Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
amplified
مفصل گفتن یانوشتن
amplifies
مفصل گفتن یانوشتن
amplify
مفصل گفتن یانوشتن
amplifying
مفصل گفتن یانوشتن
Other Matches
gossiped
دری وری گفتن یانوشتن
gossips
دری وری گفتن یانوشتن
gossiping
دری وری گفتن یانوشتن
gossip
دری وری گفتن یانوشتن
glenoid fossa or cavity
گودی مفصل کاسه مفصل
superscribe
روی چیزی حک کردن یانوشتن
to answer in the a
اری گفتن بله گفتن
greeted
درود گفتن تبریک گفتن
greet
درود گفتن تبریک گفتن
greets
درود گفتن تبریک گفتن
sputters
تند ومغشوش سخن گفتن باخشم سخن گفتن
sputter
تند ومغشوش سخن گفتن باخشم سخن گفتن
sputtered
تند ومغشوش سخن گفتن باخشم سخن گفتن
inarticulate
بی مفصل
baom joomok
یک مفصل
fulsome
مفصل
linkage point
مفصل
pivots
مفصل
pivoted
مفصل
pivot
مفصل
anarthrous
بی مفصل
jointless
بی مفصل
coupling
مفصل
copula
مفصل
inventorial
مفصل
voluminous
مفصل
hinges
مفصل
hinge
مفصل
spacious
مفصل
commissure
مفصل
articulation
مفصل
copulas
مفصل
fine drawn
مفصل
juncture
مفصل
copious
مفصل
joint
مفصل
Hinduism
مفصل
sockets
مفصل
socket
مفصل
swivel
مفصل گردان
in great detail
با جزئیات مفصل
articulation
مفصل بندی
swivel
مفصل گردنده
juncture
پیوستگی مفصل
articulation
مفصل لولا
arthritis
اماس مفصل
gimmal
مفصل لولا
arthritis
التهاب مفصل
choke joint
مفصل چوکی
detail part
قسمت مفصل
hinge joint
مفصل لولایی
diarthrosis
مفصل متحرک
hip joint
مفصل ران
glene
کاسه مفصل
ginglymus
مفصل لولایی
palaver
گفتگوی مفصل
sleeve
موف مفصل
clip
مفصل کابل
high tea
عصرانه مفصل
sleeves
موف مفصل
luncheon
غذای مفصل
luncheons
غذای مفصل
clips
مفصل کابل
clippings
مفصل کابل
clipped
مفصل کابل
disjoint
از مفصل دراوردن
hip
مفصل ران
swivelled
مفصل گردنده
synarthrosis
مفصل بی حرکت
articulate
مفصل دارکردن
facet
بند مفصل
articulates
مفصل دارکردن
splices
مفصل بافته
spliced
مفصل بافته
splice
مفصل بافته
synosteology
مفصل شناسی
facets
بند مفصل
universal joint
مفصل چرخنده
hips
مفصل ران
arthrology
مفصل شناسی
ankylosis
جمود مفصل
articulating
مفصل دارکردن
ample
فراوان مفصل
toggle joint
مفصل زانویی
pigtails
مفصل دم خوکی
trunnion
مفصل افقی
splicing
مفصل بافته
largo
اهسته و مفصل
multiple cable joint
مفصل انشعاب
abarticulation
مفصل متحرک
knee joint
مفصل زانو
swivels
مفصل گردان
ball and socket joint
مفصل ساچمه ای
scape
مفصل اصلی
joint
مفصل پیوندگاه
steering swivel
مفصل فرمان
swivelled
مفصل گردان
swivels
مفصل گردنده
pigtail
مفصل دم خوکی
swivel joint
مفصل گردان
disjoint
در رفتن از مفصل درامدن
acondylous
بدون بند یا مفصل
acondylose
بدون بند یا مفصل
dimerous
دارای مفصل دوبخشی
diffusively
بطور منتشر و یا مفصل
arthropathy
ناخوشی بند یا مفصل
arthropod
جانور مفصل دار
choke flange joint
مفصل چوکی ال شکل
arthropoda
جانوران مفصل دار
clamping sleeve
مفصل مهار کننده
cable jointing sleeve
مفصل انشعاب کابل
enarthrosis
مفصل کام و زبانهای
kettle drum
دمامه عصرانه مفصل
arthritic
مبتلا به اماس مفصل
cable joint
مفصل اتصال کابل
double jointed
دارای مفصل کاذب
In ditail . Diffusively .
بطور مفصل ( مفصلا")
luxation
در رفتگی مفصل استخوان
thurl
مفصل خاصره گوسفند
joint
مفصل اتصال ضربهای
kettledrum
دمامه عصرانه مفصل
kettledrums
دمامه عصرانه مفصل
hitsu shiubi
مفصل انگشت وسط
double-jointed
دارای مفصل کاذب
gabfest
محاوره طولانی و مفصل
joint resistance
مقدار مقاومت مفصل
naker
دمامه عصرانه مفصل
arthritic
مربوط به ورم و اماس مفصل
internode
قسمت میان دو بندیا مفصل
hip joint
مفصل استخوان خاصره وران
rabbet joint
بست یا مفصل کنش کاوی
submission hold
کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
to give a long recital of something
دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
garnet
حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
monographist
نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
garnets
حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
dactylus
بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
To explain something in detail .
چیزی را بطور مفصل ومشروح توضیح دادن
to detail something
چیزی را مفصل
[با همه جزییات]
شرح دادن
programming specification
مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
to talk something over with somebody
با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog .
مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
ball and socket joint
[مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
sallenders
جوشهای خشک در زیر مفصل خرگوشی پای عقب اسب
gomphosis
اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
bubbled
گفتن
bubble
گفتن
rehearsing
گفتن
rehearses
گفتن
rehearsed
گفتن
rehearse
گفتن
saith
گفتن
iteration
گفتن
pshaw
اه گفتن
get out
گفتن
utters
گفتن
uttered
گفتن
bubbles
گفتن
bubbling
گفتن
tell
گفتن
viyuperate
بد گفتن
vituperate
بد گفتن
adduse
گفتن
to weep out
گفتن
mouths
گفتن
mouthing
گفتن
mouthed
گفتن
mouth
گفتن
to tell a story
گفتن
let (someone) know
<idiom>
گفتن
to give utterance to
گفتن
let out
<idiom>
گفتن
tells
گفتن
telling-off
گفتن
utter
گفتن
says
گفتن
informs
گفتن
relate
گفتن
utterance
گفتن
utterances
گفتن
say
گفتن
relates
گفتن
informing
گفتن
inform
گفتن
recital
[of something]
شرح کامل محتویات
[شرح مفصل ]
چیزی
congratulate
شادباش گفتن
congratulate
تبریک گفتن
flatters
تملق گفتن از
saluted
تهنیت گفتن
to tell the truth
راست گفتن
flatter
تملق گفتن از
congratulated
تبریک گفتن
congratulated
شادباش گفتن
congratulates
تبریک گفتن
restating
باز گفتن
to tell a lie
دروغ گفتن
salute
تهنیت گفتن
to pull
اغراق گفتن
to put it on
اغراق گفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com