English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (6 milliseconds)
English Persian
disciplinary regulation مقررات انضباطی
Search result with all words
discipline and adjustment board هیئت تدوین مقررات انضباطی
Other Matches
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
martinets انضباطی
martinet انضباطی
misbehavior بی انضباطی
indiscipline بی انضباطی
indicipline بی انضباطی
disciplinary انضباطی
disciplinary barracks زندان انضباطی
disciplinary punishment کیفر انضباطی
disciplinary punishment مجازات انضباطی
disciplinary segregation زندان انضباطی
nunjudicial punishment تنبیه انضباطی
disciplinary action تنبیه انضباطی
disciplinary تنبیه انضباطی
disciplinary نظم دهنده انضباطی
disciplinarians نظم دهنده انضباطی
disciplinarian نظم دهنده انضباطی
disciplinal نظم دهنده انضباطی
punishment book ایین نامه انضباطی
requirement مقررات
precept مقررات
precepts مقررات
measure مقررات
regulation مقررات
disposition مقررات
regulations مقررات
arrangement مقررات
provisions مقررات
arrangements مقررات
holding نقض مقررات
military doctorine مقررات نظامی
trancscendent ماورای مقررات
The regulations in force . مقررات جاری
standard specification مقررات استاندارد
army regulation مقررات ارتشی
infraction نقض مقررات
government regulation مقررات دولتی
mounting instruction مقررات نصب
instruction for assembly مقررات نصب
laws of the game مقررات مسابقه
operating instruction مقررات کار
by rule طبق مقررات
by law طبق مقررات
control measures مقررات کنترلی
ordinance مقررات محلی
ordinances مقررات محلی
illegally برخلاف قانون و مقررات
institute اصل قانونی مقررات
illicit نا مشروع مخالف مقررات
To be observant of the regulations . ملاحظه مقررات را کردن
tariff regulations مقررات تعرفه بندی
conditions مقررات و شرایط اسبدوانی
red tape مقررات دست و پاگیر
instituted اصل قانونی مقررات
institutes اصل قانونی مقررات
sanctioned laws قوانین یا مقررات مصوبه
instituting اصل قانونی مقررات
ruled based deduction استنباط بر مبنای مقررات
assembly instrudactions مقررات یا دستورات نصب
officialism رسمیت مقررات اداری
manual مقررات کتاب راهنما
lodge-books کتاب مقررات معماری
inland rules مقررات حرکت در ابهای داخلی
formally مقررات رسمی یا اداری فاهرا"
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
where justified در موارد طبق مقررات اثبات شده
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
in duly substantiated cases در موارد طبق مقررات اثبات شده
where there is a valid reason در موارد طبق مقررات اثبات شده
road discipline مقررات عبور و مرور روی جاده
meter rule مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
regulatory signs علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
highway dispatch مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
regulation نظامنامه مقررات و نظامات نظام تنظیم
deviations از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
The regulations are stI'll in force ( effect ) . این مقررات هنوز بقوت خود با قی است
There is an outcry against these regulations. همه از این مقررات فریادشان بلند است
deviation از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
inspectors داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
prodify تغییر دادن در تولیداتومبیلهای مسابقه طبق مقررات
expedite rule مقررات سرعت بخشیدن به بازی پینگ پنگ
curfew مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
curfews مقررات حکومت نظامی وخاموشی در ساعت معین شب
inspector داور برای تشخیص نقض مقررات مسابقه
last chance rule مقررات مربوط به اجتناب ازتصادم با قایقهای دیگر
unmilitary بر خلاف مقررات ارتش غیرنظامی اخلاقا و عادتاغیرنظامی
marquis queensberry rules مجموعه قوانین و مقررات بوکس که در سال 6781میلادی وضع شد
table of precedence صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
systems مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
disciplinary control board کمیسیون 5 نفری یکانها کمیسیون 5 نفری شورای انضباطی یکان
observers گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observer گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
customs of the services مقررات و روشهای جاری قسمتها امور جاری نیروها
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
foul فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
arms control measures مقررات کنترل جنگ افزار اقدامات کنترلی جنگ افزار
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com