English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
input admittance of the tube مقدار هدایت اولیه لامپ
Other Matches
input admittance مقدار هدایت طاهری اولیه
input conductance مقدار هدایت موثر اولیه کندوکتانس ورودی
initial value مقدار اولیه
magnetic permeance مقدار هدایت مغناطیسی
conductance مقدار هدایت واقعی
transverse conductance مقدار هدایت عرضی
susceptance مقدار هدایت کور
initialize مقدار اولیه دادن
wake up تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
uninitialized ارزش اغازی داده نشده مقدار اولیه نگرفته
autos توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
auto توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
half life period مدت زمان لازم برای فعالیت یک ماده رادیواکتیو است که به نصف مقدار اولیه خود کاهش یابد
set up مشخص کردن یا مقدار دهی اولیه کردن یا شروع یک برنامه کاربردی یاسیستم
inductive susceptance مقدار هدایت کور القائی سوسپتانس القائی
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
guidance هدایت کردن سیستم هدایت هدایت
incandescent lamp لامپ برقی دارای نور سیمابی لامپ نئون
maces نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
beamrider موشک هدایت شوندهای که به وسیله اشعه رادار هدایت میشود
homing guidance هدایت هواپیما یا موشک بااستفاده از امواج رادار هدایت الکترونیکی
terminal guidance هدایت موشک در مراحل اخرمسیر هدایت هواپیما ازفرودگاه یا به فرودگاه
fighter direction هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
mace نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
inertial guidance سیستم هدایت داخلی موشک هدایت خودکار
stellar guidance سیستم هدایت نجومی موشکهای هدایت شونده
Ideal City [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
conductance ضریب هدایت قدرت هدایت
gyro pilot سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
celestial guidance سیستم هدایت نجومی موشک هدایت موشک یا قمرمصنوعی با استفاده از صورفلکی
set 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
basic data دادههای اولیه عناصر اولیه
tabling استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
restoration احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
image dissector tube لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
default مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
dosage مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
azimuth guidance هدایت هواپیما از نظر سمتی هدایت سمتی هواپیما
electric lamp لامپ
lamp لامپ
valve لامپ
tubes لامپ
valves لامپ
limiter لامپ اف ام
diode لامپ
lamp bulb لامپ
tube لامپ
lamps لامپ
checksum آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
lamp bulb adapter تبدیل لامپ
instrument lamp لامپ سنجه ها
inspection lamp لامپ کنترل
lamp deflector نورافکن لامپ
tubes لامپ بی سیم
tube لامپ الکترونی
tubes لامپ الکترونی
pins خار لامپ
tube لامپ بی سیم
lamp bulb base پایه لامپ
lamp bulb efficiency بازده لامپ
multiple unit valve لامپ مرکب
nernst lamp لامپ نرنست
nitrogen lamp لامپ ازت
output tube لامپ خروجی
power output tube لامپ خروجی
peanut tube لامپ بادامی
pentode لامپ پنتود
picture tube لامپ تصویر
pilot lamp لامپ خبر
pilot lamp لامپ کنترل
pilot lamp لامپ پیلوت
pocket lamp لامپ کوچک
pool rectifier لامپ مایع
miniature lamp لامپ مینیاتوری
metal lamp لامپ فلزی
lamp connector رابط لامپ
lamp cord سیم لامپ
lampholder سرپیچ لامپ
lock in base tube لامپ قفلی
loctal base لامپ قفلی
loktal base لامپ قفلی
mazda lamp لامپ مزدا
mcnally tube لامپ مکنلی
mercury lamp لامپ جیوه
mercury pool tube لامپ مایع
pool cathode tube لامپ مایع
pool tube لامپ مایع
neon lamp لامپ نئون
mercury vapor lamp لامپ جیوهای
lamp holder سرپیچ لامپ
industrial tube لامپ تجارتی
all metal type tube لامپ فلزی
lamp لامپ چراغ
crookes tube لامپ کروکس
d.c. lamp لامپ آنالوگ
damper tube لامپ کاهنده
decorative lamp لامپ تزیینی
deflector of lamp نورافکن لامپ
detector tube لامپ اشکارساز
diode لامپ دو قطبی
diode لامپ دوقطبی
display tube لامپ نمایشگر
dome lamp لامپ سقفی
door lamp لامپ در اتومبیل
double filament lamp لامپ دو افروزهای
elctron tube لامپ الکترونیکی
electric bulb لامپ الکتریکی
fog lamps لامپ مه شکن
fog lamp لامپ مه شکن
lamps لامپ چراغ
gauge lamp لامپ داشبورد
metal type tube لامپ فلزی
arc lamp لامپ قوسی
flashlights لامپ عکاسی
flashlight لامپ عکاسی
braun tube لامپ براون
bulb socket سرپیچ لامپ
valves لامپ سوپاپ
valve لامپ سوپاپ
ceiling lamp لامپ سقفی
roof lamp لامپ سقفی
light bulbs لامپ برق
light bulb لامپ برق
converter valve لامپ مرکب
coolidge tube لامپ کولیج
counting tube لامپ شمارشگر
cowl lamp لامپ داشبورد
electron tube لامپ الکترونی
glow lamp لامپ نئون
glow lamp لامپ کنتاکتی
glow tube لامپ مشتعل
glow tube لامپ کنتاکتی
grid glow tube لامپ کنتاکتی
h lamp لامپ هیدروژنی
hard tube لامپ سخت
helium lamp لامپ هلیومی
hexod لامپ شش قطبی
hexode لامپ شش قطبی
high vaccum tube لامپ خلاء
vaccum tube lamp لامپ خلاء
ignitorn لامپ ایگنیترون
image storing tube لامپ ایکونوسکپ
incandescent lamp لامپ روشنایی
incandescent lamp لامپ رشتهای
indicator light لامپ سیگنال
glow discharge tube لامپ مشتعل
glow discharge cold cathode tube لامپ مشتعل
emergency lamp لامپ اضطراری
tank لامپ مخزنی
filament lamp لامپ رشتهای
incandescent bulb لامپ رشتهای
five electrode valve لامپ پنتود
fluorescent lamp لامپ فلوئورسان
fluorescent lamp لامپ فلورسنت
fluorescent tube لامپ فلورسنت
gas filled lamp لامپ گازی
gas lamp o. light لامپ گازی
gas lamps لامپ گازی
gas flame لامپ گازی
gas tube لامپ گازی
gassy tube لامپ نرم
soft tube لامپ نرم
gate tube لامپ دریچهای
geissler tube لامپ گایسلر
indicator tube لامپ سیگنال
vaccum tube لامپ خلاء
bulbs لامپ برق
roentgen tube لامپ رونتگن
sealing in اببندی لامپ
selectron لامپ گزینش
bulbs لامپ رشتهای
baffle تیغه لامپ
bulb حباب لامپ
two electrode valve لامپ دو قطبی
triode لامپ تریود
radio tube لامپ رادیو
tube resistance مقاومت لامپ
tube tester لامپ سنج
tube voltage ولتاژ لامپ
reactance tube لامپ راکتانس
bulb لامپ رشتهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com