English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
quantity of leisure مقدار فراغت
Other Matches
leisure فراغت
disembarrassment فراغت
vacuity فراغت
comprehensively از روی فراغت
to be through فراغت یافتن
at one's leisure هنگام فراغت
relief فراغت ازادی
leisure time اوقات فراغت
off hours ساعات فراغت
deliveries فراغت اززایمان
cessation from work فراغت ازکار
delivery فراغت اززایمان
elbowroom محل فراغت
graduation فراغت از تحصیل
peacetime زمان فراغت از جنگ
opportunities دست یافت فراغت
vacant hours ساعات بیکاری یا فراغت
opportunity دست یافت فراغت
leisure hours ساعات فراغت یا بیکاری هنگام فرصت
setting up 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tables استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
defaulted مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
dosage مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
check total آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
spattered مقدار کم
spatters مقدار کم
values مقدار
spatter مقدار کم
spattering مقدار کم
amount مقدار
amounted مقدار
amounting مقدار
amounts مقدار
measurment مقدار
size مقدار
dealt مقدار
value مقدار
sup مقدار
sizes مقدار
deals مقدار
batches مقدار
batch مقدار
supped مقدار
supping مقدار
sups مقدار
mouthful مقدار
mouthfuls مقدار
extent حد مقدار
deal مقدار
percentages مقدار
iso quant مقدار
valuing مقدار
modicum مقدار کم
quantum مقدار
percentage مقدار
what چه مقدار
volume مقدار
smidgin مقدار کم
soupcon مقدار کم
summa مقدار
royalty tonnage مقدار
t value مقدار تی
sprinkling مقدار کم
scantling مقدار
volumes مقدار
sum مقدار
smidgen مقدار کم
total مقدار
truth table دو مقدار
volume discount مقدار
outturn مقدار
penny worth مقدار کم
magnitude مقدار
quantities مقدار
single valued تک مقدار
quantity مقدار
infinite quantity مقدار بی نهایت
turnover مقدار فروش
sufficient مقدار کافی
voltaism مقدار ولتاژبرق
constants مقدار ثابت
constant مقدار ثابت
absolute value مقدار مطلق
absorbance مقدار جذب
true value مقدار حقیقی
so much <idiom> مقدار زیاد
absorbancy مقدار جذب
transmittance مقدار عبور
in a way <idiom> به مقدار از چیزی
valuing قدر مقدار
hoist مقدار کشش
on a grand scale <adv.> به مقدار زیاد
dose مقدار دارو
dose مقدار مجاز
proportions شباهت مقدار
proportion شباهت مقدار
equally <adv.> همان مقدار
parameters مقدار ثابت
parameter مقدار ثابت
just as well <adv.> همان مقدار
sales {pl} مقدار فروش
turn-over مقدار فروش
mileage مقدار کارکردموتور
mileage مقدار کیلومتر
contenting مقدار مندرجات
dosed مقدار مجاز
dosed مقدار دارو
values قدر مقدار
volume of sales مقدار فروش
value قدر مقدار
rotation مقدار چرخش یک شی
hoists مقدار کشش
hoisted مقدار کشش
dosing مقدار دارو
dosing مقدار مجاز
doses مقدار دارو
doses مقدار مجاز
content مقدار مندرجات
optimum value مقدار بهینه
quantity of supply مقدار عرضه
quantum of action مقدار اثر
rated quantity مقدار اسمی
rated value مقدار نامی
relative value مقدار نسبی
jillion مقدار زیاد
instantaneous value مقدار لحظهای
initial value مقدار اولیه
scalar value مقدار عددی
trace element عنصر کم مقدار
guest element عنصر کم مقدار
shear value مقدار برش
light value مقدار نور
quantity of money مقدار پول
nominal value مقدار اسمی
mort مقدار زیاد
moisture content مقدار رطوبت
moisture content مقدار تری
mean value مقدار میانگین
mean value مقدار متوسط
maximum value مقدار حداکثر
quantity discount مقدار تخفیف
quantity of capital مقدار سرمایه
quantity of demand مقدار تقاضا
maximum ratings مقدار حداکثر
quantity of labor مقدار کار
logical value مقدار منطقی
expected value مقدار نظری
electrical quantity مقدار الکتریسیته
sign and magnitude علامت و مقدار
certificate of quantity گواهی مقدار
certificate of measurement گواهی مقدار
calorific power مقدار حرارتی
theoretical value مقدار نظری
average value مقدار میانگین
average value مقدار متوسط
auxiliary value مقدار کومکی
thermal power مقدار حرارتی
approximate value مقدار تقریبی
an abundance of مقدار زیاد
algebraic value مقدار جبری
threshold value مقدار استانه
characteristic number ویژه مقدار
characteristic number مشخصه مقدار
eigenvalue مقدار مشخصه
eigenvalue ویژه مقدار
sign magnitude علامت و مقدار
drib مقدار کمی
debit balance مقدار بدهکاری
data value مقدار داده
critical valve مقدار بحرانی
constatnt مقدار ثابت
slather مقدار زیاد
proper value مشخصه مقدار
proper value ویژه مقدار
characteristic root مشخصه مقدار
characteristic root ویژه مقدار
trace compounds ترکیبات کم مقدار
resistance مقدار مقاومت
slights مقدار ناچیز
mean مقدار میانگین
meaner مقدار میانگین
meanest مقدار میانگین
eyeful مقدار زیاد
average مقدار متوسط
averaged مقدار متوسط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com