Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
expectation value
مقدار مورد توقع
Other Matches
overhead
مقدار پردازش مورد نیازبرای اتمام یک کار معین بالاسری
expectations
توقع
sanguineness
توقع
inexpectant
بی توقع
expectation
توقع
expectance
امید توقع
expectancy
امید توقع
I didnt expect it from you of all people .
ازتویکی توقع نداشتم
demand
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demanded
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demands
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
setting up
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
table
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
cleanest
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean
کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
dosage
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
area of operational interest
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
check total
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
single valued
تک مقدار
royalty tonnage
مقدار
extent
حد مقدار
deals
مقدار
smidgin
مقدار کم
smidgen
مقدار کم
quantum
مقدار
scantling
مقدار
soupcon
مقدار کم
summa
مقدار
t value
مقدار تی
quantity
مقدار
mouthful
مقدار
amount
مقدار
amounted
مقدار
mouthfuls
مقدار
amounts
مقدار
batches
مقدار
batch
مقدار
what
چه مقدار
quantities
مقدار
volume discount
مقدار
size
مقدار
iso quant
مقدار
spatters
مقدار کم
spattering
مقدار کم
spattered
مقدار کم
spatter
مقدار کم
amounting
مقدار
sup
مقدار
supped
مقدار
supping
مقدار
sprinkling
مقدار کم
sizes
مقدار
truth table
دو مقدار
sups
مقدار
magnitude
مقدار
values
مقدار
measurment
مقدار
percentages
مقدار
value
مقدار
deal
مقدار
modicum
مقدار کم
percentage
مقدار
volume
مقدار
valuing
مقدار
volumes
مقدار
total
مقدار
sum
مقدار
outturn
مقدار
penny worth
مقدار کم
dealt
مقدار
indirect objects
مورد
direct objects
مورد
object
مورد
oportuneness
مورد
occurence
مورد
unseasonably
بی مورد
unseasonable
بی مورد
inapposite
بی مورد
instances
مورد
out of place
بی مورد
instance
مورد
occasioning
مورد
open to question
<adj.>
مورد شک
occasions
مورد
cases
مورد
inopportune
بی مورد
case
مورد
occasioned
مورد
objects
مورد
objecting
مورد
occasion
مورد
objected
مورد
mean value
مقدار میانگین
hoist
مقدار کشش
maximum ratings
مقدار حداکثر
maximum value
مقدار حداکثر
logical value
مقدار منطقی
eyeful
مقدار زیاد
instantaneous value
مقدار لحظهای
moisture content
مقدار تری
moisture content
مقدار رطوبت
mort
مقدار زیاد
jillion
مقدار زیاد
nominal value
مقدار اسمی
light value
مقدار نور
infinity
مقدار نامحدود
optimum value
مقدار بهینه
mean value
مقدار متوسط
content
مقدار مندرجات
value
قدر مقدار
values
قدر مقدار
valuing
قدر مقدار
constant
مقدار ثابت
constants
مقدار ثابت
sufficient
مقدار کافی
slights
مقدار ناچیز
slighting
مقدار ناچیز
slightest
مقدار ناچیز
slighter
مقدار ناچیز
slighted
مقدار ناچیز
slight
مقدار ناچیز
absolute value
مقدار مطلق
absorbance
مقدار جذب
absorbancy
مقدار جذب
rotation
مقدار چرخش یک شی
hoists
مقدار کشش
contenting
مقدار مندرجات
mileage
مقدار کیلومتر
mileage
مقدار کارکردموتور
parameter
مقدار ثابت
parameters
مقدار ثابت
proportion
شباهت مقدار
proportions
شباهت مقدار
dose
مقدار مجاز
dose
مقدار دارو
dosed
مقدار مجاز
dosed
مقدار دارو
doses
مقدار مجاز
doses
مقدار دارو
dosing
مقدار مجاز
hoisted
مقدار کشش
snatching
گرفتن مقدار کم
snatches
گرفتن مقدار کم
snatched
گرفتن مقدار کم
constatnt
مقدار ثابت
critical valve
مقدار بحرانی
data value
مقدار داده
debit balance
مقدار بدهکاری
drib
مقدار کمی
mediums
مقدار متوسط
medium
مقدار متوسط
eigenvalue
ویژه مقدار
eigenvalue
مقدار مشخصه
electrical quantity
مقدار الکتریسیته
expected value
مقدار نظری
guest element
عنصر کم مقدار
resistance
مقدار مقاومت
trace element
عنصر کم مقدار
tremendous
مقدار زیاد
proper value
مشخصه مقدار
proper value
ویژه مقدار
snatch
گرفتن مقدار کم
algebraic value
مقدار جبری
an abundance of
مقدار زیاد
approximate value
مقدار تقریبی
auxiliary value
مقدار کومکی
average value
مقدار متوسط
average value
مقدار میانگین
calorific power
مقدار حرارتی
certificate of measurement
گواهی مقدار
certificate of quantity
گواهی مقدار
characteristic number
ویژه مقدار
characteristic number
مشخصه مقدار
characteristic root
ویژه مقدار
characteristic root
مشخصه مقدار
initial value
مقدار اولیه
so much
<idiom>
مقدار زیاد
thermal power
مقدار حرارتی
dosing
مقدار دارو
theoretical value
مقدار نظری
averages
مقدار متوسط
averaged
مقدار متوسط
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com