English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (10 milliseconds)
English Persian
odd parity مقایسه فرد
Search result with all words
collation مقایسه
collations مقایسه
job اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
jobs اهمیت یک کار در مقایسه با دیگر کارها
relative آنچه با دیگری مقایسه شود
ram حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rammed حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rams حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
linear روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا به جواب برسد.
contrast مقایسه کردن
contrasted مقایسه کردن
contrasting مقایسه کردن
contrasts مقایسه کردن
measure مقایسه کردن سنجش
comparable قابلیت مقایسه قیاس پذیر
comparable قابل مقایسه مانند کردنی
comparable آنچه قابل مقایسه نیست
volatility تعداد رکوردهایی که از یک سیستم کامپیوتری حذف یا لعنه می شوند در مقایسه با کل اعداد ذخیره شده
read سیستم اطمینان از اینکه داده به درستی دریافت شده است و داده ارسالی برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
read مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
reads سیستم اطمینان از اینکه داده به درستی دریافت شده است و داده ارسالی برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
reads مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
vertical بررسی تشخیص خطا که بیتهای کلمه با کل آن مقایسه و جمع می شوند
incomparably بطور غیرقابل مقایسه
analogies مقایسه
analogy مقایسه
densities دیسکی که میتواند دو بیت داده را در واحد مسافت ذخیره کند در مقایسه با دیسک استاندارد با استفاده از پردازنده پیشرفته نوشتن
density دیسکی که میتواند دو بیت داده را در واحد مسافت ذخیره کند در مقایسه با دیسک استاندارد با استفاده از پردازنده پیشرفته نوشتن
incomparable غیرقابل مقایسه
incomparable مقایسه ناپذیر
benchmark نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
benchmarks نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
priorities اهمیت یک شغل در مقایسه با سایرین
priority اهمیت یک شغل در مقایسه با سایرین
compare مقایسه کردن
compared مقایسه کردن
compares مقایسه کردن
comparing مقایسه کردن
collate به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collate مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collated به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collated مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collates مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collating به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collating مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
proportion اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
proportions اندازه چیزی در مقایسه با سایرین
double دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
doubled دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
doubled up دیسکی که دو بایت داده در واحد مساحت ذخیره میکند در مقایسه با دیسک استاندارد
comparison مقایسه
comparison روش مقایسه
comparisons مقایسه
comparisons روش مقایسه
comparatively بطور مقایسه
between دربین درمقام مقایسه
resemblance مقایسه
analogous قابل مقایسه
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
search روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searched روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searches روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
searchingly روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
activities تعداد فایل هایی که در حال حاضر در مقایسه با کل آنها استفاده شده اند
activity تعداد فایل هایی که در حال حاضر در مقایسه با کل آنها استفاده شده اند
voter عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
assimilatc مقایسه نمودن
check total آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
comparableness قابلیت مقایسه
comparably بطور قابل مقایسه
comparative gage دستگاه مقایسه کننده
comparative philology علم مقایسه زبانها
comparator مقایسه کننده
comparator وسیله انجام مقایسه
comparison operator عملگر مقایسه
cost effectiveness سودمندبودن بیشتربودن درامد در مقایسه باهزینه ها
datum سطح مقایسه
datum line خط مقایسه
DES استاندارد دولت آمریکا برای سیستم رمز بلاک داده با امنیت بالا. مقایسه با # Public Key #
Dhrystone benchmark سیستمی آماری برای اندازه گیری و مقایسه کارایی کامپیوتر
document comparison utility برنامه کمکی مقایسه مدارک
dry cell battery باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
DTMF روش شماره گیری با دستگاه تلفن که در آن هر شماره یک TONE ایجاد میکند مقایسه شود با Pulse Dialling
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
even parity مقایسه زوج
four ball مقایسه امتیازهای تیم دونفره در هر بخش باامتیازهای تیم حریف
frequency comparison مقایسه فرکانس
incommensurable مقایسه ناپذیر
incomparability غیر قابل مقایسه
incomparability مقایسه ناپذیری
index number مقایسه حجم در بعضی مواقع با عدد شاخص
leap frog test و داده می نویسد و می خواندن و برای بررسی اختلاف مقایسه میکند تا تمام محل ها بررسی شوند
Other Matches
to contrast [with] مقایسه کردن با [برابرکردن برای مقایسه]
parity error خطای مقایسه
cf مقایسه شود
to draw comparisons مقایسه کردن
to make comparisons مقایسه کردن
no parity عدم مقایسه
logical comparison مقایسه منطقی
parity bit بیت مقایسه
parity checking بازبینی مقایسه
parity error غلط مقایسه
refrence مبنای مقایسه
a comparison of the brain to a computer مقایسه ای از مغز با کامپیوتر
paired comparisons method روش مقایسه جفتی
table comparator مقایسه کننده نوارها
tape comparator مقایسه کننده نوار
to compare oppsites چیزهای ضد را با هم مقایسه کردن
by comparison وقتی مقایسه می شوند
a beauty and an elegance beyond [ without] compare زیبایی و ظرافتی بی مقایسه
to stand comparison with قابل مقایسه بودن با
A comparison of theory and practice. مقایسه ای از نظری و عمل.
