English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (16 milliseconds)
English Persian
papal dignity مقام پاپ
see of rome مقام پاپ
Search result with all words
setting مقام
settings مقام
state مقام ورتبه
state- مقام ورتبه
stated مقام ورتبه
states مقام ورتبه
stating مقام ورتبه
connection مقام
connexions مقام
title اسم مقام
titles اسم مقام
status مقام
papacy مقام پاپی
pew مقام
pews مقام
deified پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifies پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deify پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
deifying پرستیدن مقام الوهیت قائل شدن
surrogate قائم مقام
surrogate قائم مقام شدن
surrogates قائم مقام
surrogates قائم مقام شدن
premiership مقام نخست وزیری اولویت
authority مقام
authority مقام صلاحیت دار
directorate مقام مدیریت
directorate مقام ریاست هیئت مدیره
directorates مقام مدیریت
directorates مقام ریاست هیئت مدیره
privation محروم سازی تعلیق مقام
privations محروم سازی تعلیق مقام
place مقام رتبه
place مقام
places مقام رتبه
places مقام
placing مقام رتبه
placing مقام
station مقام مستقرکردن
stationed مقام مستقرکردن
stations مقام مستقرکردن
post مقام مسئولیت
post- مقام مسئولیت
posted مقام مسئولیت
posts مقام مسئولیت
substitute قائم مقام جایگزین کردن
substitute قائم مقام
substituted قائم مقام جایگزین کردن
substituted قائم مقام
substituting قائم مقام جایگزین کردن
substituting قائم مقام
coalition مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalitions مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
graft پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafted پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
grafts پیوند بافت تحصیل پول و مقام و غیره ازراههای نادرست
place setting برای یک نفر مقام پشت میز
place settings برای یک نفر مقام پشت میز
function مقام
functioned مقام
functions مقام
proponent مقام مسئول اموال یا اجرای کار
proponents مقام مسئول اموال یا اجرای کار
dignity مقام رتبه
veto ردیا نفی یا منع یک مقام رسمی
vetoed ردیا نفی یا منع یک مقام رسمی
vetoes ردیا نفی یا منع یک مقام رسمی
vetoing ردیا نفی یا منع یک مقام رسمی
portfolio کیف چرمی بزرگ مقام
portfolios کیف چرمی بزرگ مقام
standing مقام
chaplaincies مقام یا محل کار قاضی عسگر
chaplaincy مقام یا محل کار قاضی عسگر
practitioner شاغل مقام طبابت یاوکالت
practitioners شاغل مقام طبابت یاوکالت
skies در مقام منیعی قرار دادن
sky در مقام منیعی قرار دادن
ducal مقام دوک
stand مقام
stand قسما ساکن دستگاه مقام نوردکاری
eminently با علو مقام
sanctity حرمت علو مقام
reinstatement تثبیت در مقام
surreptitiously قائم مقام
locum قائم مقام
locums قائم مقام
vicar قائم مقام
vicars قائم مقام
deputies نایب قائم مقام
deputies قائم مقام جانشین
deputies قائم مقام
deputy نایب قائم مقام
deputy قائم مقام جانشین
deputy قائم مقام
Highness بلندی مقام
Highnesses بلندی مقام
dignitaries عالی مقام
dignitary عالی مقام
position مرتبه مقام
position مقام یافتن سمت
Other Matches
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
embassage مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
paripassu هم مقام
office مقام
offices مقام
eminence مقام
rete مقام
pank مقام
opposite number هم مقام
stature مقام
stages مقام
stage مقام
foothole مقام
eminency مقام
position مقام
equipotential هم مقام
positioned مقام
professoriat مقام استادی
rank سلسله مقام
ranked سلسله مقام
ranks سلسله مقام
officeholder شاغل مقام
capacities استعداد مقام
roll stand مقام نورد
priesthood مقام کشیش
marquis مقام مارکیز
marquesses مقام مارکیز
marquises مقام مارکیز
subsitute قائم مقام
placer مقام دار
infra dig دون مقام
prelacy مقام اسقفی
oldman مقام فرماندهی
shrievalty مقام ومنصب
senatorship مقام سناتوری
priorate مقام اسبق
men of position صاحبان مقام
marquess مقام مارکیز
capacity استعداد مقام
vice chancellor قائم مقام
defensive مقام تدافع
peerages مقام سناتوری
peerage مقام سناتوری
in power صاحب مقام
kaiserdom مقام قیصر
officiating مقام رسمی
officiates مقام رسمی
first water بالاترین مقام
vice-chancellors قائم مقام
commandery مقام فرماندهی
bishopric مقام اسقفی
deplume از مقام انداختن
baronage مقام بارونی
attorneyship مقام وکالت
devil may care بی توجه به مقام
duumvir شریک مقام
receivership مقام امانت
officiated مقام رسمی
officiate مقام رسمی
knighthood مقام سلحشوری
preferment مقام افتخاری
professorships مقام استادی
professorship مقام استادی
eminent والا مقام
man of place صاحب مقام
mastership مقام استادی
knighthoods مقام سلحشوری
editorship مقام سردبیری
much عالی مقام
khedivate مقام خدیو
khediviate مقام خدیو
kingship مقام سلطنت
knight errantry مقام سلحشوری
locumtenens قائم مقام
successor قائم مقام
colonelcy مقام سرهنگی
