English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
Comparison with other countries is extremely interesting. مقایسه با کشورهای دیگر بی اندازه جالب توجه است.
Other Matches
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence. در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
questionof interest پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
screamer اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
penetrometer وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
rio treaty اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
notable جالب توجه
liberal جالب توجه
interesting جالب توجه
engaging جالب توجه
yummy جالب توجه
liberals جالب توجه
remarkable جالب توجه
notables جالب توجه
riding high <idiom> جالب توجه
uninteresting غیر جالب توجه
an interesting story حکایت جالب توجه
liveliest جالب توجه سرزنده
quaintness غرابت جالب توجه
drawing card چیز جالب توجه
livelier جالب توجه سرزنده
interestingly بطور جالب توجه
unco جالب توجه عجیب
lively جالب توجه سرزنده
it is interesting to me برای من جالب توجه است
it does not a to me درنزدمن جالب توجه نیست چنگی بدل نمیزند
isolationist طرفدارعدم مداخله در سیاست کشورهای دیگر
dumping فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
proportion اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
proportions اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
jobs اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
job اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
Dhrystone benchmark سیستمی آماری برای اندازه گیری و مقایسه کارایی کامپیوتر
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
absolute address اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
machine address اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
advanced countries کشورهای پیشرفته کشورهای توسعه یافته
developed countries کشورهای توسعه یافته کشورهای پیشرفته
civil military relations روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
bandwidth اندازه دادهای که در طول یک کابل یا کانال یا رسانه دیگر قابل ارسال است
to contrast [with] مقایسه کردن با [برابرکردن برای مقایسه]
developing countries کشورهای در حال رشد کشورهای در حال توسعه
width اندازه چیزی از یک طرف به طرف دیگر
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
draw attention توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
absorbing جالب
spicy جالب
drawing card جالب
screaming جالب
yummy جالب
memorable جالب
marvellous جالب
marvelous جالب
arresting جالب
attractive جالب
inviting جالب
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
really wicked واقعا جالب
really sick واقعا جالب
well off جذاب جالب
snazzier بسیار جالب
snazzy بسیار جالب
snazziest بسیار جالب
prepossessing گیرنده جالب
newsworthy جالب و بموقع
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
high light نکات برجسته یا جالب
sight seeing دیدار منافر جالب
interest اهمیت [مهم ] [جالب]
invitingly بطور جالب یا کشنده
cliff-hanger مطلب یا داستان جالب
cliff-hangers مطلب یا داستان جالب
cliff hanger مطلب یا داستان جالب
prepossessingly بطور جالب یا جاذب
otherwise <adv.> به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر]
allied کشورهای هم پیمان
free world کشورهای غیرکمونیست
poor countries کشورهای فقیر
industrial nations کشورهای صنعتی
overseas کشورهای بیگانه
less developed contries کشورهای کم رشد
developed market economy countries کشورهای مرفه
uncomitted countries کشورهای غیرمتعهد
quaint از روی مهارت عجیب و جالب
colourless رنگ پریده غیر جالب
colorless رنگ پریده غیر جالب
federalization تشکیل کشورهای متحد
development countries کشورهای قابل توسعه
developing countries کشورهای در حال توسعه
international مربوط به کشورهای مختلف
third world countries کشورهای جهان سوم
the united states of america ایالات یا کشورهای متحدامریکا
backward countries کشورهای عقب مانده
internationals مربوط به کشورهای مختلف
retarded countries کشورهای عقب مانده
allied headquarters قرارگاه کشورهای هم پیمان
underdeveloped countries کشورهای توسعه نیافته
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
The English speaking-countries. کشورهای انگلیسی زبان
Underdeveloped ( backward) countries . کشورهای عقب افتاده
favourite طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favorites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
eye catcher چیز چشم گیر جالب نظر
OAS مخفف سازمان کشورهای امریکایی
commonwealth کشورهای مشترک المنافع جمهور
commonwealth games جام کشورهای مشترک المنافع
pan americanism طرفداری از اتحاد کشورهای امریکایی
federative مبنی بر سازمان کشورهای متحد
reactions from abroad واکنش مردم در کشورهای خارجی
orient کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
orienting کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
overseas income درامد از کشور یا کشورهای خارجی
federate تشکیل کشورهای متحد دادن
organization of petroleum exporting cont سازمان کشورهای صادرکننده نفت
federating تشکیل کشورهای متحد دادن
OPEC سازمان کشورهای صادرکننده نفت
orients کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
commonwealths کشورهای مشترک المنافع جمهور
federated تشکیل کشورهای متحد دادن
federates تشکیل کشورهای متحد دادن
third world economies اقتصاد کشورهای جهان سوم
The color harmony in nature is very interesting. هماهنگی رنگها درطبیعت بسیار جالب است
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه وسیله اندازه گیری
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
trade follows the flag تجارت کشورهای مشترک المنافع با انگلستان
unicef (= united nations international یع کودکان کشورهای توسعه نیافته است
country file را برای کشورهای مختلف تعریف میکند
oil rich countries کشورهای ثروتمند تولید کننده نفت
least developed countries پائین ترین کشورهای در حال توسعه
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
wow فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wows فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowing فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowed فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
seato forces نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
e r p جهت کمک به توسعه اقتصادی کشورهای اروپا
pax britannica اشتی که انگلیس کشورهای جنگجوربدان دعوت میکند
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
some other time دفعه دیگر [وقت دیگر]
satellites ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
the big four درکنفرانس صلح پاریس 9191به کشورهای فرانسه انگلستان
satellite ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
first world کشورهای کنونی سرمایه داری پیشرفته ازنظر اقتصادی
tunnelling روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
browsing نگاه کردن به فایلها یالیستهای کامپیوتر برای پیداکردن یک چیز جالب
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
christian era مبداء تاریخ کشورهای مسیحی که از زمان تولد مسیح اغازمیگردد
he was otherwise ordered جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
rio treaty پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
enclave ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
enclaves ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
resemblance مقایسه
analogy مقایسه
collation مقایسه
collations مقایسه
comparisons مقایسه
analogies مقایسه
datum line خط مقایسه
comparison مقایسه
nordic council فنلاند و نروژ که هدف ان بسط همکاریهای کشورهای اسکاندیناوی درشئون مختلف است
shifts تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
odd parity مقایسه فرد
contrast مقایسه کردن
incomparable غیرقابل مقایسه
incomparable مقایسه ناپذیر
contrasting مقایسه کردن
contrasted مقایسه کردن
no parity عدم مقایسه
analogous قابل مقایسه
incomparability مقایسه ناپذیری
even parity مقایسه زوج
cf مقایسه شود
comparableness قابلیت مقایسه
incommensurable مقایسه ناپذیر
parity bit بیت مقایسه
comparison روش مقایسه
to make comparisons مقایسه کردن
to draw comparisons مقایسه کردن
parity error خطای مقایسه
parity error غلط مقایسه
compares مقایسه کردن
compared مقایسه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com