English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
English Persian
ideogram مفهوم نگاشت
Other Matches
maps نگاشت
map نگاشت
mapping نگاشت
memory map نگاشت حافظه
footnote زیر نگاشت
mapping device دستگاه نگاشت
seismogram لرزه نگاشت
pictogram صورت نگاشت
monograph ویژه نگاشت
monographs ویژه نگاشت
memory mapping نگاشت حافظه
footnotes زیر نگاشت
climatograph اقلیم نگاشت
correlogram همبستگی نگاشت
log book رخداد نگاشت
log books رخداد نگاشت
spectrogram طیف نگاشت
oscillogram نوسان نگاشت
transformation نگاشت [ریاضی]
mapping نگاشت [ریاضی]
map نگاشت [ریاضی]
linear mapping نگاشت خطی [ریاضی]
bit mapped graphics گرافیک نگاشت ذره یی
linear function نگاشت خطی [ریاضی]
linear map نگاشت خطی [ریاضی]
linear transformation نگاشت خطی [ریاضی]
memory mapped i/o ورودی- خروجی نگاشت حافظه
conceptions مفهوم
vacuous بی مفهوم
concepts مفهوم
tacit مفهوم
moral مفهوم
conception مفهوم
intendment مفهوم
purporst مفهوم
signification مفهوم
intelligible مفهوم
notion مفهوم
purposes مفهوم
notions مفهوم
sounds مفهوم
soundest مفهوم
sounded مفهوم
sound مفهوم
purpose مفهوم
hang مفهوم
hangs مفهوم
context مفهوم
contexts مفهوم
concept مفهوم
purport مفهوم ساختن
relational concept مفهوم ربطی
purported مفهوم ساختن
purporting مفهوم ساختن
purports مفهوم ساختن
meaning مفهوم فحوا
meanings مفهوم فحوا
sense حس تشخیص مفهوم
sensed حس تشخیص مفهوم
senses حس تشخیص مفهوم
implication مفهوم استنباط
conception مفهوم آفرینی
implications مفهوم استنباط
intention غرض مفهوم
intentions غرض مفهوم
unintelligible غیر مفهوم
effect مفهوم نیت
effected مفهوم نیت
importing مفهوم ورود
contraposition مفهوم مخالف
conjunctive concept مفهوم عطفی
conceptual learning مفهوم اموزی
concept learning مفهوم اموزی
concept formation تکوین مفهوم
comprehensibly بطور مفهوم
implicitly بطور مفهوم
substances مفاد مفهوم
substance مفاد مفهوم
import مفهوم ورود
implied مفهوم ضمنی
implied ضمنا" مفهوم
imported مفهوم ورود
constructively بطور مفهوم
significance مفهوم اهمیت
effecting مفهوم نیت
impliedly بطور مفهوم
conceptualization مفهوم سازی
intelligibly بطور مفهوم
iuntelligibly بطور مفهوم
implication مستلزم بودن مفهوم
percept چیز مفهوم ادراکات
overtone شدیدالحن مفهوم فرعی
implications مستلزم بودن مفهوم
overtones شدیدالحن مفهوم فرعی
implicit اشاره شده مفهوم
purporst بهانه مفهوم شدن
galimatias کلام غیر مفهوم
get the message <idiom> به واضحی فهمیدن مفهوم
to the [that] effect <adv.> با مفهوم [معنی] کلی
roger مفهوم شد پیام را گرفتم
zircon سخن غیر مفهوم
value added concept مفهوم ارزش افزوده
denotation علامت تفکیک معنی و مفهوم
the inherent text or word a of indirectsense and مفهوم
read between the lines <idiom> پیدا کردن مفهوم ضمنی
by con. مفهوم مخالف ان جنین میشود
loose sentence جملهای که مفهوم صحیحی نداشته باشد
the document purports that انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
The sense of this word is not clear . معنی و مفهوم این کلمه روشن نیست
wheel [همچنین علامتی در فرش چین به مفهوم چرخه زندگی]
memory mapped video نگاشت صفحه حافظه به فضایی در حافظه
rebus sic stautibus به این مفهوم که احکام در ازمنه مختلف دچارتغییر شکل می شوند
opaquely چنانکه روشنایی پشت را بپوشاند بطور مبهم یا غیر مفهوم
yin yang مرد و زن [نمادی که در فرش های چینی بکار رفته و مفهوم از دو چیز متضاد را نشان میدهد.]
information hiding یک مفهوم طراحی نرم افزاری که هدف ان کاهش اثرات متقابل بین قسمتهای یک برنامه است
dictatorships این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
dictatorship این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
electronic cottage مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
Bijection نگاشت یک به یک یا نظیر به نظیر
stored program concept ایده برنامه ذخیره شده مفهوم برنامه ذخیره شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com