Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (9 milliseconds)
English
Persian
some hot water
مقداری آب گرم
Search result with all words
drag
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
dragged
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
drags
مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
whisker
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
amount
مقداری از داده یا کاغذ یا...
amounted
مقداری از داده یا کاغذ یا...
amounting
مقداری از داده یا کاغذ یا...
amounts
مقداری از داده یا کاغذ یا...
earnest
مقداری از مبیع که پیش از قبض واقباض کل مبیع و ثمن به خریدار تسلیم میشود
default
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
default
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulted
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaulted
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulting
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaulting
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaults
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaults
مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
transparencies
مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد
transparency
مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد
leakage
مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
leakages
مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
bias
مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
biases
مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
parameter
مقداری از یک مدار
parameter
مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
parameters
مقداری از یک مدار
parameters
مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
quantitative
مقداری
quantitatively
مقداری
qualitative
مقداری
applicative
صفت مقداری مانندsome یا every
augmenter
مقداری که به دیگری اضافه میشود
bill of quantities
صورت مقداری
classical theory of money
نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
continental shelf
مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
creditor's bill
رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
extensive property
خاصیت مقداری
handily
ذخیره کردن مقداری از انرژی از طرف اسب
lipoprotein
مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند
multipe expansion of credit
استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد
nuclide
انواع اتم هایی که حاوی پروتون و نوترون و مقداری نیرو میباشند
oversale
پیش فروش چیزی به مقداری که بعدا` نتوان تحویل داد
plene administrative preter
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
plough land
مقداری زمین که با هشت گاومیتوانستند در یک سال شخم بزنند
quantitative analysis
تحلیل مقداری
quantitative methods
روشهای مقداری
quantitative value
ارزش مقداری
quantity equation
معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity equation of exchange
یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
quantity theory of money
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
quantity theory of money
نظریه مقداری پول
quantity theory of money and prices
نظریه مقداری پول و قیمت
single valued function
تابع یک مقداری
size distribution of income
توزیع درامد مقداری
soft valve
شیر ترمویونیکی که مقداری هوا به داخل ان نشت کرده است
value parameter
پارامتر مقداری
volume discont
تخفیف مقداری
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
The welfare budget has been cut down.
از بودجه رفاهی مقداری زده اند
drop in the bucket
<idiom>
مقداری جزئی
I'd like some ...
من مقداری ... میخواهم.
some milk
مقداری شیر
May I have some ...?
آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟
some cold water
مقداری آب سرد
I'd like some soup.
من مقداری سوپ میخواهم.
I'd like some ...
من مقداری ... میخواهم.
I'd like some ...
من مقداری ... میخواهم.
Some sugar, please.
لطفا مقداری شکر.
some crisps
مقداری چیپس
to have a maximum limit
[of something]
[به]
حداکثر
[چیزی یا مقداری]
اعتبار داشتن
[اقتصاد]
to have a limit
[of up to something]
[تا]
به حد
[چیزی یا مقداری]
اعتبار داشتن
[اقتصاد]
to run to a quantity
[to run into a sum]
بر مبلغی
[مقداری]
بالغ شدن
[یا بودن]
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com