English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
assignable معین مشخص
Search result with all words
failure تعداد مشخص خطا در یک دوره زمان معین
failures تعداد مشخص خطا در یک دوره زمان معین
calling sequence مجموعهای مشخص ازدستورالعمل و داده که برای فراخوانی یک ریزبرنامه معین ضروری است
Other Matches
false attack حمله معین شمشیرباز درانتظار واکنش معین
algorithms قوانین مصرفی و ایجاد کارهای مشخص یا حل مشکلات مشخص
algorithm قوانین مصرفی و ایجاد کارهای مشخص یا حل مشکلات مشخص
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
descriptor کدی که مشخص کننده نام فایل یا نام برنامه یا کد رمز به فایل را مشخص میکند
time charter اجاره وسیله نقلیه برای مدت معین اجاره کشتی برای مدت معین
locating تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
located تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
locates تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
locate تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
definite معین
ally معین
given معین
adjutor معین
auxiliaries معین
adjutants معین
punctual معین
adjutant معین
rubicon حد معین
determinate معین
ancillary معین
specific معین
specifics معین
accessorial معین
indeterminate نا معین
accessory معین
ledger معین
ledgers معین
allying معین
regular معین
specified معین
subsidiary معین
subsidiaries معین
auxiliary معین
certain معین
settled معین
regulars معین
precise معین
limiting معین
fixed معین
defining معین کردن
spaces مدت معین
ledger card کارت معین
allocate معین کردن
space مدت معین
dosing اندازه معین
allocates معین کردن
regular معین مقرر
specified time وقت معین
general ledger معین عام
regulars معین مقرر
allocating معین کردن
designates معین کردن
designating معین کردن
designate معین کردن
specifies معین کردن
specify معین کردن
specifying معین کردن
figure out معین کردن
part performance عقد معین
doses اندازه معین
determinately بطور معین
adverb modifying a verb معین فعل
do فعل معین
systematically با روش معین
positive یقین معین
insets : معین کردن
inset : معین کردن
limit معین کردن
destined مقصد معین
anyone هرشخص معین
adverbs معین فعل
adverb معین فعل
shall فعل معین
allotted time وقت معین
spans فاصله معین
span مدت معین
determinate error خطای معین
span فاصله معین
denominate معین کردن
spanned مدت معین
spanned فاصله معین
spanning مدت معین
spanning فاصله معین
aoristic غیر معین
spans مدت معین
at a stated time در وقت معین
dosed اندازه معین
dose اندازه معین
settles معین کردن
draw the line <idiom> معین کردن
definitive معین کننده
settle معین کردن
specifics مخصوص معین
thetical مقرر معین
thetic مقرر معین
rhomboidal شبه معین
rose bay گل معین التجاری
specific مخصوص معین
statically determined از نظراستاتیکی معین
the fullness of time وقت معین
defined معین کردن
periodically در فواصل معین
define معین کردن
on a given day در روزی معین
auxiliary امدادی معین
linking verb فعل معین
auxiliaries امدادی معین
defines معین کردن
predeterminate از پیش معین شده
circumstanced دارای یک حالت معین
patch مدت زمان معین
statically indeterminate از نظر ایستایی نا معین
To lay down certain conditions . شرایطی معین کردن
statically determined از نظر ایستایی معین
speciosity کیفیت معین ومشخص
ratio نسبت معین وثابت
at home پذیرایی در ساعت معین
ratios نسبت معین وثابت
patches مدت زمان معین
at a specified time در وقت معین یا معلوم
shapeless فاقد شکل معین
systematically ازروی یک اسلوب معین
subsidiarily بطور معین یا متمم
uncaused بدون علت معین
date مدت معین کردن
aorist ماضی غیر معین
dates مدت معین کردن
to plant out درفاصلههای معین کاشتن
to map out جز بجز معین کردن
current income درامدیک دوره معین
plant out در فواصل معین کاشتن
overtime بیش از وقت معین
identifier معین کننده هویت
pre appoint قبلا معین کردن
fixed cost هزینه ثابت و معین
semidefinite matrix ماتریس نیمه معین
pre appoint از پیش معین کردن
modal auxiliary فعل معین شرطی
time وقت معین کردن
nonsignificant غیر معین نامعلوم
timed وقت معین کردن
open contract قرارداد غیر معین
times وقت معین کردن
magnetic ledger card کارت معین مغناطیسی
law of difinte proportions قانون نسبتهای معین
rhomboid muscle ماهیچه چهارگوش معین
sanctioned ضمانت اجرایی معین کردن
sanctioning ضمانت اجرایی معین کردن
sanctions ضمانت اجرایی معین کردن
delineating ترسیم نمودن معین کردن
density تراکم الیاف [در یک مساحت معین]
allot معین کردن سهم دادن
allots معین کردن سهم دادن
delineates ترسیم نمودن معین کردن
sanction ضمانت اجرایی معین کردن
fixed time call مکالمه در زمان معین و ثابت
forced distribution rating درجه بندی با توزیع معین
standard نمونه قبول شده معین
standards نمونه قبول شده معین
morphous دارای شکل معین ومعلوم
named airport of departure فرودگاه معین برای حرکت
formulation تحت قواره معین دراوردن
nominal filter صافی به اندازه عبور معین
bullion شمش فلزات با عیار معین
biases ولتاژ معین قرار دادن
specific performance نحوه اجرای معین در قرارداد
locates جای چیزی را معین کردن
to keep regular hours هر کاری را درساعت معین کردن
located جای چیزی را معین کردن
to come up to the stand بمیزان یا پایه معین رسیدن
locate جای چیزی را معین کردن
propertied متمکن دارای خواص معین
delineated ترسیم نمودن معین کردن
At regular intervals . درفا صله های معین
come in پرتاب توپ به طرز معین
conation کوشش بدون هدف معین
delineate ترسیم نمودن معین کردن
decompression diving غواصی در عمق یا زمان معین
sin die بدون تعیین روز معین
to keep an appointment سروقت معین درجایی حاضرشدن
locating جای چیزی را معین کردن
to locate the enemy جای دشمنی را معین کردن
valued policy بیمه نامه با ارزش معین
allotting معین کردن سهم دادن
allotted معین کردن سهم دادن
figurate دارای شکل معین منقوش
bias ولتاژ معین قرار دادن
parse اجزاء وترکیبات جمله را معین کردن
decaying کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
decays کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
platoons بازیگرانی را به نوبت در نقطه معین گذاشتن
range قرار دادن متن در یک ترتیب معین
platoon بازیگرانی را به نوبت در نقطه معین گذاشتن
decayed کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
ranged قرار دادن متن در یک ترتیب معین
parsed اجزاء وترکیبات جمله را معین کردن
decay کاهش رادیو اکتیویته درزمان معین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com