office-holders صاحب مقام
vice-chancellor قائم مقام
doctors of eminence پزشکان پر مقام
status symbol علامت مقام
status symbols علامت مقام
A musical tone . مقام ( درموسیقی )
office-holder صاحب مقام
viscounty مقام ویکنت
positioned مرتبه مقام
wardenship مقام ریاست
high-class والا مقام
viziership مقام وزارت
vizierate مقام وزارت
coordinating authority مقام هماهنگ کننده
commercial procuration قائم مقام تجارتی
slip proof مقام در برابر لغزش
commercial representative قائم مقام تجارتی
to sink in the scale در مقام تنزل کردن
sheet mill stand مقام نورد ورق
deputy minister قائم مقام وزیر
four high rolling stand مقام چهار غلطکی
executing agency مقام اجرا کننده
speakership مقام ریاست مجلس
tribunate مقام یامسند قضاوت
consular agent قائم مقام کنسول
coronate مقام شهریاری پادشاهی
procousul قائم مقام کنسول
tribuneship مقام حامی ملت
self aggrandizement بالابری مقام خود
ultra vires بسیار عالی مقام
convening authority مقام صلاحیتدار موقت
altitudes مقام رفیع منزلت
paarenthood مقام پدری یا مادری
take a back seat <idiom> پذیرش پستترین مقام
over one's head <idiom> به مقام بالاتری رفتن
An important security authourity . یک مقام مهم امنیتی
To attain position and wealth. به مقام وثروت رسیدن
low level مقام پست وکوچک
title-holders برندهی مقام قهرمانی
title-holder برندهی مقام قهرمانی
men of place صاحبان مقام یا منصب
pastorate مقام شبانی کلیسا
planishing stand مقام پرداخت کاری
unmake خلع مقام کردن
using agency مقام استفاده کننده
in the saddle یراق صاحب مقام
intermediate roll stand مقام نورد میانی
vicegerent جانشین قائم مقام
proconsulship مقام فرمانداری در رم قدیم
presidentship مقام ریاست جمهور
pooh bah صاحب چندین مقام
wardership مقام زندانبان زندانبانی
cogging stand مقام دستگاه نورد
demoting کسر مقام یافتن
careered مسیر مقام یاشغل
careering مسیر مقام یاشغل
careers مسیر مقام یاشغل
demotes کسر مقام یافتن
peerage مقام اشرافی اعیانی
peerages مقام اشرافی اعیانی
career مسیر مقام یاشغل
demoted کسر مقام یافتن
altitude مقام رفیع منزلت
dignifies شان و مقام دادن به
dignify شان و مقام دادن به
dignifying شان و مقام دادن به
demote کسر مقام یافتن
positioned مقام شغل سازمانی
positioned مقام یافتن سمت
position مقام شغل سازمانی
alternate command authority مقام جانشین فرماندهی
blooming stand مقام پیش نورد
baronetcy مقام و مرتبه بارونی
baronetage مقام و منصب بارونی
archbishopric مقام یا قلمرو اسقف
apostolate مقام یا شغل پاپ
cogging stand مقام پیش نورد
breaking down stand مقام پیش نورد
roughing stand مقام پیش نورد
surgeoncy محل کار یا مقام جراح
subrogate قائم مقام تعیین کردن
reinstating از نو به مقام اولیه خود رساندن
reinstates از نو به مقام اولیه خود رساندن
reinstated از نو به مقام اولیه خود رساندن
reinstate از نو به مقام اولیه خود رساندن
rectorate مقام ریاست دانشکده یااموزشگاه
reposition مقام و موقعیت چیزی را تغییردادن
to keep state شان یا مقام خودراحفظ کردن
a person of high standing آدمی بالا مقام [پر احترام]
Status . Position and rank. مقام ومنزلت ( جاه ومقام )
establishing authority مقام مسئول نیروهای اب خاکی
last پایین ترین درجه یا مقام
deanship مقام ریاست دانشکده یا کلیسا
presidency مقام یا دوره ریاست جمهوری
deputy primeminister قائم مقام نخست وزیر
lasted پایین ترین درجه یا مقام
it does not befit his state لایق مقام یا وضع او نیست
outs انانی که مقام یامنصبی ندارند
lasts پایین ترین درجه یا مقام
disseat خلع مقام یاکرسی کردن
exofficio از لحاظ تصدی مقام و غیره
in the first flight دارای مقام نخست سردسته
he is unworthy of his position شایسته مقام خود نیست
chancery مقام یا وفیفه صدارت عظمی
freight forwarder مقام تحویل دهنده کالا
patriarchate مقام بطریق یا اسقف بزرگ
declassify مقام اجتماعی کسی را از بین بردن
lose out <idiom> بد شانسی آوردن ،مقام نیاوردن ،باختن
he lost the seat مقام یا کرسی وکالت راازدست داد
abbacy مقام رهبانیت مقر راهبان دیر
chancellory رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه
pontificates دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
pontificated دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
pontificate دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
declassified مقام اجتماعی کسی را از بین بردن
declassifies مقام اجتماعی کسی را از بین بردن
chancellery رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه
pontificating دوره یا مقام اسقفی یا پاپی یاکهانت
eminence پر مقام [بالا رتبه] در گروهی یا پیشه ای
declassifying مقام اجتماعی کسی را از بین بردن
self aggrandizing تعریف کننده از مقام خود خودبزرگساز
power struggle مبارزه برای صاحب مقام شدن
chancery مقام وزارت دارایی دفتر مهردار سلطنتی
advowson حق تعیین مقام برای تصدی اموروقفی کلیسا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com