Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
strength under tangential loading
مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
Other Matches
brake lining
مادهای با کارایی خوب دربرابر اصطکاک و مقاومت دربرابر حرارت زیاد
ultimate compressive strength
حداکثر مقاومت دربرابر فشار
series resistance
مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
group factors
عاملهای گروهی
releasing factors
عاملهای راه انداز
tangential
مماسی
tangentially
مماسی
hoop stress
تنش مماسی
tangential component
مولفه مماسی
tangential stress
خستگی مماسی
tangential stress
تنش مماسی
tangential deformation
تغییر شکل مماسی
tangent modules theory
تئوری ضریب ارتجاعی مماسی
varistor
مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
deformation due to tangential force
تغییر شکل مربوط به عامل مماسی
choke impedance
امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
impedance
مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
viscous force
نیرو در واحد جرم یا حجم ناشی ار برش مماسی درسیال
in contrast with
دربرابر
to
دربرابر
in d. from
دربرابر
in contradistinction to
دربرابر
along side of
دربرابر
to take eggs for money
را با دربرابر
against
دربرابر
on payment
دربرابر پول
insulation resistance
مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
endured
بردباری کردن دربرابر
endures
بردباری کردن دربرابر
endure
بردباری کردن دربرابر
dure
بردباری کردن دربرابر
copy protection
حفافت دربرابر کپی
contender
مدعی دربرابر قهرمان
contenders
مدعی دربرابر قهرمان
resilience
درجه مقاومت فرش در برابر سایش
[این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
resistor
اسباب مقاوم دربرابر برق
resisters
اسباب مقاوم دربرابر برق
resistors
اسباب مقاوم دربرابر برق
resister
اسباب مقاوم دربرابر برق
chcp
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند
outdare
تحریک بجنگ کردن دوام اوردن دربرابر
vortex tube
وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
to i.a person for his actions
کسیرا ازمسئولیت قانونی دربرابر کرده هایش رهاکردن
monel
الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
outride
دربرابر طوفان ایستادگی کردن در مسابقه چیره شدن
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
compatibility
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
plasma plating
ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
grid bias resistance
مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
grid suppressor
مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
com file
در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست
counterplot
دسیسه دربرابر دسیسه توط ئه متقابل
durability
مقاومت
weaker
کم مقاومت
high resistance
پر مقاومت
weakest
کم مقاومت
renitency
مقاومت
weak
کم مقاومت
weaknesses
کم مقاومت
resistors
مقاومت
total resistance
مقاومت کل
resisted
مقاومت
resist
مقاومت
resistor
مقاومت
line of resistance
خط مقاومت
line resistance
مقاومت خط
passively
بی مقاومت
resists
مقاومت
resisting
مقاومت
resistance
مقاومت
strength
مقاومت
strengths
مقاومت
resistivity
مقاومت ویژه
driving resistance
مقاومت کوبش
dynamic strength
مقاومت دینامیکی
resistible
قابل مقاومت
resistance wire
سیم مقاومت
resistent
مقاومت کننده
film resistor
مقاومت غشایی
heating resistor
مقاومت حرارتی
resistibility
استعداد مقاومت
resistance to tensile
مقاومت کششی
ego resistance
مقاومت خود
grid resistance
مقاومت شبکه
electric resistance
مقاومت الکتریکی
false resistance
مقاومت کاذب
