Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (10 milliseconds)
English
Persian
susceptibility
مغناطیس پذیری
magnetic susceptibility
مغناطیس پذیری
magnetization
مغناطیس پذیری
Search result with all words
b h cure
خم مغناطیس پذیری
differential susceptibility and permeabi
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
initial susceptibility and permeability
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری اولیه
magnetization curve
خم مغناطیس پذیری
normal magnetization curve
خم مغناطیس پذیری معمولی
permeability curve
خم مغناطیس پذیری
Other Matches
cold working
شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
nuclear magnetic resonance
تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
magnets
مغناطیس
magnetzation
مغناطیس
magnet
مغناطیس
remagnetizer
مغناطیس گر
magneto
مغناطیس
magnetism
مغناطیس
magnetic
مغناطیس
pyromagnetic
گرما- مغناطیس
purity magnet
مغناطیس خلوص
demagnetization
مغناطیس زدائی
magnetosphere
مغناطیس کره
residual magnetization
مغناطیس مانده
residual magnetic induction
مغناطیس مانده
demagnetize
زدودن مغناطیس
remanence
مغناطیس مانده
demagnetization
مغناطیس زدایی
magneto
دارای مغناطیس
magnetometer
مغناطیس سنج
bar magnet
مغناطیس میلهای
permanent magnet
مغناطیس پایدار
p.m.
مغناطیس پایدار
artificial magnet
مغناطیس صنعتی
organic magnet
مغناطیس الی
animal magnetism
مغناطیس حیوانی
compensating magnet
مغناطیس تصحیح
magnetic compensatory
مغناطیس تصحیح
compound magnet
مغناطیس مرکب
natural magnet
مغناطیس طبیعی
magnotropism
مغناطیس گرایی
permeance
مغناطیس رسانایی
magnetosphere
مغناطیس- کره
magnetosphere
مغناطیس- سپهر
magnetosphere
کره مغناطیس
plunger magnet
مغناطیس پیستونی
magnetic battery
مغناطیس مرکب
blow out magnet
مغناطیس جرقه
residual magnetism
مغناطیس مانده
magnetization
مغناطیس کنندگی
focusing magnet
مغناطیس تمرکز ده
mags
مغناطیس agnetic
mag
مغناطیس agnetic
magnetism
درس مغناطیس
magnetism
مغناطیس شناسی
magnetism
علم مغناطیس
residual magnetism
مغناطیس پس ماند
field coil
پیچک مغناطیس گر
ferrimagnetism
فری مغناطیس
elelctromagnetic
الکترو مغناطیس
magnetic explorer
مغناطیس یاب
magnet coil
پیچک مغناطیس
magnets
مغناطیس پایدار
magnet
مغناطیس پایدار
magnetizable
مغناطیس پذیر
magnetization
مغناطیس گری
magnetizing field
میدان مغناطیس گر
induced magnetism
مغناطیس القایی
magnetizing current
جریان مغناطیس گر
magnetics
علم مغناطیس
magnetization work
مغناطیس کنندگی
thermomagnetic
گرما مغناطیس
simple magnet
مغناطیس ساده
inductometer
مغناطیس سنج
magnetization
مغناطیس گردانی
impedance magnetometer
مغناطیس سنج با تغییرامپدانس
coercive force
نیروی مغناطیس زدا
blue beam magnet
مغناطیس اشعه ابی
ion trap magnet
مغناطیس یون ربا
magnet winding
سیم پیچ مغناطیس
intensity of magnetization
شدت مغناطیس گری
induced magnetism
مغناطیس القاء شده
induced magnetization
مغناطیس گردانی القائی
magnetic biasing
مغناطیس گردانی مقدماتی
magnetizing current
جریان مغناطیس گردانی
demagnetizing field
میدان مغناطیس زدا
demagnetization factor
ضریب مغناطیس زدایی
magnetization vector
بردار مغناطیس کنندگی
magnetization characteristic
منحنی مغناطیس گردانی
magnetizing field
میدان مغناطیس گردانی
magnetizing force
شدت مغناطیس کنندگی
magnetizability
قابلیت مغناطیس شوندگی
direct current magnet
مغناطیس جریان مستقیم
magnezation intensity
شدت مغناطیس کنندگی
intensity of magnetization
شدت مغناطیس کنندگی
magnetic potential
نیروی مغناطیس رانی
negative pole
قطب منفی مغناطیس
magnetizing
مغناطیس کردن یا شدن
magnetizes
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
magnetize
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
