Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
English
Persian
enthral
مفتون ساختن
enthraled
مفتون ساختن
enthraling
مفتون ساختن
enthralled
مفتون ساختن
enthralling
مفتون ساختن
enthrals
مفتون ساختن
enthrall
مفتون ساختن
Search result with all words
spellbind
مجذوب کردن مفتون ساختن
Other Matches
charmed
مفتون
nuts
مفتون
mashes
مفتون کردن
spellbound
مفتون مجذوب
mashed
مفتون کردن
mash
مفتون کردن
mashing
مفتون کردن
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
shed
خون جاری ساختن جاری ساختن
shedding
خون جاری ساختن جاری ساختن
sheds
خون جاری ساختن جاری ساختن
miscreate
بد ساختن
fabricates
ساختن
upgrades
ساختن
construct
ساختن
build
ساختن
upgrading
ساختن
upgraded
ساختن
constructed
ساختن
pill
حب ساختن
pills
حب ساختن
put up
ساختن
invents
ساختن
generate
ساختن
generated
ساختن
generates
ساختن
generating
ساختن
inventing
ساختن
set up
ساختن
invented
ساختن
invent
ساختن
creating
ساختن
creates
ساختن
create
ساختن
fabricated
ساختن
fabricate
ساختن
make
ساختن
pellet
حب ساختن
composes
ساختن
confect
ساختن
manufacture
ساختن
manufactured
ساختن
manufactures
ساختن
fabrication
ساختن
carbonize
کک ساختن
fashions
مد ساختن
makes
ساختن
upgrade
ساختن
indite
ساختن
constructing
ساختن
fabricating
ساختن
constructs
ساختن
buildings
ساختن
builds
ساختن
fashion
مد ساختن
fashioned
مد ساختن
dree
ساختن با
fashioning
مد ساختن
bulid
ساختن
idolises
بت ساختن
produced
ساختن
produce
ساختن
remakes
از نو ساختن
idolising
بت ساختن
idolize
بت ساختن
idolized
بت ساختن
idolizes
بت ساختن
idolizing
بت ساختن
produces
ساختن
compose
ساختن
idolised
بت ساختن
remake
از نو ساختن
unifying
تک ساختن
unify
تک ساختن
mint
ساختن
minted
ساختن
minting
ساختن
to make away
ساختن
to make a shift
ساختن
mints
ساختن
to go in with
ساختن با
to get along
ساختن
put-up
ساختن
bridge
پل ساختن
to t. up
ساختن
forborne
ساختن با
unifies
تک ساختن
bridges
پل ساختن
upbuild
ساختن
bridged
پل ساختن
outraging
بی حرمت ساختن
familiarising
اشنا ساختن
wets
مرطوب ساختن
wetted
مرطوب ساختن
familiarizes
اشنا ساختن
familiarises
اشنا ساختن
familiarised
اشنا ساختن
outrage
بی حرمت ساختن
outraged
بی حرمت ساختن
maximising
بیشینه ساختن
familiarize
اشنا ساختن
wettest
مرطوب ساختن
maximises
بیشینه ساختن
familiarized
اشنا ساختن
outrages
بی حرمت ساختن
maximised
بیشینه ساختن
reconciling
راضی ساختن
reconciles
راضی ساختن
sepulchres
قبر ساختن
sepulchers
قبر ساختن
diversified
گوناگون ساختن
diversifies
گوناگون ساختن
sepulchre
قبر ساختن
gaunt
زننده ساختن
notifying
اگاه ساختن
diversify
گوناگون ساختن
diversifying
گوناگون ساختن
notify
اگاه ساختن
notifies
اگاه ساختن
subvert
واژگون ساختن
subverted
واژگون ساختن
subverting
واژگون ساختن
maximize
بیشینه ساختن
maximized
بیشینه ساختن
maximizes
بیشینه ساختن
maximizing
بیشینه ساختن
reconcile
راضی ساختن
coordinate
هماهنگ ساختن
improvising
بالبداهه ساختن
subverts
واژگون ساختن
familiarizing
اشنا ساختن
improvises
بالبداهه ساختن
improvise
بالبداهه ساختن
notified
اگاه ساختن
internalization
درونی ساختن
accustoming
معتاد ساختن
accustoms
معتاد ساختن
minimised
کمینه ساختن
minimises
کمینه ساختن
minimising
کمینه ساختن
minimize
کمینه ساختن
minimized
کمینه ساختن
minimizes
کمینه ساختن
minimizing
کمینه ساختن
disturb
مضطرب ساختن
disturbs
مضطرب ساختن
to invent stories
دروغ ساختن
necessitate
ناگزیر ساختن
necessitated
ناگزیر ساختن
necessitates
ناگزیر ساختن
accustom
معتاد ساختن
insuring
مطمئن ساختن
denigration
سیاه ساختن
discover
مکشوف ساختن
discovered
مکشوف ساختن
discovering
مکشوف ساختن
discovers
مکشوف ساختن
produce
ساختن محصول
produced
ساختن محصول
produces
ساختن محصول
disable
ناتوان ساختن
disables
ناتوان ساختن
disabling
ناتوان ساختن
ensure
مطمئن ساختن
ensured
مطمئن ساختن
ensuring
مطمئن ساختن
insures
مطمئن ساختن
necessitating
ناگزیر ساختن
snarl
خشمگین ساختن
relieve
بر جسته ساختن
relieves
بر جسته ساختن
relieving
بر جسته ساختن
humidified
مرطوب ساختن
humidifies
مرطوب ساختن
humidify
مرطوب ساختن
humidifying
مرطوب ساختن
vitiate
معیوب ساختن
vitiate
ناپاک ساختن
vitiated
معیوب ساختن
vitiated
ناپاک ساختن
vitiates
معیوب ساختن
vitiates
ناپاک ساختن
vitiating
معیوب ساختن
vitiating
ناپاک ساختن
rescinds
باطل ساختن
rescinding
باطل ساختن
snarled
خشمگین ساختن
snarling
خشمگین ساختن
snarls
خشمگین ساختن
denude
عاری ساختن
denuded
عاری ساختن
denudes
عاری ساختن
denuding
عاری ساختن
substantiate
مستند ساختن
substantiated
مستند ساختن
substantiates
مستند ساختن
substantiating
مستند ساختن
ensures
مطمئن ساختن
discourage
بی جرات ساختن
discourages
بی جرات ساختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com