Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
high anode load resistance
مقاومت اندی بزرگ
Other Matches
anode band detector
اشکارسازی اندی یکسوسازی اندی
series resistance
مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
varistor
مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
anodic
اندی
choke impedance
امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
impedance
مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
anode band detection
یکسوسازی اندی
anode glow
شعله اندی
anodic coating
پوشش اندی
anode rays
پرتو اندی
anode voltage
ولتاژ اندی
plate voltage
ولتاژ اندی
ten kilometres and more
ده کیلومتر و اندی
anodic protection
حفافت اندی
anodic treatment
اکسیداسیون اندی
anodizing
اندی کردن
anodic coating
روکش اندی
positive glow
شعله اندی
critical anode distance
فاصله بحرانی اندی
peak inverse anode voltage
اوج ولتاژ اندی معکوس
peak forward anode voltage
اوج فشار اندی مستقیم
insulation resistance
مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
resilience
درجه مقاومت فرش در برابر سایش
[این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
Andy was never interested in school, but Anna was a completely different kettle of fish.
اندی زیاد به مدرسه علاقه نداشت، اما آنا کاملا متفاوت بود.
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
grid suppressor
مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
grid bias resistance
مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
line resistance
مقاومت خط
resistance
مقاومت
resist
مقاومت
line of resistance
خط مقاومت
resisted
مقاومت
passively
بی مقاومت
resists
مقاومت
renitency
مقاومت
resistors
مقاومت
resistor
مقاومت
high resistance
پر مقاومت
strength
مقاومت
strengths
مقاومت
durability
مقاومت
total resistance
مقاومت کل
weaknesses
کم مقاومت
weakest
کم مقاومت
weaker
کم مقاومت
weak
کم مقاومت
resisting
مقاومت
false resistance
مقاومت کاذب
inductance
مقاومت سلف
inductive reactance
مقاومت القائی
inductive resistance
مقاومت القایی
inductive resistance
مقاومت القائی
engine drag
مقاومت مالشی
shunted
مقاومت موازی
shunts
مقاومت موازی
inertia force
مقاومت لختی
infinity plug
مقاومت بینهایت
filament resistor
مقاومت فیلامان
overpowering
مقاومت ناپذیر
filament resistor
مقاومت رشته
impedance triangle
مثلث مقاومت ها
shunt
مقاومت موازی
impedance at resonance
مقاومت فازی
grid bias resistance
مقاومت کاتد
ineluctable
غیرقابل مقاومت
grid resistance
مقاومت شبکه
impedance at resonance
مقاومت رزونانس
heating resistor
مقاومت حرارتی
generator resistance
مقاومت ژنراتور
generator impedance
مقاومت ژنراتور
film resistor
مقاومت غشایی
fixed ersistor
مقاومت ثابت
flexural strength
مقاومت خمشی
fluid resistance
مقاومت سیال
forward resistance
مقاومت مستقیم
impedance operator
اپراتور مقاومت
peripheral resistance
مقاومت محیطی
frictional resistance
مقاومت اصطکاک
impedance level
مقاومت موجی
reluctance
مقاومت مغناطیسی
impedance
مقاومت فاهری
engine drag
مقاومت اصطکاک
stand
مقاومت کردن
apparent resistivity
مقاومت فاهری
appose
مقاومت کردن
back resistance
مقاومت معکوس
ballast resistor
تخته مقاومت
bending strength
مقاومت خمشی
strength in bending
مقاومت خمشی
bleeder resistor
مقاومت فراری
bleederresistor
مقاومت نشتی
buckling resistance
مقاومت کمانش
buffing resistance
مقاومت میرایی
capacitive reactance
مقاومت خازنی
center of resistance
مرکز مقاومت
critical resistance
مقاومت بحرانی
withstand
مقاومت کردن
withstanding
مقاومت کردن
withstands
مقاومت کردن
withstood
مقاومت کردن
stability
استحکام مقاومت
defiance
مقاومت اعتراض
opposition
مقاومت تضاد
abrasion resistance
مقاومت سایشی
actual resistivity
مقاومت حقیقی
adjustable resistance
مقاومت متغیر
variable resistance
مقاومت متغیر
air resistance
مقاومت هوا
characteristic strength
مقاومت مشخصه
choke impedance
مقاومت سلف
design strength
مقاومت محاسباتی
discharge resistance
مقاومت تخلیه
driving resistance
مقاومت کوبش
dynamic strength
مقاومت دینامیکی
resistance
مقاومت کردن
resistance
مقدار مقاومت
resistance
عایق مقاومت
ego resistance
مقاومت خود
electric resistance
مقاومت الکتریکی
electrical resistance
مقاومت برقی
electrical resistivity
مقاومت الکتریکی
desistance
ترک مقاومت
d.c. resistance
مقاومت اهمی
circuit resistance
مقاومت مدار
cohesive bond
مقاومت چسبندگی
coil resistance
مقاومت بوبین
collector resistance
مقاومت کلکتور
compression strength
مقاومت فشاری
conductor resistance
مقاومت هادی
coupling resistance
مقاومت اتصالی
coupling resistance
مقاومت پیوست
creep resistance
مقاومت خزش
carbon resistor
مقاومت کربنی
creep strength
مقاومت خزشی
electrical resistivity
مقاومت ویژه
ohmic resistance
مقاومت اهمی
rheostat
مقاومت متغیر
resistible
قابل مقاومت
resistivity
مقاومت ویژه
resistors
مقاومت الکتریکی
resistor
مقاومت الکتریکی
resistivity
مقاومت اشیا
resistivity
ضریب مقاومت
resistivity
مقاومت مخصوص
series resistor
مقاومت سری
shear resistance
مقاومت برشی
resistibility
استعداد مقاومت
resistent
مقاومت کننده
oscillating resistance
مقاومت نوسانی
passiveness
عدم مقاومت
progressive resistance
مقاومت فزاینده
pull off
مقاومت کردن
reactance
مقاومت واکنشی
reactance
مقاومت کور
regulating resistance
مقاومت نافم
reluctancy
مقاومت مغناطیسی
resistance coefficient
ضریب مقاومت
resistance standard
مقاومت استاندارد
standard resistor
مقاومت استاندارد
resistance to tensile
مقاومت کششی
resistance wire
سیم مقاومت
shear strength
مقاومت برشی
torsional resistance
مقاومت پیچشی
transference resistance
مقاومت انتقالی
tube resistance
مقاومت لامپ
ultimate strength
مقاومت نهائی
ultimate strength
مقاومت نهایی
water resistance
مقاومت در مقابل اب
wear resistance
مقاومت سایش
weatherability
مقاومت جوی
winding resistance
مقاومت اهمی
wire wound resistor
مقاومت پیچکی
Power of resistance(endurance).
تاب مقاومت
outlining
خط مقاومت عمومی
outlines
خط مقاومت عمومی
outlined
خط مقاومت عمومی
to stick up
مقاومت کردن
to face it out
مقاومت کردن
skin friction
مقاومت پوسته
specific resistance
ضریب مقاومت
specific resistance
مقاومت ویژه
specific resistivity
مقاومت مخصوص
stickability
قابلیت مقاومت
strength of materials
مقاومت مصالح
suppressor
مقاومت ضد تداخل
synaptic resistance
مقاومت سیناپسی
tensile resistance
مقاومت کششی
tensile strength
مقاومت کششی
thermistor
مقاومت گرمایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com