to bear comparison with قابل مقایسه بودن با
Next to you I'm slim. در مقایسه با تو من لاغر هستم.
relational database نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
VBScript مقایسه شود با JAVA SCRIPT
not a patch on به هیچ طرف مقایسه نیست با
to drow a p between two دوچیزراباهم مقایسه یاتشبیه کردن
parity error اشتباه مقایسه خطای توازن
relational database management system نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
a comparison of men's salaries with those of women مقایسه حقوق مردان با زنان
That's a poor comparison. این مقایسه ای نا مناسب است.
to be out of all proportion to something غیر مقایسه بودن نسبت به چیزی
The comparison is misleading [flawed] . مقایسه گمراه کننده [ ناقص ] است.
Today's weather is mild by comparison. در مقایسه هوای امروز ملایم است.
a comparison between European and Japanese schools مقایسه ای بین مدارس اروپایی و ژاپنی
a comparison of the tax systems in Italy and Spain مقایسه سیستم های مالیاتی در ایتالیا و اسپانیا
On comparison, the Mercedes was the more reliable of the two cars. هنگام مقایسه دو خودرو، بنز قابل اطمینان تر بود.
By [In] comparison with the French, the British eat far less fish. در مقایسه با فرانسوی ها، انگلیسی ها به مراتب کمتر ماهی می خورند.
Participation rates are low compared to international standards. میزان مشارکت در مقایسه با استانداردهای بین المللی کم است .
Comparison with other countries is extremely interesting. مقایسه با کشورهای دیگر بی اندازه جالب توجه است.
move of pattern [وجود تقارن و هماهنگی نگاره ها پس از اتمام بافت در مقایسه با نقشه]
summation check بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
local area network و توسط کابل بهم وصل می شوند. مقایسه شود با WAN
spellcheck بررسی صحت نوشتار کلمه با مقایسه آن با لغت نامه موجود در کامپیوتر
The editorial staff drew unflattering comparisons between the mayor and a dictator. هیات تحریریه مقایسه برخورنده ای بین این شهردار و دیکتاتوری کرد.
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence. در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
pair exchange sorting algorithm نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products. این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
Inevitably it invites/evokes comparison with the original, of which the remake is merely a pale shadow. این به ناچار مقایسه با نسخه اصلی را مجبور می کند که بازسازی فیلمش کاملا قلابی است.
There is just no comparison between canned vegetables and fresh ones. سبزیجات کنسرو شده و سبزیجات تازه اصلا قابل مقایسه نیستند.
He's a good director but he doesn't bear [stand] comparison with Hitchcock. او [مرد ] کارگردان خوبی است اما او [مرد] قابل مقایسه با هیچکاک نیست.
This compares to the Mini models, which cost only 200 EUR. این قابل مقایسه است با مدل های مینی که قیمتشان فقط ۲۰۰ اویرو است.
penetrometer وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
machine address آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیلهای دستیابی دارد. مقایسه شود با آدرس اندیس #INDEX ADDRESS
minicomputer کامپیوتر کوچک با محدوده دستوران و توان پردازش بیشتر از ریز کامپیوتر ولی غیرقابل مقایسه با سرعت و فرفیت ارسال داده کامپیوتر main frame
knot ratio نسبت تعداد گره [این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
spectrophotometry اسپکتروفتومتر [در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com