاد
addicted
معتاد
accustomed
معتاد
confirmed
معتاد
hophead
معتاد
dope
معتاد
wont
معتاد
to addict oneself
معتاد
habitual
معتاد
used
معتاد
habitue
معتاد
inveterate
معتاد
wonted
معتاد
addict
خو گرفته معتاد
customising
معتاد کردن
given
معتاد datum
customize
معتاد کردن
customized
معتاد کردن
customizing
معتاد کردن
customizes
معتاد کردن
customises
معتاد کردن
inure or en
معتاد کردن
addicts
: خو گرفته معتاد
inurement
معتاد سازی
customised
معتاد کردن
hophead
شخص معتاد
addictive
معتاد کننده
workaholics
معتاد به پرکاری
addicted to nicotine
<adj.>
معتاد به نیکوتین
workaholic
معتاد به پرکاری
wino
معتاد به شراب
accustoms
معتاد ساختن
accustom
معتاد شدن
accustom
معتاد ساختن
accustoming
معتاد ساختن
hyped
معتاد به موادمخدره
couch potatoes
معتاد به تلویزیون
hyping
معتاد به موادمخدره
hyped up
معتاد به موادمخدره
hypes
معتاد به موادمخدره
couch potato
معتاد به تلویزیون
hype
معتاد به موادمخدره
He is fast asleep.
خواب خواب است
landlubber
معتاد بزندگی بری
landlubbers
معتاد بزندگی بری
bibber
ادم معتاد به مشروب
dreamful
معتاد بخواب دیدن
disaccustom
غیر معتاد ساختن
scotopia
چشمهای معتاد بتاریکی
sappy
کودن معتاد به مشروبات
inuring
معتاد کردن موجب شدن
inures
معتاد کردن موجب شدن
couch potato
معتاد به تلویزیون
[اصطلاح روزمره]
inured
معتاد کردن موجب شدن
sesquipedalian
معتاد به استعمال لغات دراز
inure
معتاد کردن موجب شدن
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
horsy
معتاد به اسب سواری یا اسب دوانی
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
nap
خواب
dreamed
خواب
noctambulation
خواب
sleepless
بی خواب
dream
خواب
noctambulism
خواب
shut-eye
خواب
bedfellow
هم خواب
dreams
خواب
napped
خواب
bedfellows
هم خواب
dreaming
خواب
watchfulness
بی خواب
sleep
خواب
naps
خواب
floor gully
کف خواب
post dormitum
پس خواب
asleep
خواب
napping
خواب
sleeping
خواب
sleeps
خواب
isocline
هم خواب
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
piled
خواب پارچه
mesmerism
خواب مغناطیسی
to lull to sleep
خواب کردن
mummy bag
کیسه خواب
hypnologist
خواب شناس
soporific
خواب اور
hypnoid
خواب گونه
hypnoidal
خواب گونه
pile
خواب پارچه
hypnology
خواب شناسی
nightlights
چراغ خواب
hypnopompic
بی خواب کننده
hypnopompic
خواب زدا
nightshirts
پیراهن خواب
sleepier
خواب الود
nightshirt
پیراهن خواب
sleepiest
خواب الود
hypnophobia
خواب هراسی
opiate
خواب اور
opiates
خواب اور
hypnotic
خواب اور
Beauty sleep .
خواب ناز
hypnotic
تولیدکننده خواب
footsack
کیسه خواب
sleepy
خواب الود
nightlight
چراغ خواب
hypnos or nus
رب النوع خواب
sleepers
خواب رونده
Womens dreams go by contraries.
خواب زن چپ است
sleeper
خواب رونده
hypersomnia
خواب زدگی
hypnolepsy
حمله خواب
plushier
خواب دار
bedtime
وقت خواب
terrace
بهار خواب
terraces
بهار خواب
to sleep fast
خواب خوش
uprise
از خواب برخاستن
hypnopompic hallucination
توهم پس خواب
dreamt
خواب دیدن
hypnopompic
خواب و بیدار
he is a
او خواب است
oversleep
خواب ماندن
oversleeps
خواب ماندن
overslept
خواب ماندن
bedtimes
وقت خواب
plushiest
خواب دار
plushy
خواب دار
hypnogenesis
ایجاد خواب
somnolent
خواب الود
hypnogenic
خواب انگیز
hypnogenic zone
ناحیه خواب زا
soporific
خواب الود
lays
خواب طناب
lay
خواب طناب
maya
خواب و خیال
to oversleep oneself
خواب ماندن
hypnic
خواب اور
lights out
ساعت خواب
to rock to sleep
خواب کردن
to put to bed
خواب کردن
wool-gathering
خواب و خیال
interpretation of a dream
تعبیر خواب
hypnagogic
خواب اور
beauty sleep
خواب اضافی
oversleeping
خواب ماندن
sleep deprivation
محرومیت از خواب
dreamlike
خواب مانند
steeped in slumber
مست خواب
an interpreter of dreams
خواب تعبیر کن
dreams
خواب دیدن
dreaming
خواب دیدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com