Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (8 milliseconds)
English
Persian
underground mine
معدم زیرزمینی
Other Matches
cut out
وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
clandestine
سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
subsurface ice
یخ زیرزمینی
subterranean
زیرزمینی
underground
زیرزمینی
ground water
اب زیرزمینی
subsurface water
اب زیرزمینی
cellars
زیرزمینی
cellar
زیرزمینی
underground water
اب زیرزمینی
underdrain
زهکش زیرزمینی
ground water storage
اب انباشت زیرزمینی
ground water runoff
جریان زیرزمینی
underground furnace
کوره زیرزمینی
ground water basin
حوزه اب زیرزمینی
ground water
ابهای زیرزمینی
fixed ground water
اب زیرزمینی ماندگار
earth house
خانه زیرزمینی
dug out
پناهگاه زیرزمینی
ground water table
سطح اب زیرزمینی
under ground survey
برداشت زیرزمینی
under ground working
استخراج زیرزمینی
under ground mining
استخراج زیرزمینی
underground cable
کابل زیرزمینی
subsoil irrigation
ابیاری زیرزمینی
subsoil drainage
زهکشی زیرزمینی
subbing
ابیاری زیرزمینی
kobold
غول زیرزمینی
ground water trench
بریدگی اب زیرزمینی
ground water table
سفره اب زیرزمینی
mattamore
انبار زیرزمینی
grottoes
غار زیرزمینی
grottos
غار زیرزمینی
grotto
غار زیرزمینی
tunnel
دالان زیرزمینی
mines
راه زیرزمینی
tunneled
دالان زیرزمینی
tunneling
دالان زیرزمینی
burrow
سوراخ زیرزمینی
tunnelled
دالان زیرزمینی
mined
راه زیرزمینی
underground
شبکه زیرزمینی
burrowed
سوراخ زیرزمینی
tunnels
دالان زیرزمینی
burrows
سوراخ زیرزمینی
camouflet
حفره زیرزمینی
burrowing
سوراخ زیرزمینی
caverns
حفره زیرزمینی
mine
راه زیرزمینی
cavern
حفره زیرزمینی
metros
راه آهن زیرزمینی
rhizmatous
دارای ساقه زیرزمینی
actual velocity of ground water
سرعت واقعی اب زیرزمینی
metro
راه آهن زیرزمینی
under ground
راه اهن زیرزمینی
underground railway
راه اهن زیرزمینی
kanat
کانالهای زه کشی زیرزمینی
atomic underground burst
ترکش زیرزمینی اتمی
hydrogeology
بررسی ابهای زیرزمینی
fluctutaion of water table
نوسان سفره اب زیرزمینی
hypogeum
قسمت زیرزمینی بنا
underground
راه اهن زیرزمینی
endophagous
تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
silo
مخزن زیرزمینی غلات و غیره
lateral
افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
retrench
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
magazine space
زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
culverts
لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
culvert
لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
rhizomatous
دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
apparatus
شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
intrapermafrost water
ابهای زیرزمینی واقع در لایه منجمد زمین
molehill
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
accross the slope system
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
dowse
پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
keyth rope system
شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
molehills
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
suprapermafrost
ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
junction well
چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
observation pipe
لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
mole hill
توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
earth
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earths
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
clandestine assembly area
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com