Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
import
مفهوم ورود
imported
مفهوم ورود
importing
مفهوم ورود
Other Matches
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
hang
مفهوم
vacuous
بی مفهوم
moral
مفهوم
intelligible
مفهوم
notions
مفهوم
notion
مفهوم
intendment
مفهوم
purporst
مفهوم
signification
مفهوم
tacit
مفهوم
hangs
مفهوم
context
مفهوم
contexts
مفهوم
concept
مفهوم
concepts
مفهوم
conception
مفهوم
conceptions
مفهوم
purpose
مفهوم
purposes
مفهوم
sounds
مفهوم
soundest
مفهوم
sounded
مفهوم
sound
مفهوم
dock receipt
قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
effect
مفهوم نیت
contraposition
مفهوم مخالف
intelligibly
بطور مفهوم
ideogram
مفهوم نگاشت
meaning
مفهوم فحوا
impliedly
بطور مفهوم
conjunctive concept
مفهوم عطفی
meanings
مفهوم فحوا
effecting
مفهوم نیت
effected
مفهوم نیت
conceptual learning
مفهوم اموزی
concept learning
مفهوم اموزی
concept formation
تکوین مفهوم
comprehensibly
بطور مفهوم
implied
ضمنا" مفهوم
senses
حس تشخیص مفهوم
implicitly
بطور مفهوم
constructively
بطور مفهوم
sense
حس تشخیص مفهوم
sensed
حس تشخیص مفهوم
implied
مفهوم ضمنی
substance
مفاد مفهوم
substances
مفاد مفهوم
conceptualization
مفهوم سازی
iuntelligibly
بطور مفهوم
purported
مفهوم ساختن
relational concept
مفهوم ربطی
significance
مفهوم اهمیت
unintelligible
غیر مفهوم
intentions
غرض مفهوم
purport
مفهوم ساختن
intention
غرض مفهوم
conception
مفهوم آفرینی
implication
مفهوم استنباط
implications
مفهوم استنباط
purports
مفهوم ساختن
purporting
مفهوم ساختن
get the message
<idiom>
به واضحی فهمیدن مفهوم
zircon
سخن غیر مفهوم
galimatias
کلام غیر مفهوم
roger
مفهوم شد پیام را گرفتم
to the
[that]
effect
<adv.>
با مفهوم
[معنی]
کلی
implication
مستلزم بودن مفهوم
implicit
اشاره شده مفهوم
overtone
شدیدالحن مفهوم فرعی
percept
چیز مفهوم ادراکات
implications
مستلزم بودن مفهوم
purporst
بهانه مفهوم شدن
overtones
شدیدالحن مفهوم فرعی
value added concept
مفهوم ارزش افزوده
read between the lines
<idiom>
پیدا کردن مفهوم ضمنی
by con.
مفهوم مخالف ان جنین میشود
the inherent
text or word a of indirectsense and مفهوم
denotation
علامت تفکیک معنی و مفهوم
the document purports that
انچه از این سند مفهوم میشوداینست که
loose sentence
جملهای که مفهوم صحیحی نداشته باشد
The sense of this word is not clear .
معنی و مفهوم این کلمه روشن نیست
wheel
[همچنین علامتی در فرش چین به مفهوم چرخه زندگی]
opaquely
چنانکه روشنایی پشت را بپوشاند بطور مبهم یا غیر مفهوم
rebus sic stautibus
به این مفهوم که احکام در ازمنه مختلف دچارتغییر شکل می شوند
yin yang
مرد و زن
[نمادی که در فرش های چینی بکار رفته و مفهوم از دو چیز متضاد را نشان میدهد.]
information hiding
یک مفهوم طراحی نرم افزاری که هدف ان کاهش اثرات متقابل بین قسمتهای یک برنامه است
introgression
ورود
air inclusion
ورود هوا
re entry
ورود
re-entry
ورود
inning
ورود
introit
ورود
ingress
ورود
ingression
ورود
appulse
ورود
admitance
ورود
arr
ورود
entree
ورود
right of entry
حق ورود
infare
ورود
entrance
ورود
accession
ورود
entrances
ورود
entry
ورود
importing
ورود
entrancing
ورود
imported
ورود
import
ورود
inductions
ورود
induction
ورود
arrivals
ورود
entranced
ورود
importation
ورود
arrival
ورود
entrance fees
حق ورود
entrance fee
حق ورود
capital inflow
ورود سرمایه
influx
ورود هجوم
entry
ورود راهرو
receipt statement
اعلامیه ورود
reebtry
ورود مجدد
acetylation
ورود ریشهء
arrival rate
نرخ ورود
approach ramp
فرازای ورود
entry point
نقطه ورود
port of entry
بندرمحل ورود
influxes
ورود هجوم
admission
اجازهء ورود
entering angle
زاویه ورود
inlet time
زمان ورود
entree
اجازهء ورود
initation
ورود بعضویت
entry side
جهت ورود
fifo
به ترتیب ورود
landfall n
ورود بخشکی
first in first out
بترتیب ورود
first in first out
به ترتیب ورود
forcible entry
ورود عدوانی
energy intake
ورود انرژی
input of current
ورود جریان
admissions
اجازهء ورود
log in sequrity
ایمنی ورود
cost to entry
هزینه ورود
data import
ورود داده
data insertion
ورود داده ها
landding
ورود بخشکی
intrant
ورود رسمی
due in
در شرف ورود
intervance of third party
ورود ثالث
ease of entry
سهولت ورود
free entrance
ورود مجانی
landing
ورود به خشکی
landfall
ورود بخشکی
tokens
اجازه ورود
advent
ظهور و ورود
tokens
بلیط ورود
tardiness
تاخیر ورود
token
بلیط ورود
token
اجازه ورود
inlets
ورود دخول
landing
ورود بخشکی
inlet
ورود دخول
landings
ورود به خشکی
landings
ورود بخشکی
landfalls
ورود بخشکی
arrival hall
سالن ورود
on arrival
هنگام ورود
house warming
جشن ورود
when entering
هنگام ورود
arrival hall
سالن ورود
house-warming
جشن ورود
admittance
ورود دخول
homecomings
ورود بخانه
house-warmings
جشن ورود
homecoming
ورود بخانه
round-up
ورود ناگهانی پلیس
infare
مهمانی بمناسبت ورود
police raid
ورود ناگهانی پلیس
inflow of foreign funds
ورود وجوه خارجی
bust
[colloquial]
ورود ناگهانی پلیس
exhaust gas admission
اگزوز ورود گاز
ingress
حق دخول اجازه ورود
inflow of labor
جریان ورود کارگر
subroutine reentry
ورود جمله به زیرروال
lifo
به ترتیب عکس ورود
law of prior entry
قانون تقدم ورود
last in first out
به ترتیب عکس ورود
let someone through
اجازه ورود دادن
last in first out
بترتیب عکس ورود
fifo
خروج به ترتیب ورود
search warrant
حکم بازرسی و ورود
search warrants
حکم بازرسی و ورود
nonjoinder
عدم ورود در دعوا
school readiness
امادگی ورود به مدرسه
gold import point
نقطه ورود طلا
raiding
ورود ناگهانی پلیس
entrancing
حق ورود دروازهء دخول
barrier to entry
منع ورود به صنعت
entrance
ورودیه اجازه ورود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com