filament resistor
مقاومت فیلامان
forward resistance
مقاومت مستقیم
resistivity
ضریب مقاومت
fluid resistance
مقاومت سیال
flexural strength
مقاومت خمشی
fixed ersistor
مقاومت ثابت
frictional resistance
مقاومت اصطکاک
frictional resistance
مقاومت سایشی
generator impedance
مقاومت ژنراتور
electrical resistance
مقاومت برقی
grid bias resistance
مقاومت کاتد
electrical resistivity
مقاومت الکتریکی
electrical resistivity
مقاومت ویژه
resistivity
مقاومت مخصوص
engine drag
مقاومت اصطکاک
engine drag
مقاومت مالشی
resistivity
مقاومت اشیا
generator resistance
مقاومت ژنراتور
filament resistor
مقاومت رشته
main line of resistance
خط اصلی مقاومت
irresistibility
مقاومت ناپذیری
irresistable
مقاومت ناپذیر
oscillating resistance
مقاومت نوسانی
internal resistance
مقاومت داخلی
internal impedance
مقاومت داخلی
passiveness
عدم مقاومت
integrate resistor
مقاومت مجتمع
peripheral resistance
مقاومت محیطی
insulance
مقاومت ایزولاسیون
ohmic resistance
مقاومت اهمی
nonresistance
عدم مقاومت
magneto resistance
مقاومت مغناطیسی
main line of resistance
خط مقاومت اصلی
metallized resistor
مقاومت فلزپوش
nickel silver
مقاومت ورشویی
low resistor
مقاومت کم اهم
low resistivity
مقاومت مخصوص کم
low resistance
مقاومت کوچک
load resistance
مقاومت بار
line resistance
مقاومت خطی
non resistance
عدم مقاومت
progressive resistance
مقاومت فزاینده
input resistance
مقاومت ورودی
pull off
مقاومت کردن
impedance level
مقاومت موجی
impedance at resonance
مقاومت فازی
impedance at resonance
مقاومت رزونانس
impedance
مقاومت فاهری
resistance coefficient
ضریب مقاومت
resistance standard
مقاومت استاندارد
reluctancy
مقاومت مغناطیسی
impedance operator
اپراتور مقاومت
reactance
مقاومت واکنشی
infinity plug
مقاومت بینهایت
inertia force
مقاومت لختی
inductive resistance
مقاومت القائی
inductive resistance
مقاومت القایی
reactance
مقاومت کور
inductive reactance
مقاومت القائی
regulating resistance
مقاومت نافم
inductance
مقاومت سلف
impedance triangle
مثلث مقاومت ها
standard resistor
مقاومت استاندارد
discharge resistance
مقاومت تخلیه
back resistance
مقاومت معکوس
to face it out
مقاومت کردن
opposition
مقاومت تضاد
defiance
مقاومت اعتراض
to stick up
مقاومت کردن
stability
استحکام مقاومت
torsional resistance
مقاومت پیچشی
withstood
مقاومت کردن
transference resistance
مقاومت انتقالی
withstands
مقاومت کردن
tube resistance
مقاومت لامپ
withstanding
مقاومت کردن
abrasion resistance
مقاومت سایشی
actual resistivity
مقاومت حقیقی
appose
مقاومت کردن
apparent resistivity
مقاومت فاهری
tensile resistance
مقاومت کششی
tensile strength
مقاومت کششی
air resistance
مقاومت هوا
thermistor
مقاومت گرمایی
variable resistance
مقاومت متغیر
adjustable resistance
مقاومت متغیر
withstand
مقاومت کردن
ultimate strength
مقاومت نهائی
wear resistance
مقاومت سایش
weatherability
مقاومت جوی
winding resistance
مقاومت اهمی
wire wound resistor
مقاومت پیچکی
Power of resistance(endurance).
تاب مقاومت
resistors
مقاومت الکتریکی
resistor
مقاومت الکتریکی
outlining
خط مقاومت عمومی
outlines
خط مقاومت عمومی
outlined
خط مقاومت عمومی
reluctance
مقاومت مغناطیسی
ultimate strength
مقاومت نهایی
stand
مقاومت کردن
resistance
مقاومت کردن
resistance
مقدار مقاومت
resistance
عایق مقاومت
overpowering
مقاومت ناپذیر
shunts
مقاومت موازی
shunted
مقاومت موازی
shunt
مقاومت موازی
ineluctable
غیرقابل مقاومت
water resistance
مقاومت در مقابل اب
outline
خط مقاومت عمومی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com