magnetised
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
air magnetic circuit
مدار هوایی مغناطیس
ageing of magnet
پیر شدن مغناطیس
magnetises
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
alternating current magnet
مغناطیس جریان متناوب
magnetising
تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
ideal magnetization curve
منحنی مغناطیس کنندگی ایده ال
magnetics
درس الکترومغناطیس مغناطیس شناسی
demagnetizing turns of armature
دورهای مغناطیس زدای ارمیچر
magnetostriction
تغییر شکل براثر مغناطیس
permanent magnet dynamic
بلندگوی دینامیک با مغناطیس پایدار
magnetic reversal
عکس عمل مغناطیسی مغناطیس زدائی
magnetized bar
میله مغناطیس شده اهنربای قلمی
high frequency biasing
پیش مغناطیس کنندگی فرکانس بالا
magneto
اهنربای اتش زنه مولد مغناطیس الکتریکی
compass binnacle
پایه قطبنمای مغناطیس stand compass : sys
electromagnetic
اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
remanence
چگالی شار باقیمانده در یک ماده بعد از از بین رفتن نیروی مغناطیس کننده
bass response
بم پذیری
pliability
خم پذیری
water absorption
آب پذیری
deliquescence
نم پذیری
bloop
عبور دادن مغناطیس از روی نوار برای پاک کردن سیگنالهایی که نیازی به آنها نیست
submissiveness
سلطه پذیری
solubility
انحلال پذیری
scalability
مقیاس پذیری
selectivity
گزینش پذیری
serviceability
تعمیر پذیری
tangib
لمس پذیری
self acceptance
خویشتن پذیری
separability
تفکیک پذیری
suggestibility
تلقین پذیری
suspensive
اندروا پذیری
livability
زیست پذیری
insatiability
سیری نا پذیری
infusibility
گداز نا پذیری
inflammability
اشتعال پذیری
inexhaustibility
پایان نا پذیری
indefeasibility
فسخ نا پذیری
westernization
غرب پذیری
versatility
تطبیق پذیری
tenability
دفاع پذیری
perishableness
فساد پذیری
transitivity
انتقال پذیری
indocility
تعلیم نا پذیری
lability
تغییر پذیری
justifiability
توجیه پذیری
transitivity
سرایت پذیری
intolerableness
تحمل نا پذیری
transmissivity
فرافرست پذیری
verifiability
اثبات پذیری
impressionability
تاثیر پذیری
permeability
نفوذ پذیری
perviousness
تراوش پذیری
pi accepting
قدرت پی پذیری
opposability
مقابله پذیری
observability
مشاهده پذیری
plasticity
اندام پذیری
plasticity
شکل پذیری
plasticity
قالب پذیری
transferability
انتقال پذیری
negotiability
انتقال پذیری
plasticity
انعطاف پذیری
paramagnetic susceptibility
پارامغناطیس پذیری
pardonableness
امرزش پذیری
passibility
تالم پذیری
permeability
نشت پذیری
permeability
تراوش پذیری
permeability curve
خم نفوذ پذیری
perishableness
فنا پذیری
perfectibility
کمال پذیری
perceptibility
ادراک پذیری
penetrance
نفوذ پذیری
penetrability
نفوذ پذیری
permeance
نفوذ پذیری
persuasibility
ترغیب پذیری
mutabilty
تغییر پذیری
mutability
تغییر پذیری
reactivity
واکنش پذیری
reconcilability
اصلاح پذیری
reflectability
بازتاب پذیری
reflectivity
بازتاب پذیری
reflexibility
انعکاس پذیری
reflexivity
بازتاب پذیری
reflexivity
انعکاس پذیری
removability
عزل پذیری
reversibility
بازگشت پذیری
ponderability
سنجش پذیری
polarizability
قطبش پذیری
pliancy
انحناء پذیری
movableness
جنبش پذیری
modifiability
تغییر پذیری
miscibility
امتزاج پذیری
mensurability
پیمایش پذیری
maintainability
نگهداشت پذیری
plastisity
اندام پذیری
pliability
خمش پذیری
incontrovertibility
بحث نا پذیری
reversibility
برگشت پذیری
supercompressibility factor
تراکم پذیری
availablity
دسترس پذیری
autia
هنجار پذیری
associativity
شرکت پذیری
applicability
کاربرد پذیری
applicability
کاربست پذیری
affectivity
هیجان پذیری
affectability
انفعال پذیری
addressability
نشانی پذیری
additivity
جمع پذیری
acculturation
فرهنگ پذیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com