Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (6 milliseconds)
English
Persian
contrariety
مغایرت ناسازگاری
Other Matches
deviation
مغایرت
otherness
مغایرت
mean square deviation
مغایرت
contrariness
مغایرت
contrariety
مغایرت
contradictoriness
مغایرت
adverseness
مغایرت
aversions
مغایرت
aversion
مغایرت
jarring
مغایرت
repugnance
مغایرت
contradictions
مغایرت
deviations
مغایرت
contrast
مغایرت
contrasted
مغایرت
contrasting
مغایرت
contrasts
مغایرت
contradiction
مغایرت
variance
مغایرت
variance
مغایرت عدم توافق
odds
عدم توافق مغایرت
r. between two statement
مغایرت بین دوافهار
unconstitutionality
مغایرت با قانون اساسی
disagreeability
ناسازگاری
discord
ناسازگاری
paradox
ناسازگاری
paradoxes
ناسازگاری
incongruence
ناسازگاری
incongruousness
ناسازگاری
inconsistence
ناسازگاری
insalubrity
ناسازگاری
intransigeance
ناسازگاری
maladaptation
ناسازگاری
incongruity
ناسازگاری
incongruities
ناسازگاری
maladjustments
ناسازگاری
maladjustment
ناسازگاری
inconsistencies
ناسازگاری
inconsistency
ناسازگاری
repugnance
ناسازگاری
variance
ناسازگاری
inconvenience
دردسر ناسازگاری
conflicted
ناسازگاری تضاد
inconsistency
ناسازگاری ناهماهنگی
social maladjustment
ناسازگاری اجتماعی
conflicts
ناسازگاری تضاد
vocational maladjustment
ناسازگاری شغلی
inconsistencies
ناسازگاری ناهماهنگی
aversion
مخالفت ناسازگاری
inconsistence
ناسازگاری ناهماهنگی
disagreement
اختلاف ناسازگاری
disagreements
اختلاف ناسازگاری
antipathy
ناسازگاری انزجار
inconveniencing
دردسر ناسازگاری
inconveniences
دردسر ناسازگاری
inconvenienced
دردسر ناسازگاری
contrariness
ناجوری ناسازگاری
eris
الهه ناسازگاری
conflict
ناسازگاری تضاد
incongrvity
ناجوری ناسازگاری
aversions
مخالفت ناسازگاری
to be in disagreement
[with somebody]
ناسازگاری کردن
[با کسی]
incoherence
عدم تطابق ناسازگاری
inadaptability
عدم قابلیت توافق ناسازگاری
to be split
[over something]
[with somebody]
ناسازگاری کردن
[با کسی]
[سر چیزی]
to be at odds
[with somebody]
[on / over something]
)
ناسازگاری کردن
[با کسی]
[سر چیزی]
intransigency
سخت گیری در سیاست ناسازگاری
intransigence
سخت گیری در سیاست ناسازگاری
mutual exclusion
ناسازگاری دو جانبه ممانعت متقابل
to be at strife
[with somebody]
[over something]
ناسازگاری کردن
[با کسی]
[سر چیزی]
conflict of lows
در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
reach out with an olive branch
<idiom>
[انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
reach out with an olive branch
[انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
voter
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters
عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com